نقش محوری صلیب

خدا را چنین پسند آمد که با مکاشفه قدوسیت و فیض خود که عالمان الهی بزرگ به من تعلیم داده بودند آن را در کتاب مقدس بیابم، به شکلی ہی به گناه خود ببرم که اهمیت و منزلت و ضرورت تمام سؤالات دانشگاهی به یکباره در برابر این واقعیات رنگ ببازند.
پنجشنبه، 11 بهمن 1397
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
نقش محوری صلیب
پیتر فورسایت
 
چکیده:
خدا را چنین پسند آمد که با مکاشفه قدوسیت و فیض خود که عالمان الهی بزرگ به من تعلیم داده بودند آن را در کتاب مقدس بیابم، به شکلی ہی به گناه خود ببرم که اهمیت و منزلت و ضرورت تمام سؤالات دانشگاهی به یکباره در برابر این واقعیات رنگ ببازند.
 
تعداد کلمات: 1455 کلمه / تخمین زمان مطالعه: 7 دقیقه
 
نقش محوری صلیب
نویسنده: تونی لِین  
ترجمه: روبرت آسریان

پیتر تیلور فورسایتا در سال ۱۸۴۸ در آبردین؟ اسکاتلند چشم به جهان گشود. وی فرزند یک کارمند پست بود. وی پس از تحصیل در رشته ادبیات کلاسیک در دانشگاه آبردین، به گوتینگن آلمان رفت تا تحت نظر ریچل به تحصیل الهیات بپردازد. وی پس از گذرانیدن دوران تحصیلات تکمیلی در کالج الهیاتی هاکنی در لندن، که بعدها به کالج نوین تغییر نام داد، در کلیساهای جماعتی شروع به خدمت کرد و در سمت شبانی پنج کلیسای متفاوت خدمت کرد. در ابتدا، وی پیرو مکتب الهیات لیبرال بود، اما بعدها پیرو نگرش انجیلی شد.

و خدا را چنین پسند آمد که با مکاشفه قدوسیت و فیض خود که عالمان الهی بزرگ به من تعلیم داده بودند آن را در کتاب مقدس بیابم، به شکلی ہی به گناه خود ببرم که اهمیت و منزلت و ضرورت تمام سؤالات دانشگاهی به یکباره در برابر این واقعیات رنگ ببازند. من از یک مسیح اسمی، تبدیل به یک مسیحی ایماندار شدم و به جای اینکه کسی باشم که دوستدار محبت خدا باشد، به کسی که فیض او را تجربه کرد، تبدیل شدم. (موعظه مثبت و ذهن معاصر، فصل هفتم )

  بیشتر بخوانید :   الاهیات لیبرال

در سال ۱۹۰۱ وی سرپرستی کالج هاکنی را بر عهده گرفت و تا زمان مرگ خود، یعنی تا سال ۱۹۲۱، در این سمت مشغول خدمت بود. فورسایت از بسیاری ابعاد دقیقا زمانی به دنیا آمد که باید به دنیا می آمد. وی به شکل جالبی، دارای بسیاری از دیدگاه های بود که بعدها در مکتب راست دینی نوین مطرح شدند. هنگامی که برای کارل بارت  جملات فورسایت را نقل کردند، وی گفت: «اگر فورسایت ذکر نکرده بود که چه زمانی این سخنان را گفته، من میگفتم که وی از من نقل قول کرده است.» فورسایت از مکتب لیبرالیسم به دیدگاه انجیلی گرویده بود، اما وی به دیدگاه راست دینی قدیمی بازگشت نکرده بود. الهیات او تماما مبتنی بر کتاب مقدس بودند، ولی روش ها و نتایج نقد کتاب مقدسی را کاملا می پذیرفت.
 
