مسیر جاری :
رازداری سازمانی و حفظ اسرار همکاران؛ امانت اطلاعات در محیط کار
تبریک و تسلیت به همکاران؛ نقش همدلی در افزایش بهرهوری
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در کشور مصر؛ از فرصتهای سرمایهگذاری اقتصادی تا چالشهای نهادی
روش محاسبه قیمت طلا برای فروش: فرمول ساده با مثال
اسکرول های بی پایان با روح و روان ما چه می کند؟
کارهایی که زمان سیل نباید انجام دهیم
هر آنچه باید درباره روانشناسی زرد بدانید
قبل از خرید لوازم التحریر به چه نکاتی توجه کنیم؟
راهکارهای ترویج حجاب؛ ضمانت اجرا
راهکارهای ترویج حجاب؛ آسانسازی انتخاب
فال حافظ
متن کامل زیارتنامه امام زاده صالح علیه السلام + صوت و ترجمه
دل از من برد و روی از من نهان کرد
چند داستان عبرت آموز پیرامون عاقبت شوم رابطه با نامحرم
پیش شماره شهر های استان گیلان
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
متن کامل سوره مزمل با خط درشت + صوت و ترجمه
ختم سوره کوثر در روز چهارشنبه چگونه است؟
طریقه خواندن نماز امام علی(ع) برای گرفتن حاجت
هنگام اذان، چه دعاهایی مستحب است که زمزمه شود؟
داستان
ارمغان اژدها
در روزگاران پیش، اژدهایی بزرگ قلمروی شگفت انگیز در دل جنگلهای كهن سال داشت. در همسایگی او امیری مهربان و نیكخواه، كه رعایای خود را به حد پرستش دوست میداشت، به سر میبرد و چون وجود چنین فرمان روایانی،...
داستان
سرگلین
در روزگاران پیش دو «بودیساتراس» یعنی نظر كردهی بودا در كوهستانها به تنهایی میزیستند. بودا اندكی از پرتو خدایی خود را به جان این دو فرزانهی پاكنهاد درآمیخته بود.
داستان
نیم تاج
«تاهو» امپراتور چین از شه دخت «ماه محزون»، كه سر به زیر افكنده بود و آه میكشید، پرسید: «دختر دل بندم، نور دیدهام، شادی و مایهی زندگیام، چند روز است كه گرفته و اندوهگینی و لب به خنده نمیگشایی. چه اتفاقی...
داستان
درخت گیلاس سحرآمیز
بودا در كاخ لاجوردین باشكوه خود بر تخت نشسته بود و دل تنگ بود، چندان كه طنین ناقوسها و منظرهی پیشكشیها و گلهایی كه در پای معبدش نهاده بودند و بوی دلآویز عود و كندر كه در مجمرها میسوخت و حتی زمزمهی...
داستان
نگرانیهای یک بچه کبک قرمز
لابد میدانید که کبکها به طور دستهجمعی حرکت میکنند و در شکافها و شیارهای مزارع لانه میسازند و به اندک صدایی، مانند مشتی دانه، که به اطراف بیفشانند، به هر سو پراکنده میشوند. من بچه کبک کوچکی هستم...
داستان
آینه
دخترک پانزده سالهای از نژاد نیمه بومی و نیمه فرانسوی، که از لطافت و طراوت به شکوفههای زیبای بهاری میماند، به اروپای شمالی و کرانههای رود «نیهمن» آمده است. این موجود دلربا را، که تا به حال در نواحی...
داستان
پاپ مرده است
دوران کودکی من در یکی از شهرستانهای بزرگ سپری گشته است. رودخانهی خروشان و مواجی که از میان شهر ما میگذشت، خیلی زود عشق سفر و دریانوردی را در من پدید آورد. هنوز هم وقتی به آن پل باریک پیادهرو، که به...
داستان
دعاهای نیمه شب
«گاریگو» گفتی قارچ در شکم بوقلمونها گذاشتند؟ - بلی جناب کشیش. نمیدانید چه بوقلمونهای چرب و چاق و چلهای بود. خود من برای پر کردن شکمشان به آشپز کمک کردم. آن قدر قارچ در دلشان گذاشتیم که وقت سرخ کردن...
داستان
افسانههای عید میلاد مسیح، شب زندهداری
شب عید است. آقای «ماژسته» سازندهی آب سلتز (لیموناد) در ناحیهی «ماره» از یک شبنشینی خودمانی و کوچکی، که منزل یکی از دوستانش تشکیل شده بود، خارج شده است و در حالی که آهنگی را زیر لب زمزمه میکند به خانهی...
داستان
خانهی فروشی
بر فراز در چوبی، که درزهایش از هم باز شده بود و قسمت پوسیدهی پایین آن ریگهای باغچه را با خاک نرم جاده به هم مخلوط میکرد، لوحهای با کلمات «خانهی فروشی» از مدتها پیش نصب شده بود. از خاموشی و سکوتی...