نيست آسان عشق جانان باختن شاعر : عطار دل فشاندن بعد از آن جان باختن نيست آسان عشق جانان باختن با چنين جان عشق نتوان باختن عشق را جان دگر بايد از آنک سر در آن ره چون گريبان باختن نيست آري کار هر تر دامني در غم معشوق آسان باختن هرچه آن دشوار حاصل کردهاي گاه گريان گاه خندان باختن شمع را زيباست هر ساعت سري کج روا در پيش سلطان باختن تو گدا کژ بازي آخر کي رسي عمر ار در ماتم آن باختن کي تواني يوسفي ناکرده گم ديدهاي را بيتالاحزان...