نقد کتاب مقدسی، موثق بودن برخی قسمت های کتاب مقدس را زیر سؤال می برد و در مورد هویت برخی از نویسندگان کتب کتاب مقدس، تردیدها و مباحثی را مطرح می ساخت. دیدگاه فورسایت آن چیزی بود که بعدها نقد مبتنی بر ایمان نامیده شد که ترکیبی از نقد کتاب مقدسی و پذیرش آموزه های انجیل بود. از نظر فورسایت خدا خود را به عالی ترین شکل در عیسی مسیح و خصوصا در صلیب او مکشوف ساخته است. رسولان در مورد این حقیقت موعظه میکردند و موعظه آنان نیز در عهد جدید ثبت شده است. بنابراین، مرجعیت الهیات مسیحی نه بر اساس کتاب مقدس به عنوان یک کتاب، بلکه بر اساس پیغام انجیل است که در کتاب مقدس ثبت شده و کتاب مقدس به عنوان عالی ترین و برترین شهادتی که در مورد عیسی مسیح وجود دارد، دارای مرجعیت است.
 در سال ۱۹۰۱ وی سرپرستی کالج هاکنی را بر عهده گرفت و تا زمان مرگ خود، یعنی تا سال ۱۹۲۱، در این سمت مشغول خدمت بود. فورسایت از بسیاری ابعاد دقیقا زمانی به دنیا آمد که باید به دنیا می آمد. وی به شکل جالبی، دارای بسیاری از دیدگاه های بود که بعدها در مکتب راست دینی نوین مطرح شدند. هنگامی که برای کارل بارت  جملات فورسایت را نقل کردند، وی گفت: «اگر فورسایت ذکر نکرده بود که چه زمانی این سخنان را گفته، من میگفتم که وی از من نقل قول کرده است.» فورسایت از مکتب لیبرالیسم به دیدگاه انجیلی گرویده بود، اما وی به دیدگاه راست دینی قدیمی بازگشت نکرده بود. الهیات او تماما مبتنی بر کتاب مقدس بودند، ولی روش ها و نتایج نقد کتاب مقدسی را کاملا می پذیرفت.
فورسایت به انجیلی که مورد تأیید الهیات انجیلی بود، ایمان آورد. وی همانند آنچه در عهد جدید بیان می شود، به صلیب همچون نقطه محوری ایمان مسیحی می نگریست. الهیات لیبرال، محبت خدا را تعلیم میدادند، اما خشم مقدس خدا را علیه گناه انکار می کردند؛ بنابراین، مفهومی بسیار عاطفی از محبت ارائه می دادند (ضعفی که امروزه نیز در بسیاری از آثار الهیاتی دیده می شود). فورسایت قدوسیت خدا و غضب او را علیه گناه مجددأ کشف نمود. «غضب خدا به اندازه محبت خدا واقعی است ؛ زیرا او فقط می تواند نسبت به کسانی غضبناک باشد که حقیقتا آنان را دوست دارد.» همه انسانها بنابر طبیعت خود، علیه خدا عصیان کرده اند و با خدا بیگانه گشته اند. اما خدا بر روی صلیب، ما را با خود در مسیح مصالحه داد.
 
قربانی مسیح، یک قربانی کیفری بود. اما به چه معنا چنین بود؟ خدا برای گناه، مجازات و لعنت مقرر داشته بود و مسیح بر آن شد تا در این ساحت گام بگذارد. مسیح، داوطلبانه رنج و دهشتی را پذیرفت که خدا به عنوان مجازات گناه مقرر داشته بود. مسیح به جهت نزدیکی و همدلی عمیقی که با انسانها داشت، عمیقة مجازات و بلایی را که به واسطه گناه انسان به وجود آمده بود بر خود گرفت. و اگر خدا، خدایی مقدس و بنابراین، خدای داوری کننده باشد، پس مسیح می بایست این مجازات و بلا را بر خود می گرفت. بنابراین، شما می توانید بگویید اگرچه خدا مسیح را تنبیه نکرد، او مجازات خدا را در مورد گناه بر خویشتن گرفت. (کار مسیح، فصل پنجم)
 
