راه يک طرفه
شيري که بسيار پير شده و قادر به شکار نبود، تصميم گرفت از عقل خود کمک بگيرد. او با تظاهر به بيماري در غاري دراز کشيده بود و هر جانوري را که به...
جمعه، 23 تير 1396
رفتارگرايي (1)
در سال 1949 م. کتابي با نام مفهوم ذهن منتشر شد که راه حلي براي مسئله‌ي ذهن و بدن ارائه مي‌داد. اين کتاب را گيلبرت رايل
پنجشنبه، 22 تير 1396
رفتارگرايي (2)
آموزه‌ي مثبت رفتار‌گرايي منطقي اين است که معناي واژگان ذهني کاملاً از طريق رفتار مي‌تواند مشخص شود؛ مثلاً وقتي مي‌گوييم «الف مي‌خواهد آب بنوشد»،...
پنجشنبه، 22 تير 1396
اصالت ظهور دفعي و آگاهي: فراتر رفتن از دوگانه انگاري ويژگي‌ها
فلسفه‌ي ذهن در نيمه‌ي دوم قرن بيستم، عمدتاً براي کمک به پروژه‌اي مادي انگارانه پيش رفته است. همچنان که جيگون کيم اظهار مي‌کند، «پروژه‌ي مشترک...
پنجشنبه، 22 تير 1396
کيم عليه دوگانه انگاري
اين مقاله استدلال تازه‌ي جيگون کيم را عليه دوگانه‌انگاری مطرح و ارزيابي مي‌کند. استدلال به اين ترتيب اقامه مي‌شود: تعامل علّي ميان دو شيء مستلزم...
پنجشنبه، 22 تير 1396
دفاعي کوتاه از ديدگاه دکارتي
دوگانه‌انگاري جوهري - يا دوگانه‌انگاري دکارتي که ترجيح مي‌دهم آن را به اين نام بنامم - سه ادعا را در مورد ماهيت ذهن مطرح مي‌کند.
پنجشنبه، 22 تير 1396
براي حفظ آبروي من، شما هم دم‌هاي‌تان را ببريد!
روباهي به دامي گرفتار شد و دم خود را از دست داد. او چنان از ظاهر خود شرمسار بود که زندگي به کامش تلخ شد. بنابراين فکر کرد براي آن‌که انگشت‌نماي...
پنجشنبه، 22 تير 1396
پيش از پريدن فکر کن
روباهي در ميان راه به گودالِ آبي سُر خورد امّا هر چه کرد نتوانست از آن بالا بيايد. در همين هنگام بُز تشنه‌اي از راه رسيد. بز با ديدن روباه از...
پنجشنبه، 22 تير 1396
از مرده صدا نيايد
روباه و ميموني، هم‌چنان که با هم به سفر مي‌رفتند، از اصل و نسب و دودمان دور و دراز خود حرف مي‌زدند. ميمون در ميانه‌ي راه ايستاد، به محلي در کنار...
پنجشنبه، 22 تير 1396
بدي به جاي نيکي
روباهي وارد خانه‌ي هنرپيشه‌اي شد و تمام وسايل او را به دقت زير و رو کرد. روباه در ميان وسايل هنرپيشه به نقاب شيطانکي برخورد که بسيار استادانه...
پنجشنبه، 22 تير 1396
دوست يا دشمن؟
روباهي هنگام بالا رفتن از پرچين باغي سُر خورد. براي آن‌که به زمين نيفتد، به بوته‌ي رونده‌ي نسترني چنگ زد. تيغ‌هاي نسترن رونده پنجه‌هاي او را...
پنجشنبه، 22 تير 1396
انگور ترش
درخت انگوري به درخت ديگري تکيه داد و از آن بالا رفت. روباه گرسنه‌اي خوشه‌هاي انگور را ديد که از درخت آويخته بود و سعي کرد خود را به آنها برساند؛...
پنجشنبه، 22 تير 1396
دست و زبان
xروباهي که از دست شکارچيان مي‌گريخت، از هيزم‌شکني خواست تا او را پنهان کند. هيزم‌شکن به روباه گفت در کلبه‌ي او مخفي شود. به زودي شکارچيان از...
پنجشنبه، 22 تير 1396
شکيبايي
روباهي گرسنه، نان و گوشت چوپاني را در شکاف درخت بلوطي يافت. او که از شدّت گرسنگي نيمه‌جان شده بود، به درون شکاف خزيد و هر چه را ديد، خورد. امّا...
پنجشنبه، 22 تير 1396
موشک استثنايي
در سراسر کشور، شادي و شور موج مي‌زد و همه در تدارک جشن عروسي تنها پسر پادشاه بودند. شاهزاده‌ي جوان آن روز قرار بود پس از يک سال انتظار، عروس...
پنجشنبه، 22 تير 1396
غول خودخواه
باغ غول، زيباترين و بزرگ‌ترين باغ دهکده بود و بچّه‌ها هر روز بعد از مدرسه براي بازي به آن جا مي‌رفتند.
پنجشنبه، 22 تير 1396
دوستان وفادار
يک روز صبح، موش آبي پير با چشمان ريز و درخشنده و نافذ، سبيل پرپشت خاکستري و دم دراز و سياه از سوراخش بيرون آمد. در کناره‌ي برکه، چند اردک کوچک...
پنجشنبه، 22 تير 1396
حکايت بلبل و گل سرخ
او گفته بود: «اگر مهر مرا مي‌خواهي، شاخه‌اي گل سرخ به من هديه کن تا در مهماني شاهزاده در کنارت باشم.»
پنجشنبه، 22 تير 1396
بلبل
لازم است بدانيد که امپراتور چين، مردي چيني است و همه‌ي دوروبري‌هاي او هم چيني هستند. اين داستان سال‌ّ‌ها پيش اتّفاق افتاده ولي اتّفاقاً به همين...
پنجشنبه، 22 تير 1396
شاهزاده‌ي خوشبخت
شاهزاده از فراز سکويي در بلنداي شهر به مردم مي‌نگريست. او در واقع مجسمه‌ي شاهزاده‌اي خوش‌اقبال و کامروا بود که روزگاري در اين شهر مي‌زيسته و...
پنجشنبه، 22 تير 1396