نشانه‌هایی امیدوارکننده
پزشکی به هنگام دیدار یکی از بیمارانش حال او را پرسید. بیمار پاسخ داد که به‌شدّت عرق می‌کند. پزشک گفت: «نشانه‌ی خوبی است.» بار دوّم که پزشک به...
يکشنبه، 22 مرداد 1396
ثروت نامشروع
هنگامی که هرکول به طبقه‌ی خدایان ارتقا یافت و به سفره‌ی زئوس دعوت شد، با تمام خدایان با حرمت و ادب رفتار کرد. امّا همین‌که آخرین نفر یعنی پلوتوس...
يکشنبه، 22 مرداد 1396
اوّل کار
روزی دمیدس خطیب برای مردم آتن سخنرانی می‌کرد. امّا از آن‌جا که آن‌ها توجّه چندانی به سخن او نداشتند، خواست تا به حکایتی از حکایت‌های ازوپ که...
يکشنبه، 22 مرداد 1396
تنفّر تا حدّ مرگ
دو مرد که از هم بیزار بودند سوار یک کشتی شدند. یکی از آن دو در دماغه و دیگری در پاشنه‌ی کشتی نشست. ناگهان توفانی سخت درگرفت و کشتی دستخوش امواج...
يکشنبه، 22 مرداد 1396
یاوه گو
مردی شکارچی که ردّ شیری را جست‌وجو می‌کرد، به هیزم‌شکنی رسید و از او پرسید که آیا ردّ شیر یا لانه‌ی او را دیده‌ است. مرد پاسخ داد که به‌جای ردّ...
يکشنبه، 22 مرداد 1396
احوال النفس
رساله‌اي فلسفي و عرفاني درباره‌ي روانشناسي، نوشته‌ي شيخ الرئيس ابوعلي حسين بن عبدالله بن سينا، (م428ق). ابن‌سينا در اين رساله بسياري از انديشه‌ها...
شنبه، 21 مرداد 1396
احمدبن يوسف کاتب (1)
(م213 يا214ق) ابوجعفر احمدبن يوسف بن قاسم بن صبيح عجلي (بالولاء) کوفي. اجدادش قبطي نژاد و از موالي بني‌عجل بودند، بدين سبب به نام عجلي معروف...
شنبه، 21 مرداد 1396
احمدبن يوسف کاتب (2)
(م334ق) ابوجعفر احمدابن ابي الحسن (يا ابي يعقوب) يوسف بن ابراهيم کاتب معروف به ابن دايه. او و پدرش يوسف از شاعران و نويسندگان دربار طولوني بودند...
شنبه، 21 مرداد 1396
احمدبن يوسف کاتب (3)
(م437ق) ابونصر احمدبن يوسف السليکي المنازي الکاتب، سليک به صيغه‌ي تصغير نام مردي بوده که صاحب ترجمه بدو منسوبست و از هويت او اطلاعي در دست نيست،...
شنبه، 21 مرداد 1396
با یک گل بهار نمی‌شود
جوانی بی‌فکر تمام میراثی را که برایش مانده بود به باد داد و دیگر جز بالاپوشی که به تن داشت، چیزی برایش نماند. جوانک روزی پرستویی را که پیش از...
شنبه، 21 مرداد 1396
از چاله به چاه
بیوه‌ای پرکار، خروس‌خوان، کنیزانش را بیدار می‌کرد و آن‌ها را به سر کارهای‌شان می‌فرستاد. زنان برده که خروس را مسئول بیدار کردن صاحب خود، پیش...
شنبه، 21 مرداد 1396
کچل
مردی که مویش رو به سفیدی گذاشته بود، دو دلدار یکی جوان و دیگری سالخورده داشت. زن سالخورده از این‌که دلداری جوان داشته باشد، شرمنده بود و هر وقت...
شنبه، 21 مرداد 1396
حسّ لامسه‌ی مرد نابینا
روزگاری مرد نابینایی زندگی می‌کرد که فقط با لمس حیوانات، نام آن‌ها را می‌گفت. با این‌همه یک‌بار وقتی کسی توله گرگی را در میان دست‌های او گذاشت،...
شنبه، 21 مرداد 1396
برای نهادن چه سنگ و چه زر
مردی خسیس داروندارش را فروخت، با پول آن شمشی طلا خرید و آن را جایی زیر خاک پنهان کرد، امّا او نه فقط شمش طلا که دل و جانش را هم با آن زیر خاک...
شنبه، 21 مرداد 1396
به عمل کار برآید
هموطن‌های ورزشکاری همیشه او را به ضعف و ناتوانی متّهم می‌کردند. از این‌رو ورزشکار به کشور دیگری رفت و مدّتی در آن‌جا زندگی کرد. او پس از آن‌که...
شنبه، 21 مرداد 1396
زیاده‌طلب
هِرمِس به عابدی پرهیزگار غازی داد که تخم طلا می‌گذاشت. امّا مرد، شکیبایی نداشت و نمی‌توانست منتظر ثروتی بماند که آرام‌آرام روی هم انباشته می‌شد....
شنبه، 21 مرداد 1396
از یاد مرگ غافل مشو
کشتی‌ای مسافربری با مسافرانی که به همراه داشت به دریا رفت. امّا همین‌که به دریای بیکران رسید، اسیر توفانی غیرمنتظره شد و همه پنداشتند چیزی به...
شنبه، 21 مرداد 1396
شریک، همیشه شریک است
دو نفر با هم سفر می‌کردند که یکی از آن‌ها تبری را روی زمین دید. همسفرِ مرد گفت: «چه چیز خوبی یافتیم.»
شنبه، 21 مرداد 1396
دوست آن باشد که گیرد دست دوست
دو دوست با هم سفر می‌کردند که ناگهان خرسی از دور ظاهر شد. یکی از دو مرد خود را به بالای درخت رساند و همان‌جا پنهان شد. دیگری که متوجّه شد چیزی...
شنبه، 21 مرداد 1396
احمدبن مير منشي
قاضي احمدبن شرف الدين حسين حسيني قمي (953- پس از 1015ق) از تاريخ‌نگاران و ادباي دوره‌ي صفويه. اجدادش از عراق به قم مهاجرت کرده و برخي از آنان...
پنجشنبه، 19 مرداد 1396