فورسایت همچنین به دلیل تفسیری که از تجسم مسیح کرده، مشهور است. در قرن نوزدهم این باور رایج وجود داشت که آموزه سنتی تجسم مسیحی چنانکه باید به انسانیت مسیح نپرداخته است. در تعریف شورای کلسدون ، انسانیت کامل مسیح تصدیق می شود، اما چنین به نظر می رسد که در تعاریف این شورا، انسانیت وی در برابر الوهیت کامل وی بسیار کمرنگ است و چندان به آن پرداخته نشده است. گفتن این امر که عیسی مسیح در عین حالی که واجد قدرت مطلق بود، ضعف انسانی را نیز تجربه کرد، نوعی تناقض در گفتار به نظر می رسد. در آلمان برای توجیه این امر، نظریه ای وجود داشت که نوسیس یا خالی شدن از جلال الهی نام داشت. بر اساس این نظریه، عیسی مسیح خود را خالی کرد؛ (در یونانی Ekenose رساله فیلپیان ۷ : ۲) بدین معنی که در تجسم، خدای پسر، خویشتن را از الوهیت خود خالی کرد یا حداقل برخی از این صفات مانند قدرت مطلق، علم مطلق ، وحضور مطلق ۴ را کنار گذاشت. این نظریه، برای مدت زمانی معتبر بود، اما انتقادات شدیدی از آن شد. منتقدین برای مثال، می گفتند که خدا به آسانی نمی تواند برخی از صفات خود را کنار بگذارد. فورسایت همراه با دیگر عالمان الهی انگلیسی در پی آن بود تا نظریه کنوسیس را به گونه ای اصلاح کند تا پاسخگوی انتقادهای گوناگون باشد.
 
فورسایت چنین استدلال می کرد که ضعف ابعاد طبیعت انسانی عیسی، آنگونه که در اناجیل ثبت شده (برای مثال، خسته شدن او یا عدم اطلاع او از برخی امور)، تنها دو انتخاب را برای ما باقی می گذارد؛ یعنی وی یا باید الوهیت خود را پوشیده نگاه می داشت یا باید خود را از الوهیت خویش خالی می کرد. انتخاب نخست، از نظر اخلاقی، غیر قابل پذیرش می نماید؛ زیرا تجسم را به شکل یک پنهانکاری در می آورد. اما دیدگاه دوم، صحیح به نظر می رسد. فورسایت این موضوع را قبول داشت که خدا نمی تواند صفات خود را از دست بدهد، بلکه این صفات می توانند به صورت بالقوه در آیند. در رخداد تجسم، عیسی مسیح داوطلبانه خویشتن را در چارچوب محدودیت هایی قرار داد؛ بدین معنا که صفات الهی خود را به صورتی محصور و محدود کرد که به شکلی بالقوه در آیند و نه به شکلی عملی. کنوسیس یا خالی شدن وی از صفات الهی را بدین معنا باید تعبیر کرد. از نظر فورسایت، فرایندی معکوس با این فرایند که پلروسیس یا آشکار شدن صفات الهی نیز خوانده می شود، در زندگی عیسی دیده می شود. عیسی در طی زندگی زمینی خود، صفات الهی را توسط پیشرفت تدریجی و در فرایند انتخاب های اخلاقی مجددا به دست آورد. از نظر فورسایت، چنین نگرشی به معنای محدود ساختن قدرت مطلق خدا نبود، بلکه بر عکس این امر بدان معنی بود که خدا قادر به انجام هر کاری است که محبت اقتضا می کند. عمل خدا در محدود ساختن صفات الهی اش، در واقع، عالی ترین شکل آشکار شدن آزادی اخلاقی خدا است. «خدایی که آزادانه انسان را آفرید، هیچگاه به اندازه زمانی که انسان شد، آزاد نبوده است.»
 
