که برد از من بي‌دل بر جانان خبري؟
که برد از من بي‌دل بر جانان خبري؟ شاعر : فخرالدين عراقي يا که آرد ز نسيم سر کويش اثري؟ که برد از من بي‌دل بر جانان...
شنبه، 6 فروردين 1390
دلا در بزم عشق يار، هان، تا جان برافشاني
دلا در بزم عشق يار، هان، تا جان برافشاني شاعر : فخرالدين عراقي که با خود در چنان خلوت نگنجي، گر همه جاني دلا در...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي باد برو، اگر تواني
اي باد برو، اگر تواني شاعر : فخرالدين عراقي برخيز سبک، مکن گراني اي باد برو، اگر تواني درياب حيات جاوداني ...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي زده خيمه‌ي حدوث و قدم
اي زده خيمه‌ي حدوث و قدم شاعر : فخرالدين عراقي در سراپرده‌ي وجود و عدم اي زده خيمه‌ي حدوث و قدم هم تويي راز خويش...
شنبه، 6 فروردين 1390
طاب روح‌النسيم بالاسحار
طاب روح‌النسيم بالاسحار شاعر : فخرالدين عراقي اين دورالنديم بالانوار طاب روح‌النسيم بالاسحار نيم مستيم کو کرشمه‌ي...
شنبه، 6 فروردين 1390
در جام جهان‌نماي اول
در جام جهان‌نماي اول شاعر : فخرالدين عراقي شد نقش همه جهان مشکل در جام جهان‌نماي اول گشت اين همه نقش‌ها ممثل...
شنبه، 6 فروردين 1390
ساقي، بده آب زندگاني
ساقي، بده آب زندگاني شاعر : فخرالدين عراقي اکسير حيات جاوداني ساقي، بده آب زندگاني بي‌آب حيات زندگاني مي ده،...
شنبه، 6 فروردين 1390
عشق ار به تو رخ عيان نمايد
عشق ار به تو رخ عيان نمايد شاعر : فخرالدين عراقي در آينه‌ي جهان نمايد عشق ار به تو رخ عيان نمايد هر دم به تو...
شنبه، 6 فروردين 1390
چون شمع شد وجود من از شمع تفرقه
چون شمع شد وجود من از شمع تفرقه شاعر : فخرالدين عراقي مطلق بود وجود من، ار چه معينم چون شمع شد وجود من از شمع تفرقه...
شنبه، 6 فروردين 1390
خاطر عاشقي چگونه بود
خاطر عاشقي چگونه بود شاعر : فخرالدين عراقي هم دل از دست رفته، هم دلدار؟ خاطر عاشقي چگونه بود مرهمم نيست جز غم...
شنبه، 6 فروردين 1390
درياب، که خسته بي‌سکون افتاده است
درياب، که خسته بي‌سکون افتاده است شاعر : فخرالدين عراقي شايد که بپرسي و دلم شاد کني درياب، که خسته بي‌سکون افتاده...
شنبه، 6 فروردين 1390
هان! راز دل خسته‌ي ما فاش مکن
هان! راز دل خسته‌ي ما فاش مکن شاعر : فخرالدين عراقي با يار عزيز خويش پرخاش مکن هان! راز دل خسته‌ي ما فاش مکن ...
شنبه، 6 فروردين 1390
ميان يک دله ياران بسي حکايت‌هاست
ميان يک دله ياران بسي حکايت‌هاست شاعر : فخرالدين عراقي که آن سخن به زبان قلم نيايد راست ميان يک دله ياران بسي حکايت‌هاست...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي رند قلندر کيش،مي نوش ز کس منديش
اي رند قلندر کيش،مي نوش ز کس منديش شاعر : فخرالدين عراقي انگار همه کم بيش،زيرا که دل درويش اي رند قلندر کيش،مي نوش...
شنبه، 6 فروردين 1390
هر که جان دارد و روان دارد
هر که جان دارد و روان دارد شاعر : فخرالدين عراقي واجب است آنکه درد جان دارد هر که جان دارد و روان دارد صمد لم...
شنبه، 6 فروردين 1390
مبدا امر جوهر انسان
مبدا امر جوهر انسان شاعر : فخرالدين عراقي قابل علم کرد در پي آن مبدا امر جوهر انسان که بدان نيک را ز بد بگزيد...
شنبه، 6 فروردين 1390
سر او در سر يقين و گمان
سر او در سر يقين و گمان شاعر : فخرالدين عراقي مايه‌ي کفر دان و هم ايمان سر او در سر يقين و گمان روي او شد وجود...
شنبه، 6 فروردين 1390
نقل کن از وبال کفر بدين
نقل کن از وبال کفر بدين شاعر : فخرالدين عراقي مصطفي را دليل مطلق بين نقل کن از وبال کفر بدين صاحب جبرئيل، امين...
شنبه، 6 فروردين 1390
اگر دل است به جان مي‌خرد هواي تو را
و گر تن است به دل مي‌کشد جفاي تو را اگر دل است به جان مي‌خرد هواي تو را که آب ديده کشد آتش هواي تو را به ياد روي تو تا زنده‌ام همي گريم نه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بنده‌ي يک دل منم بند قباي ترا
چاکر يکتا منم زلف دو تاي ترا بنده‌ي يک دل منم بند قباي ترا من ننشانم ز جان باد هواي ترا خاک مرا تا به باد بر ندهد روزگار بوسه مگر دادمي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390