چهل دیو
پادشاهی بود، چهل پسر داشت. روزی پسرها را خواست و گفت: «به هر کدام‌تان یک اسب و مقداری پول می‌دهم. بروید دور دنیا بگردید و دختران دلخواه‌تان را...
دوشنبه، 22 خرداد 1396
نی قلیان
دهقانی گاوش را به پسرش داد تا به بازار ببرد و بفروشد و با پولش شیرینی، برنج، قند و چای بخرد و بیاورد.
دوشنبه، 22 خرداد 1396
شتر و شتربان
شتربانی شتری داشت. هر روز به نمک‌زار می‌رفت، خرواری نمک بار شتر می‌کرد، به بازار می‌برد، می‌فروخت و زندگی‌اش را می‌گذراند.
دوشنبه، 22 خرداد 1396
ایلزاد
پادشاهی پسری داشت و وزیری دختری. روزی پسر پادشاه همراه چهل غلام به شکار رفت. دسته‌ای کبک دید. بازِ خود را به پرواز درآورد، باز اعتنایی نکرد و...
يکشنبه، 21 خرداد 1396
وصیت پادشاه
پادشاهی بود که سه پسر داشت. موقع مرگ، فرزندانش را صدا کرد و به آن‌ها گفت: «اگر به حرف‌های من گوش کنید، هیچ‌وقت در زندگی دچار مشکل نخواهید شد.»
يکشنبه، 21 خرداد 1396
شغال خرسوار
شغالی بود و باغ انگوری. شغال هر روز از سوراخ دیوار وارد باغ می‌شد و تا می‌توانست انگور می‌خورد. بقیه را هم له می‌کرد و از بین می‌برد. باغبان...
يکشنبه، 21 خرداد 1396
سبزگیسو
شکارچی جوانی بود به نام «جان‌مراد». یک روز که جان‌مراد در کوه و کمر دنبال شکار بود، اژدهایی را دید که جلوی آب رودخانه را گرفته بود و نمی‌گذاشت...
يکشنبه، 21 خرداد 1396
آلتین توپ
خواهر و برادری بودند که از مال دنیا چیزی نداشتند. برادر که نامش ابراهیم بود هر روز سحر بیدار می‌شد، تیر و کمانش را برمی‌داشت و به شکار می‌رفت....
يکشنبه، 21 خرداد 1396
آئدون āedon
در اساطیر یونان، آئدون (Aedon) نام دختر پاندارئوس (Pandareus) و همسر یکی از اهالی تبس (Thabes) به نام زتوس (Zethus) می‌باشد. وی که فقط صاحب یک...
يکشنبه، 21 خرداد 1396
آئروپه āerupe
در اساطیر یونان باستان، نام آئروپه (Aerope) برای دو زن ذکر شده که عبارتند از: 1- کاترئوس (Catreus)، پادشاه کرت (Crete)، دارای سه دختر به نام‌های...
يکشنبه، 21 خرداد 1396
آئتولوس āetolus
در اساطیر یونان باستان نام آئتولوس (Aetolus) برای چهار تن ذکر شده که عبارتند از: 1- پدر پالائمون (1) (Palaemon) که یکی از آرگونوت‌ها (Argonauts)...
يکشنبه، 21 خرداد 1396
آئتس āetes
پسر هلیوس (Helius) و پرسئیس (Perseis) در اساطیر یونان می‌باشد که ابتدا حکومت کورینت (Corinth) را از پدرش گرفت، اما به زودی آن ناحیه را رها کرده...
يکشنبه، 21 خرداد 1396
آئترا āetrā
در اساطیر یونان باستان، نام آئترا (Aethra) برای سه زن ذکر شده که عبارتند از:
يکشنبه، 21 خرداد 1396
هیزم شكن و شیر
یكی بود، یكی نبود. غیر از خدا هیچ كس نبود. گربه‌ای بود ضعیف و ناتوان. گرسنه بود، منتظرِ لقمه‌ای نان. نه نانی داشت كه بخورد، نه جانی داشت كه به...
شنبه، 20 خرداد 1396
مهرك و كلاغ
روزی بود روزگاری بود. یكی بود، یكی نبود. بجز خدای مهربان، پیرمردِ دهقانی بود كه آب و آبادی داشت. ثروتِ زیادی داشت. زنی داشت و پسری؛ پسر گل به...
شنبه، 20 خرداد 1396
شكار آهویی كه سر نداشت
یکی بود، یكی نبود. كسی كه بود از همه جا خبر داشت. امّا آن كسی كه نبود، سه تا پسر داشت. سه تا پسرِ كاكل به سر داشت. دو تا از پسرهاش نه می‌دیدند...
شنبه، 20 خرداد 1396
شهر هیچا هیچ
روزی بود روزگاری بود. هر كس به فكرِ كاری بود. شهری بود به نام «هیچاهیچ» پر بود از دكان و خانه و كوچه‌های پیچ در پیچ، توی این شهر دختری بود، غمگین....
شنبه، 20 خرداد 1396
خره شیر شكار می‌كرد
یكی بو، یكی نبود. غیر از خدای مهربان، خاركنی بود نامهربان. خاركنِ ما صبح تا غروب، تلاش می‌كرد و كار می‌كرد، خار بیابان را می‌كند، كُپّه می‌كرد...
شنبه، 20 خرداد 1396
مرغ افتاد و مُرد، خروس غصه خورد
یكی بود، یكی نبود. مرغی بود، خروسی بود. مرغی مثلِ دسته گل، ناز و زیبا و تُپل. خروسی كاكُل زری. تاجِ سرخی به سرش، صاحب بال و پری. هر دو همخانه...
شنبه، 20 خرداد 1396
لباس عید گنجشك
روزی بود، روزگاری بود. هر كه به فكر كاری بود. یواش یواش بهار می‌شد، دوباره فصلِ كار می‌شد. شكوفه‌ها قشنگ قشنگ، گلها، هزار هزار رنگ. گل بود و...
شنبه، 20 خرداد 1396