من از انتقاداتی که بر نظریه کنوسیس می شود به خوبی آگاهم. در ذهن اشخاصی که درباره این آموزه می اندیشند، مشکلات بسیاری در مورد این نظریه مطرح می شود. از یک سو، ایمان زنده نمی تواند بپذیرد که مسیح، که این نظریه در مورد او مطرح شده، خدا نباشد. و از سوی دیگر، فکر انسانی درک این موضوع را که خدا چگونه در قالب مسیح انسان شد، مشکل می یابد. اما به هر حال، می توان دریافت که مشکل اصلی در این زمینه نیست که آیا حقیقتا چنین چیزی به وقوع پیوسته یا خیر، بلکه مسئله اصلی این است که واقعه به چه شکلی رخ داده است؟ به همین دلیل، این مسئله، در عین حال، مسئله ای علمی و منطقی است و نه صرفا مسئله ای مذهبی؛ بدین معنا که وقتی ما در مورد حقیقت وجود خود موضوع به تفحص می پردازیم، نه در مورد نحوه به وقوع پیوستن آن، موضوع در سطح علم الهیات مورد بررسی قرار می گیرد و نه در سطح ایمان مذهبی صرف و علم مربوط به این موضوع می تواند برای یافتن راه حلی منطقی و مجاب کننده انتظار بکشد، اما از ایمان مذهبی نمی توان چنین انتظاری داشت. (شخصیت و جایگاه عیسی مسیح، فصل یازدهم )

منبع:
تاریخ تفکر مسیحی، تونی لِین، ترجمه روبرت آسریان، چاپ پنجم، فروزان روز، طهران (1396)

  بیشتر بخوانید :
  الاهیات امید
  آگوستین پدر الاهیات لاتین
  شورای واتیکان دوم

 
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
راهکارهای ترویج حجاب؛ آسان‌سازی انتخاب
راهکارهای ترویج حجاب؛ آسان‌سازی انتخاب
شلیک موشک ضدکشتی ایران به دشمن آمریکایی به روایت انیمیشن لگویی
play_arrow
شلیک موشک ضدکشتی ایران به دشمن آمریکایی به روایت انیمیشن لگویی
تظاهرات در سوریه علیه حکومت الجولانی
play_arrow
تظاهرات در سوریه علیه حکومت الجولانی
حواس‌پرتی با موبایل و در نهایت سقوط از ارتفاع!
play_arrow
حواس‌پرتی با موبایل و در نهایت سقوط از ارتفاع!
حریق مرگبار کشتی مسافربری فیلیپین با ۷۲ کشته!
play_arrow
حریق مرگبار کشتی مسافربری فیلیپین با ۷۲ کشته!
کری‌خوانی اسماعیل‌نژاد برای کاپیتان ژاپن هنگام عکس با جام قهرمانی
play_arrow
کری‌خوانی اسماعیل‌نژاد برای کاپیتان ژاپن هنگام عکس با جام قهرمانی
محل عروسی در کوهستک هرمزگان پس از حمله آمریکا
play_arrow
محل عروسی در کوهستک هرمزگان پس از حمله آمریکا
ثبت بیش از ۳۰۰ دادخواست علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی
play_arrow
ثبت بیش از ۳۰۰ دادخواست علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی
رئیس عدلیه: ۲ وزیر دولت سیزدهم مرتکب جرم شده بودند نه ترک فعل
play_arrow
رئیس عدلیه: ۲ وزیر دولت سیزدهم مرتکب جرم شده بودند نه ترک فعل
رادار پیشرفته آمریکایی در دستان رزمندگان انصارالله
play_arrow
رادار پیشرفته آمریکایی در دستان رزمندگان انصارالله
لحظه شیرجه موشک خوشه‌ای ایرانی به سمت پایگاه موفق سلطی
play_arrow
لحظه شیرجه موشک خوشه‌ای ایرانی به سمت پایگاه موفق سلطی
پرچم گردانی مرد ژاپنی در تجمعات شبانه یزد
play_arrow
پرچم گردانی مرد ژاپنی در تجمعات شبانه یزد
تراستی‌ها چگونه کنترل و نظارت می‌شوند؟
play_arrow
تراستی‌ها چگونه کنترل و نظارت می‌شوند؟
آداب شبکه‌سازی شغلی با حفظ اصول اخلاقی
آداب شبکه‌سازی شغلی با حفظ اصول اخلاقی
قطع رابطه محترمانه؛ چگونه یک دوستی سمی را بدون کینه تمام کنیم؟
قطع رابطه محترمانه؛ چگونه یک دوستی سمی را بدون کینه تمام کنیم؟