يا ملوک الجمال رفقا باسري
يا ملوک الجمال رفقا باسري شاعر : سعدي يا صحاة ارحموا تقلب سکري يا ملوک الجمال رفقا باسري و قهرتم محاسن الورد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
الحمدالله رب العالمين علي
الحمدالله رب العالمين علي شاعر : سعدي مادر من نعمة عز اسمه و علا الحمدالله رب العالمين علي ان احسنوه و ان لم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
جاء الشتاء ببرد لامرد له
جاء الشتاء ببرد لامرد له شاعر : سعدي و لم يطق حجر القاسي يقاسيه جاء الشتاء ببرد لامرد له کني ظلام و کيسي قل مافيه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
انا دلادل ابنة الکرم لابناء الکرام
انا دلادل ابنة الکرم لابناء الکرام شاعر : سعدي اجلب الراحة والراح لقلب المستهام انا دلادل ابنة الکرم لابناء الکرام...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ما هذه الدنيا بدار مخلد
ما هذه الدنيا بدار مخلد شاعر : سعدي طوبي المدخر النعيم الي غد ما هذه الدنيا بدار مخلد \N کالصاحب الصدر الکبير...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
وجود عاريتي دل درو نشايد بست
وجود عاريتي دل درو نشايد بست شاعر : سعدي همانکه مرهم جان بود دل به نيش بخست وجود عاريتي دل درو نشايد بست همي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دردي به دل رسيد که آرام جان برفت
دردي به دل رسيد که آرام جان برفت شاعر : سعدي وان هر که در جهان به دريغ از جهان برفت دردي به دل رسيد که آرام جان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به اتفاق دگر دل به کس نبايد داد
به اتفاق دگر دل به کس نبايد داد شاعر : سعدي ز خستگي که درين نوبت اتفاق افتاد به اتفاق دگر دل به کس نبايد داد ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به هيچ باغ نبود آن درخت مانندش
به هيچ باغ نبود آن درخت مانندش شاعر : سعدي که تندباد اجل بي‌دريغ برکندش به هيچ باغ نبود آن درخت مانندش که شوخ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل شکسته که مرهم نهد دگربارش؟
دل شکسته که مرهم نهد دگربارش؟ شاعر : سعدي يتيم خسته که از پاي برکند خارش؟ دل شکسته که مرهم نهد دگربارش؟ چنان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آسمان را حق بود گر خون بگريد بر زمين
آسمان را حق بود گر خون بگريد بر زمين شاعر : سعدي بر زوال ملک مستعصم اميرالممنين آسمان را حق بود گر خون بگريد بر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
که شاهنشاه عادل سعد بوبکر
که شاهنشاه عادل سعد بوبکر شاعر : سعدي به ايوان شهنشاهي درآرند که شاهنشاه عادل سعد بوبکر که مرواريد بر تاجش ببارند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خداونديست تدبير جهان را
خداونديست تدبير جهان را شاعر : سعدي بري از شبه و مثل و جنس و همتا خداونديست تدبير جهان را جزع سودي ندارد صبر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سخن به ذکر تو آراستن مراد آنست
سخن به ذکر تو آراستن مراد آنست شاعر : سعدي که پيش اهل هنر منصبي بود ما را سخن به ذکر تو آراستن مراد آنست چه حاجتست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر که در بند تو شد بسته‌ي جاويد بماند
هر که در بند تو شد بسته‌ي جاويد بماند شاعر : سعدي پاي رفتن به حقيقت نبود بندي را هر که در بند تو شد بسته‌ي جاويد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تو آن نکرده‌اي از فعل خير با من و غير
تو آن نکرده‌اي از فعل خير با من و غير شاعر : سعدي که دست فضل کند دامن اميد رها تو آن نکرده‌اي از فعل خير با من و...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گويند سعديا به چه بطال مانده‌اي
گويند سعديا به چه بطال مانده‌اي شاعر : سعدي سختي مبر که وجه کفافت معينست گويند سعديا به چه بطال مانده‌اي پاي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
که از گزند تو مردم هنوز مي‌نالند
که از گزند تو مردم هنوز مي‌نالند شاعر : سعدي نگفتمت که چو زنبور زشتخوي مباش که از گزند تو مردم هنوز مي‌نالند ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به سمع خواجه رسانيد اگر مجال بود
به سمع خواجه رسانيد اگر مجال بود شاعر : سعدي که اي خزانه‌ي ارزاق را کف تو کليد به سمع خواجه رسانيد اگر مجال بود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مقامي بزرگست کوچک مدار
مقامي بزرگست کوچک مدار شاعر : سعدي که گر پاي طفلي برآيد به سنگ مقامي بزرگست کوچک مدار عنکبوت ضعيف نتواند خداي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390