بت خورشيد رخ من بگذارست امشب
بت خورشيد رخ من بگذارست امشب شاعر : اوحدي مراغه اي شب روان را رخ او مشعله دارست امشب بت خورشيد رخ من بگذارست امشب...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
پس از مشقت دوشين که داشت گوش امشب؟
پس از مشقت دوشين که داشت گوش امشب؟ شاعر : اوحدي مراغه اي که من به کام رسم زان لب چو نوش امشب پس از مشقت دوشين که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بيار باده، که ما را به هيچ حال امشب
بيار باده، که ما را به هيچ حال امشب شاعر : اوحدي مراغه اي برون نمي‌رود آن صورت از خيال امشب بيار باده، که ما را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مکن از برم جدايي، مرو از کنارم امشب
مکن از برم جدايي، مرو از کنارم امشب شاعر : اوحدي مراغه اي که نمي‌شکيبد از تو دل بي‌قرارم امشب مکن از برم جدايي،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مهر گسل گشت يار، عهد شکن شد حبيب
مهر گسل گشت يار، عهد شکن شد حبيب شاعر : اوحدي مراغه اي اصل خطر شد دوا، راي خطا زد صليب مهر گسل گشت يار، عهد شکن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اشک ما آبيست روشن در هوات
اشک ما آبيست روشن در هوات شاعر : اوحدي مراغه اي خود به چشم اندر نيامد اشک مات اشک ما آبيست روشن در هوات سعي‌ها...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا قلندر نشوي راه نيابي به نجات
تا قلندر نشوي راه نيابي به نجات شاعر : اوحدي مراغه اي در سياهي شو، اگر مي‌طلبي آب حيات تا قلندر نشوي راه نيابي به...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حسن خود عرضه کن، اي ماه پسنديده صفات
حسن خود عرضه کن، اي ماه پسنديده صفات شاعر : اوحدي مراغه اي تا شود ديده‌ي ما روشن از آثار صفات حسن خود عرضه کن، اي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بگذاشته‌ام، تا چه کند نرگس مستت؟
بگذاشته‌ام، تا چه کند نرگس مستت؟ شاعر : اوحدي مراغه اي با يار پسنديده که پيمان نواستت بگذاشته‌ام، تا چه کند نرگس...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
روزگار از رخ تو شمعي ساخت
روزگار از رخ تو شمعي ساخت شاعر : اوحدي مراغه اي آتشي در نهاد ما انداخت روزگار از رخ تو شمعي ساخت در کمين بود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ترک عجمي کاکل ترکانه برانداخت
ترک عجمي کاکل ترکانه برانداخت شاعر : اوحدي مراغه اي از خانه برون آمد و صد خانه برانداخت ترک عجمي کاکل ترکانه برانداخت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
رخت تمکين مرا عشق به يک بار بسوخت
رخت تمکين مرا عشق به يک بار بسوخت شاعر : اوحدي مراغه اي آتشم در جگر خسته شد و زار بسوخت رخت تمکين مرا عشق به يک...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
جانا، دلم ز درد فراق تو کم نسوخت
جانا، دلم ز درد فراق تو کم نسوخت شاعر : اوحدي مراغه اي آخر چه شد، که هيچ دلت بر دلم نسوخت؟ جانا، دلم ز درد فراق...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا دل ما با تو کرد روي ارادت
تا دل ما با تو کرد روي ارادت شاعر : اوحدي مراغه اي هيچ نيايد ز ما مخالف عادت تا دل ما با تو کرد روي ارادت عشق...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون گشت با تو ما را پيوند دل زيادت
چون گشت با تو ما را پيوند دل زيادت شاعر : اوحدي مراغه اي گر هجر ما، گزيني، دوري ز حسن عادت چون گشت با تو ما را پيوند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ز پاسباني همسايه گرد بام و درت
ز پاسباني همسايه گرد بام و درت شاعر : اوحدي مراغه اي بدان رسيد که دزديده مي‌کنم نظرت ز پاسباني همسايه گرد بام و...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گرچه صد بارم برانند از برت
گرچه صد بارم برانند از برت شاعر : اوحدي مراغه اي بر نمي‌دارم سر از خاک درت گرچه صد بارم برانند از برت در ازل...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نيامد وقت آن کز من بخواهي عذرآزارت؟
نيامد وقت آن کز من بخواهي عذرآزارت؟ شاعر : اوحدي مراغه اي دلم را شربتي سازي ز لعل چاشني دارت؟ نيامد وقت آن کز من...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي ز لعلت قيمت ياقوت پست
اي ز لعلت قيمت ياقوت پست شاعر : اوحدي مراغه اي سنبلت را دسته‌ي گل زير دست اي ز لعلت قيمت ياقوت پست از سر زلف...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بهار آمد و باغ پيرايه بست
بهار آمد و باغ پيرايه بست شاعر : اوحدي مراغه اي چمن سبز پوشيد و در گل نشست بهار آمد و باغ پيرايه بست چو سبزه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390