مسیر جاری :
#اشعارخواجوی کرمانی در راسخون
#اشعارخواجوی کرمانی در مقالات
#اشعارخواجوی کرمانی در فیلم و صوت
#اشعارخواجوی کرمانی پرسش و پاسخ
#اشعارخواجوی کرمانی در مشاوره
#اشعارخواجوی کرمانی در خبر
#اشعارخواجوی کرمانی در سبک زندگی
#اشعارخواجوی کرمانی در مشاهیر
#اشعارخواجوی کرمانی در احادیث
#اشعارخواجوی کرمانی در ویژه نامه
آداب و رسوم رمضان در سمنان
آداب و رسوم رمضان در کرمان
آداب و رسوم رمضان در میان ترکمن ها
نحوه ثبت نام در paypal
خرافه نحوست سیزده فروردین
نحوه ثبت نام دانشگاه آزاد
تجربه ها و توصیه های وکیل دادگستری
نقش و کارکرد وقف در سرمایهگذاری برای تولید
فلسفه عید فطر در آیینه احادیث نبوی و علوی
نحوه ثبت نام ثنا در خارج از کشور
داستانی درباره ماه رمضان به قلم محمد امیری
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
نحوه خواندن نماز والدین
احکام روزه بیماران و ناتوانان از نظر آیت الله خامنه ای
احکام روزه مسافر آیت الله خامنه ای
گیاه بیلهر خواص و عوارضی دارد؟
اقدامات مهم و اورژانسی پس از چنگ زدن گربه
نماز قضا را چگونه بخوانیم؟
هنگام سجده واجب چه ذکری بگوییم؟
اهل سنت چگونه نماز می خوانند؟

آن زمان کز من دلسوخته آثار نبود
آن زمان کز من دلسوخته آثار نبود شاعر : خواجوي کرماني بجز از ورزش عشق تو مرا کار نبود آن زمان کز من دلسوخته آثار نبود گر چه بي روي تو ما را سر بازار نبود کوس بدنامي ما...

بي رخ حور بجنت نفسي نتوان بود
بي رخ حور بجنت نفسي نتوان بود شاعر : خواجوي کرماني بر سر آتش سوزنده بسي نتوان بود بي رخ حور بجنت نفسي نتوان بود زانکه هر لحظه گرفتار کسي نتوان بود من نه آنم که بود با...

ديشب همه منزل من کوي مغان بود
ديشب همه منزل من کوي مغان بود شاعر : خواجوي کرماني وز نالهي من مرغ صراحي بفغان بود ديشب همه منزل من کوي مغان بود خون جگر از ديدهي گرينده روان بود همچون قدحم تا سحر...

بي گلبن وصلت بگلستان نتوان بود
بي گلبن وصلت بگلستان نتوان بود شاعر : خواجوي کرماني بي شمع جمالت بشبستان نتوان بود بي گلبن وصلت بگلستان نتوان بود با مملکت مصر به زندان نتوان بود اي يار عزيز ار نبود...

دوشم وطن بجز در دير مغان نبود
دوشم وطن بجز در دير مغان نبود شاعر : خواجوي کرماني قوت روان من ز شراب مغانه بود دوشم وطن بجز در دير مغان نبود وز سوز سينه هر نفسم جز فغان نبود بود از خروش مرغ صراحي سماع...

ياد باد آن شب که در مجلس خروش چنگ بود
ياد باد آن شب که در مجلس خروش چنگ بود شاعر : خواجوي کرماني مطربانرا عود بر ساز و دف اندر چنگ بود ياد باد آن شب که در مجلس خروش چنگ بود وانکه او بر خفتگان گلبانک ميزد چنگ...

دوشم بشمع روي چو ماهت نياز بود
دوشم بشمع روي چو ماهت نياز بود شاعر : خواجوي کرماني جانم چو شمع از آتش دل در گداز بود دوشم بشمع روي چو ماهت نياز بود چشمم ز شام تا بگه صبح باز بود در انتظارصيد تذرو وصال...

ترک من گوئي که بازش خاطر نخجير بود
ترک من گوئي که بازش خاطر نخجير بود شاعر : خواجوي کرماني کابرويش چاچي کمان و نوک مژگان تير بود ترک من گوئي که بازش خاطر نخجير بود گه ز چشم جادوش صد فتنه در کشمير بود گه...

تا ترا برگ ما نخواهد بود
تا ترا برگ ما نخواهد بود شاعر : خواجوي کرماني کار ما را نوا نخواهد بود تا ترا برگ ما نخواهد بود کام جانم روا نخواهد بود از دهانت چنين که ميبينيم مشک خوانم خطا نخواهد...

اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود
اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود شاعر : خواجوي کرماني خروش و مستي ما بر دوام خواهد بود اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود که شراب اهل مودت مدام خواهد بود ز جام بادهي عشقت...