مغي در به روي از جهان بسته بود
مغي در به روي از جهان بسته بود شاعر : سعدي بتي را به خدمت ميان بسته بود مغي در به روي از جهان بسته بود قضا حالتي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شنيدم که مستي ز تاب نبيد
شنيدم که مستي ز تاب نبيد شاعر : سعدي به مقصوره‌ي مسجدي در دويد شنيدم که مستي ز تاب نبيد که يارب به فردوس اعلي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ثنا و حمد بي‌پايان خدا را
ثنا و حمد بي‌پايان خدا را شاعر : سعدي که صنعش در وجود آورد ما را ثنا و حمد بي‌پايان خدا را کريما منعما آمرزگارا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ما قلم در سر کشيديم اختيار خويش را
ما قلم در سر کشيديم اختيار خويش را شاعر : سعدي اختيار آنست کو قسمت کند درويش را ما قلم در سر کشيديم اختيار خويش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي که انکار کني عالم درويشان را
اي که انکار کني عالم درويشان را شاعر : سعدي تو نداني که چه سودا و سرست ايشان را اي که انکار کني عالم درويشان را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
غافلند از زندگي مستان خواب
غافلند از زندگي مستان خواب شاعر : سعدي زندگاني چيست مستي از شراب غافلند از زندگي مستان خواب خانه آبادان و عقل...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دريغ صحبت ديرين و حق ديد و شناخت
دريغ صحبت ديرين و حق ديد و شناخت شاعر : سعدي که سنگ تفرقه ايام در ميان انداخت دريغ صحبت ديرين و حق ديد و شناخت ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي يار ناگزير که دل در هواي تست
اي يار ناگزير که دل در هواي تست شاعر : سعدي جان نيز اگر قبول کني هم براي تست اي يار ناگزير که دل در هواي تست ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
درد عشق از تندرسيت خوشترست
درد عشق از تندرسيت خوشترست شاعر : سعدي ملک درويشي ز هستي خوشترست درد عشق از تندرسيت خوشترست عارفان گويند مستي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن را که جاي نيست همه شهر جاي اوست
آن را که جاي نيست همه شهر جاي اوست شاعر : سعدي درويش هر کجا که شب آيد سراي اوست آن را که جاي نيست همه شهر جاي اوست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن به که چون مني نرسد در وصال دوست
آن به که چون مني نرسد در وصال دوست شاعر : سعدي تا ضعف خويش حمل کند بر کمال دوست آن به که چون مني نرسد در وصال دوست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست شاعر : سعدي عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست به جهان خرم از آنم که جهان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
از جان برون نيامده جانانت آرزوست
از جان برون نيامده جانانت آرزوست شاعر : سعدي زنار نابريده و ايمانت آرزوست از جان برون نيامده جانانت آرزوست موري...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر که هر بامداد پيش کسيست
هر که هر بامداد پيش کسيست شاعر : سعدي هر شبانگاه در سرش هوسيست هر که هر بامداد پيش کسيست کانچنان را حريف چون...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خوشتر از دوران عشق ايام نيست
خوشتر از دوران عشق ايام نيست شاعر : سعدي بامداد عاشقان را شام نيست خوشتر از دوران عشق ايام نيست عشق را آغاز هست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون عيش گدايان به جهان سلطنتي نيست
چون عيش گدايان به جهان سلطنتي نيست شاعر : سعدي مجموعتر از ملک رضا مملکتي نيست چون عيش گدايان به جهان سلطنتي نيست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
صبحدمي که برکنم، ديده به روشناييت
صبحدمي که برکنم، ديده به روشناييت شاعر : سعدي بر در آسمان زنم، حلقه‌ي آشناييت صبحدمي که برکنم، ديده به روشناييت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تن آدمي شريفست به جان آدميت
تن آدمي شريفست به جان آدميت شاعر : سعدي نه همين لباس زيباست نشان آدميت تن آدمي شريفست به جان آدميت چه ميان نقش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نادر از عالم توحيد کسي برخيزد
نادر از عالم توحيد کسي برخيزد شاعر : سعدي کز سر هر دو جهان در نفسي برخيزد نادر از عالم توحيد کسي برخيزد کز پي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ذوق شراب انست، وقتي اگر بباشد
ذوق شراب انست، وقتي اگر بباشد شاعر : سعدي هر روز بامدادت، ذوقي دگر بباشد ذوق شراب انست، وقتي اگر بباشد شاخ مواظبت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390