مسیر جاری :
رازداری سازمانی و حفظ اسرار همکاران؛ امانت اطلاعات در محیط کار
تبریک و تسلیت به همکاران؛ نقش همدلی در افزایش بهرهوری
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در کشور مصر؛ از فرصتهای سرمایهگذاری اقتصادی تا چالشهای نهادی
روش محاسبه قیمت طلا برای فروش: فرمول ساده با مثال
اسکرول های بی پایان با روح و روان ما چه می کند؟
کارهایی که زمان سیل نباید انجام دهیم
هر آنچه باید درباره روانشناسی زرد بدانید
قبل از خرید لوازم التحریر به چه نکاتی توجه کنیم؟
راهکارهای ترویج حجاب؛ ضمانت اجرا
راهکارهای ترویج حجاب؛ آسانسازی انتخاب
فال حافظ
متن کامل زیارتنامه امام زاده صالح علیه السلام + صوت و ترجمه
دل از من برد و روی از من نهان کرد
چند داستان عبرت آموز پیرامون عاقبت شوم رابطه با نامحرم
پیش شماره شهر های استان گیلان
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
متن کامل سوره مزمل با خط درشت + صوت و ترجمه
ختم سوره کوثر در روز چهارشنبه چگونه است؟
طریقه خواندن نماز امام علی(ع) برای گرفتن حاجت
هنگام اذان، چه دعاهایی مستحب است که زمزمه شود؟
داستان
اوآتانابه و جادوگر
«خبر دارید؟ جادوگر بامداد امروز هم مردی را کشت!» این خبر از دکانی به دکان دیگر میان پیشهوران وحشتزدهی محل گشت. گروهی از مردمان در کوچه گرد آمده بودند و دربارهی این واقعه گفتوگو میکردند.
داستان
پشیمانی کوماگای
کوماگای نائوزانه با کلاهخود و گردنپوش آهنین و خفتان چرمین پوشیده از تیغهها و لوحههای فلزی و شانهبندها و بازوبندها و زانوبندها و ساقبندها و دستکشهایی که توی آنها چرمین و رویشان آهنین بود و چکمههای...
داستان
مگس هیمجی
این شهر دژی استوار با بنایی پنج اشکوبه داشت. گرداگردش خندقهای ژرفی کنده بودند و بارههایی با سنگهای سخت و بزرگ در اطراف آن برآورده بودند.
داستان
دو دایمیو و نوکرشان
روزی دایمیویی رهسپار کیوتو شد. او مردی بلندبالا و لاغر اندام بود.
دایمیو با خود میگفت: «صد حیف که نتوانستم نوکری برای خود پیدا کنم تا در شهر بزرگ همراهم باشد.»
داستان
فداکاری ناکامیتسو
دژ شاهزاده میناموتو برفراز تپهای برافراشته بود. دیوارها و باروهای استوار آن را از تخته سنگهای یکپارچهی بسیار سختی برآورده بودند. مالک قلعه در آخرین حیاط دژ، در برجی بزرگ، به سر میبرد.
داستان
بیدبن کیوتو
بوداییان ژاپن، بعضی از درختان، خاصه بید مجنون، را جاندار میپندارند و گمان میبرند که جان گیاه نیرویی مرموز در خوبی کردن یا بدی رساندن به مردمان دارد.
داستان
شبح بونز
نامو آمیدا بوتسو! نامو آمیدا بوتسو! معنای این جمله در ژاپن این است: «تو را میپرستم ای بودای جاویدان! تو را میپرستم ای خدای جاویدان!».
داستان
شش مجسمه
ماتسودا دهقانی بود بسیار نزدیکبین و به غایت پارسا. هرگاه از کار سنگین برنجزارها فراغتی مییافت به شهرها و دهکدههای نزدیک میشتافت و محو تماشای مجسمههای خدایان بودایی میشد. او چنان نزدیکبین بود که...
داستان
درختان کوتوله
بعضی از این درختان ممکن است. پنجاه سال، صد سال، صد و پنجاه سال و حتی دویست سال عمر کنند و با دارا بودن همهی اندامهای اصلی درختان بزرگ، مانند ریشه، تنه، شاخ و برگ و گل بسیار ریز بمانند.
داستان
یک سرمشق مهر فرزندی
کوماتزو سیشی مهری بیپایان به پدر و مادر خود میورزید. قدرشان را میشناخت و گرامیشان میداشت. هرگز کاری نمیکرد که غبار غمی از وی بر دلشان بنشیند. هر چه پدر و مادرش میفرمودند بیدرنگ انجام میداد و بر...