آن فروغ لاله‌ي يا برگ سمن، يا روي تست؟
آن فروغ لاله‌ي يا برگ سمن، يا روي تست؟ شاعر : اوحدي مراغه اي آن بهشت عدن، يا باغ ارم، يا کوي تست؟ آن فروغ لاله‌ي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عالمي را دشمني با من ز بهر روي تست
عالمي را دشمني با من ز بهر روي تست شاعر : اوحدي مراغه اي ليکن از دشمن نمي‌ترسم، که ميلم سوي تست عالمي را دشمني با...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بنگريد اين فتنه را کز نو پديدار آمدست
بنگريد اين فتنه را کز نو پديدار آمدست شاعر : اوحدي مراغه اي خلق شهري از دل و جانش خريدار آمدست بنگريد اين فتنه را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اين نوبت آب ديده ز هنجار ديگرست
اين نوبت آب ديده ز هنجار ديگرست شاعر : اوحدي مراغه اي کار دلم نه بر نهج کار ديگرست اين نوبت آب ديده ز هنجار ديگرست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ترک گندم گون من هر دم به جنگي ديگرست
ترک گندم گون من هر دم به جنگي ديگرست شاعر : اوحدي مراغه اي روي او را هر زمان حسني و رنگي ديگرست ترک گندم گون من...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل به صحرا مي‌رود، در خانه نتوانم نشست
دل به صحرا مي‌رود، در خانه نتوانم نشست شاعر : اوحدي مراغه اي بوي گل برخاست، در کاشانه نتوانم نشست دل به صحرا مي‌رود،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
صورت او را ز معني آشنايي با دلست
صورت او را ز معني آشنايي با دلست شاعر : اوحدي مراغه اي ورنه صورتها بسي دانم که از آب و گلست صورت او را ز معني آشنايي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هم ز وصف لبت زبان خجلست
هم ز وصف لبت زبان خجلست شاعر : اوحدي مراغه اي هم ز زلف تو مشک و بان خجلست هم ز وصف لبت زبان خجلست غنچه دل تنگ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
انجمن شهر ملاي گلست
انجمن شهر ملاي گلست شاعر : اوحدي مراغه اي باده بياور، که صلاي گلست انجمن شهر ملاي گلست از سر عشقت، نه براي گلست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
از جام عشق بين همه باغ و بهار مست
از جام عشق بين همه باغ و بهار مست شاعر : اوحدي مراغه اي دوران دهر عاشق و ليل و نهار مست از جام عشق بين همه باغ و...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل مست و ديده مست و تن بي‌قرار مست
دل مست و ديده مست و تن بي‌قرار مست شاعر : اوحدي مراغه اي جاني زبون چه چاره کند با سه چار مست؟ دل مست و ديده مست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
روي تو، که قبله‌ي جهانست
روي تو، که قبله‌ي جهانست شاعر : اوحدي مراغه اي از ديده‌ي من چرا نهانست؟ روي تو، که قبله‌ي جهانست گر درنگري، بجاي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ماهي، که لبش بجاي جانست
ماهي، که لبش بجاي جانست شاعر : اوحدي مراغه اي گر ناز کند،به جاي آن است ماهي، که لبش بجاي جانست هر چند ز چشم سرنهانست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حسن خوبان عزيز چندانست
حسن خوبان عزيز چندانست شاعر : اوحدي مراغه اي که رخ يوسفم به زندانست حسن خوبان عزيز چندانست که بخندد لبي که خندانست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
درد دلم را طبيب چاره ندانست
درد دلم را طبيب چاره ندانست شاعر : اوحدي مراغه اي مرهم اين ريش پاره پاره ندانست درد دلم را طبيب چاره ندانست حال...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اين باغ سراسر همه پر باد وزانست
اين باغ سراسر همه پر باد وزانست شاعر : اوحدي مراغه اي جنبيدن اين شاخ درخشان همه زانست اين باغ سراسر همه پر باد وزانست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عشق روي تو نه در خورد دل خام منست
عشق روي تو نه در خورد دل خام منست شاعر : اوحدي مراغه اي کاول حسن تو و آخر ايام منست عشق روي تو نه در خورد دل خام...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر به دست آوريم دامن دوست
گر به دست آوريم دامن دوست شاعر : اوحدي مراغه اي همه او را شويم و خود همه اوست گر به دست آوريم دامن دوست همچو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سروي که ازو و حور و پري بار برند اوست
سروي که ازو و حور و پري بار برند اوست شاعر : اوحدي مراغه اي ماهي که ازو خلق دل زار برند اوست سروي که ازو و حور و...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن بت وفا نکرد، که دل در وفاي اوست
آن بت وفا نکرد، که دل در وفاي اوست شاعر : اوحدي مراغه اي و آن يار سر کشيد که تن خاک پاي اوست آن بت وفا نکرد، که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390