درمان درد دوري آن يار مي‌کنم
درمان درد دوري آن يار مي‌کنم شاعر : اوحدي مراغه اي وقتي که ميل سبزه و گلزار ميکنم درمان درد دوري آن يار مي‌کنم ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به ذکر تو من شادماني کنم
به ذکر تو من شادماني کنم شاعر : اوحدي مراغه اي به ياد لبت کامراني کنم به ذکر تو من شادماني کنم که هم گرگم و هم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي نرگست به شوخي صدبار خورده خونم
اي نرگست به شوخي صدبار خورده خونم شاعر : اوحدي مراغه اي بر من ترحمي کن،بنگر: که بي‌تو چونم؟ اي نرگست به شوخي صدبار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
درد تو برآورد ز دنيا و ز دينم
درد تو برآورد ز دنيا و ز دينم شاعر : اوحدي مراغه اي با مايه‌ي عشق تو آن نه باد و نه اينم درد تو برآورد ز دنيا و...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دينم
دشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دينم شاعر : اوحدي مراغه اي دل من دوست ندارد که کسي بر تو گزينم دشمن از بهر تو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ز چشم خلق هوس مي‌کند که گوشه گزينم
ز چشم خلق هوس مي‌کند که گوشه گزينم شاعر : اوحدي مراغه اي ولي تعلق خاطر نمي‌هلد که نشينم ز چشم خلق هوس مي‌کند که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نه مانند تو زيبايي ببينم
نه مانند تو زيبايي ببينم شاعر : اوحدي مراغه اي نه مثلث سرو بالايي ببينم نه مانند تو زيبايي ببينم بدين صورت تماشايي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زلف تو اگر به تاب مي‌بينم
زلف تو اگر به تاب مي‌بينم شاعر : اوحدي مراغه اي دل ز آتش غم کباب مي‌بينم زلف تو اگر به تاب مي‌بينم ظلميست که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مشتاق يارم و به در يار مي‌روم
مشتاق يارم و به در يار مي‌روم شاعر : اوحدي مراغه اي دلدارم اوست، در پي دلدار مي‌روم مشتاق يارم و به در يار مي‌روم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به پيشگاه قبول ار چه کم دهد راهم
به پيشگاه قبول ار چه کم دهد راهم شاعر : اوحدي مراغه اي هنوز دولت آن آستانه مي‌خواهم به پيشگاه قبول ار چه کم دهد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر ز من جان طلبد دوست، رواني بدهم
گر ز من جان طلبد دوست، رواني بدهم شاعر : اوحدي مراغه اي پيش جانان نبود حيف؟ که جاني بدهم گر ز من جان طلبد دوست،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا کي به در تو سوکوار آيم؟
تا کي به در تو سوکوار آيم؟ شاعر : اوحدي مراغه اي در کوي تو مستمند و زار آيم؟ تا کي به در تو سوکوار آيم؟ غم نيست،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر يار شوي با من، در عهد تو يار آيم
گر يار شوي با من، در عهد تو يار آيم شاعر : اوحدي مراغه اي ور زانکه نگه داري، روزيت به کار آيم گر يار شوي با من،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا بر آن عارض زيبا نظر انداخته‌ايم
تا بر آن عارض زيبا نظر انداخته‌ايم شاعر : اوحدي مراغه اي خانه‌ي عقل به يک بار برانداخته‌ايم تا بر آن عارض زيبا نظر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون ساعدت مساعد آنست رشته‌ايم
چون ساعدت مساعد آنست رشته‌ايم شاعر : اوحدي مراغه اي در خون خود، که عاشق آن دست گشته‌ايم چون ساعدت مساعد آنست رشته‌ايم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ما تا جمال آن رخ گلرنگ ديده‌ايم
ما تا جمال آن رخ گلرنگ ديده‌ايم شاعر : اوحدي مراغه اي همچون دهان او دل خود تنگ ديده‌ايم ما تا جمال آن رخ گلرنگ ديده‌ايم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ما نور چشم مادر اين خاک تيره‌ايم
ما نور چشم مادر اين خاک تيره‌ايم شاعر : اوحدي مراغه اي آباي انجم فلکي را نبيره‌ايم ما نور چشم مادر اين خاک تيره‌ايم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
باز قلندر شديم، خانه بر انداختيم
باز قلندر شديم، خانه بر انداختيم شاعر : اوحدي مراغه اي عشق نوايي بزد، خرقه در انداختيم باز قلندر شديم، خانه بر انداختيم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بنده‌ي عشقيم و سالهاست که هستيم
بنده‌ي عشقيم و سالهاست که هستيم شاعر : اوحدي مراغه اي ورزش عشق تو کار ماست، که مستيم بنده‌ي عشقيم و سالهاست که هستيم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن پرده برانداز، که ما نور پرستيم
آن پرده برانداز، که ما نور پرستيم شاعر : اوحدي مراغه اي مستور چرايي؟ چو نه مستورپرستيم آن پرده برانداز، که ما نور...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390