حلواي نباتست لبت، پسته دهانا
حلواي نباتست لبت، پسته دهانا شاعر : اوحدي مراغه اي در باغ گلي نيست به رخسار تو مانا حلواي نباتست لبت، پسته دهانا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي نرگس تو فتنه و در فتنه خوابها
اي نرگس تو فتنه و در فتنه خوابها شاعر : اوحدي مراغه اي زلف تو حلقه حلقه و در حلقه تابها اي نرگس تو فتنه و در فتنه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
رخ خوب خويشتن را بچه پوشي از نظرها؟
رخ خوب خويشتن را بچه پوشي از نظرها؟ شاعر : اوحدي مراغه اي که به حسرت تو رفتن بدو ديده خاک درها رخ خوب خويشتن را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
باد سهند بين که : برين مرغزارها
باد سهند بين که : برين مرغزارها شاعر : اوحدي مراغه اي چون مي‌کند ز نرگس و لاله نگارها؟ باد سهند بين که : برين مرغزارها...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي سفر کرده، دلم بي‌تو بفرسود،بيا
اي سفر کرده، دلم بي‌تو بفرسود،بيا شاعر : اوحدي مراغه اي غمت از خاک درت بيشترم سود، بيا اي سفر کرده، دلم بي‌تو بفرسود،بيا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
روز وصالست مرا، صبح کمالست مرا
روز وصالست مرا، صبح کمالست مرا شاعر : اوحدي مراغه اي غره‌ي سالست مرا، اوحدي، امسال بيا روز وصالست مرا، صبح کمالست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نوبهارست و دل پر هوس و باده‌ي ناب
نوبهارست و دل پر هوس و باده‌ي ناب شاعر : اوحدي مراغه اي حبذا روي نگار و لب کشت و سر آب نوبهارست و دل پر هوس و باده‌ي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عاقلش سکر ديد و غافل خواب
عاقلش سکر ديد و غافل خواب شاعر : اوحدي مراغه اي اگرت چشم دوربين باشد عاقلش سکر ديد و غافل خواب اوحدي، هرچه غير...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر بامداد روي تو ديدن چو آفتاب
هر بامداد روي تو ديدن چو آفتاب شاعر : اوحدي مراغه اي ما را رسد، که بي‌تو نديديم روي خواب هر بامداد روي تو ديدن چو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يا بپوش آن روي زيبا در نقاب
يا بپوش آن روي زيبا در نقاب شاعر : اوحدي مراغه اي يا دگر بيرون مرو چون آفتاب يا بپوش آن روي زيبا در نقاب گر نمي‌خواهي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
امروز چون گذشتي برما؟ عجب، عجب!
امروز چون گذشتي برما؟ عجب، عجب! شاعر : اوحدي مراغه اي ماه نوي که گشتي پيدا، عجب، عجب! امروز چون گذشتي برما؟ عجب،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زان دوست که غمگينم، غم خوار کنش، يارب
زان دوست که غمگينم، غم خوار کنش، يارب شاعر : اوحدي مراغه اي دشمن که نمي‌خواهد، هم‌خوار کنش، يارب زان دوست که غمگينم،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بت خورشيد رخ من بگذارست امشب
بت خورشيد رخ من بگذارست امشب شاعر : اوحدي مراغه اي شب روان را رخ او مشعله دارست امشب بت خورشيد رخ من بگذارست امشب...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
پس از مشقت دوشين که داشت گوش امشب؟
پس از مشقت دوشين که داشت گوش امشب؟ شاعر : اوحدي مراغه اي که من به کام رسم زان لب چو نوش امشب پس از مشقت دوشين که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بيار باده، که ما را به هيچ حال امشب
بيار باده، که ما را به هيچ حال امشب شاعر : اوحدي مراغه اي برون نمي‌رود آن صورت از خيال امشب بيار باده، که ما را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مکن از برم جدايي، مرو از کنارم امشب
مکن از برم جدايي، مرو از کنارم امشب شاعر : اوحدي مراغه اي که نمي‌شکيبد از تو دل بي‌قرارم امشب مکن از برم جدايي،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مهر گسل گشت يار، عهد شکن شد حبيب
مهر گسل گشت يار، عهد شکن شد حبيب شاعر : اوحدي مراغه اي اصل خطر شد دوا، راي خطا زد صليب مهر گسل گشت يار، عهد شکن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اشک ما آبيست روشن در هوات
اشک ما آبيست روشن در هوات شاعر : اوحدي مراغه اي خود به چشم اندر نيامد اشک مات اشک ما آبيست روشن در هوات سعي‌ها...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا قلندر نشوي راه نيابي به نجات
تا قلندر نشوي راه نيابي به نجات شاعر : اوحدي مراغه اي در سياهي شو، اگر مي‌طلبي آب حيات تا قلندر نشوي راه نيابي به...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حسن خود عرضه کن، اي ماه پسنديده صفات
حسن خود عرضه کن، اي ماه پسنديده صفات شاعر : اوحدي مراغه اي تا شود ديده‌ي ما روشن از آثار صفات حسن خود عرضه کن، اي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390