حدوث و قدم قرآن در مثنوي مولانا
بحث درباره ي حدوث و قدم قرآن يکي از بحثهاي مفصّل کلامي در برهه هايي از تاريخ جهان اسلام بوده است. اگرچه اين بحث به شکل ساده اش از کنجکاوي مسلمانان...
دوشنبه، 20 دی 1389
ابليس در مثنوي مولانا (2)
وقتي مسلمان به او مي‌فهماند که خداوند براي رهايي جان تو از دوزخ، ايمان تو را مي‌خواهد، ليک نفس بخس و آن شيطان زشت، مي‌کشندت سوي کفران و کُنشت،...
دوشنبه، 20 دی 1389
ابليس در مثنوي مولانا (1)
«شيطان» در ادبيات دنيا جايگاهي ويژه دارد و موضوع مهمّي براي آثار ادبي جهان بوده است. در ادبيات غرب، کريستوفر مارلو (Christopher Marlow) شاعر...
دوشنبه، 20 دی 1389
غم از ديدگاه مولانا (3)
در غزليات شمس امکان تصوير سازي بيشتر است و در نتيجه تشبيهات و استعارات بسياري در آن وجود دارد. در مقابل اين جنبه در مثنوي بسيار کم است. نمونه...
دوشنبه، 20 دی 1389
غم از ديدگاه مولانا (2)
با توجه به آيه مي‌توان گفت: «اولياي خدا ـ عزّ و جلّ ـ وجود خود را به کلّي تسليم تصرفات الهي گردانيده‌اند و دامن همّت را از التفات به وجودي که...
دوشنبه، 20 دی 1389
غم از ديدگاه مولانا (1)
واژه ي غم که مخفّف غمّ (با ميم مشدّد) است، لفظي عربي و کلمه‌اي قرآني مي‌باشد. اين واژه در پارسي به تخفيف ميم استعمال مي‌شود و در هر دو زبان تازي...
دوشنبه، 20 دی 1389
شعر، جهان بيني و شخصيّت «حافظ» (1)
بهترين فاتحه ي سخن، در بزرگداشت اين عزيز هميشگي ملت ايران و گوهر يگانه ي فرهنگ فارسي، سخني از خود او بود که اين غزل به عنوان ابراز ارادتي به...
دوشنبه، 20 دی 1389
سعدي، شاعر جامع و مأخذ چند حکايت بوستان
يکي از مصاديق بارز اين گفتار ـ آثار منظوم و منثور شاعر سخن سنج و نويسنده ي توانا، شيخ اجل بزرگوار سعدي شيرازي است که از جهت تنوع در شاعري و سرودن...
دوشنبه، 20 دی 1389
غول خود خواه
هر روز بعد از ظهر، وقتي بچه ها از مدرسه مي آمدند، معمولا مي رفتند و در باغ جاينت بازي مي كردند؛ يك باغ بزرگ دلپذير با چمن هاي سبز و نرم. اين...
دوشنبه، 20 دی 1389
الو صدا نمي آيد
مي روم عقب تر مي ايستم کناز زن تا ضايع نباشد؛ اما حواسم هست، حرکاتش را مي بينم. صدايش مبهم است. چه کار دارم چه مي کند؟ تند و تند دکمه هاي تلفن...
دوشنبه، 20 دی 1389
چندش
خون جلوي چشمانم را گرفته بود. تنها چهره ي مات اطرافيانم را مي ديدم. خانم ايزدان را فقط از هيکلش تشخيص دادم. پوست شکلات را توي دستش گرفته بود....
يکشنبه، 19 دی 1389
نشانه ي قدرت و بزرگي در حال حاضر
يكي بود، يكي نبود. روزي قوچ، گاو و شتري در راهي عبور مي كردند و هر سه بسيار گرسنه بودند. در بين راه بند گياهي را ديدند؛ بندي كه مثل ريسمان، از...
يکشنبه، 19 دی 1389
كفش و درفش
بعضي ها همه فن حريف اند! سعي مي كنند همه كارها را خودشان انجام بدهند، تا نكند از آن ها پولي به ديگران برسد. مثلا يك كيلو شيريني نمي خرند و خودشان...
يکشنبه، 19 دی 1389
صائب تبريزي
«ميرزا محمد علي صائب تبريزي» در سال 1016قمري در اصهفان به دنيا آمد. خاندانش در اصل تبريزي بودند؛ اما تولد، رشد و پرورش او در اصفهان بود و به...
يکشنبه، 19 دی 1389
شايعه
آب كه مي خورم، نگاهم به سمت بالاست. به سوي دستشويي آخري و لانه ي يا كريم روي ديوار آن. دو تا تخم گذاشته است به اندازه ي توپ تنيس. زنگ كلاس را...
يکشنبه، 19 دی 1389
روزي ات توي نماز نيست
مرد زاهد سر به كوه و بيابان گذاشت و چشم خود را به مردم، بازار و همه چيز شهر بست. او كه از قوم بني اسرائيل بود غاري را براي زندگي در بيرون از...
يکشنبه، 19 دی 1389
داستان هفته
زاينده رود آرام وخموش پلها را يکي پس از ديگري پشت سر مي گذاشت و مي گذشت. غروبي سرد و حزن انگيز بر پنجره قهوه خانه ي مشتي سايه انداخته بود. آدم...
شنبه، 18 دی 1389
چون کوه
اما ...اما يادتون نره اگه خطتتون خرچنگ قورباغه اي باشه،همون کارگر امضادار حساب مي شه! ضمناً کارگر بچه سال هم دست به نقد احتياج نداريم. ولي هفته...
شنبه، 18 دی 1389
سرپناه
خودت که من رو خوب مي شناسي. من يکي اهل اين جور حرفا نيستم. به هيچ وجه زير بار فلک هم نمي رم. زير بار هيچ کس. اصلاً منت کشي توگروه خون ما نيست...
شنبه، 18 دی 1389
رئاليسم جادويي يا واقعيت خيالي
در سالهاي اخير نويسندگان آمريکايي لاتين شيوه مخيل ديگري را در داستان نويسي مطرح کرده اند وبه فضاهايي بسيار جذاب وجادويي دست يافته اند. که به...
شنبه، 18 دی 1389