چکیده ای از زندگی نامه جورج کاسپار هومنز
جورج کاسپار هومنز، در یازدهم آگوست 1910، در بوستن در ایالت ماساچوست آمریکا در خانواده ای ثروتمند و با طرز زندگی برهمنی زاده شد. هومنز در زندگینامه...
چهارشنبه، 28 تير 1396
عبرت ناپذير
شيري بيمار که در غاري به حال مرگ افتاده بود، به رفيق صميمي‌اش روباه گفت: «اگر مي‌خواهي من زنده بمانم و از بستر بيماري برخيزم، زبان چرب و نرمت...
چهارشنبه، 28 تير 1396
چشم وهم چشمي ابلهانه
در يکي از گردهمايي‌هاي جانوران، ميمون از جا برخواست و مشغول رقصيدن شد. تمام حاضران از برنامه‌ي او خوش‌شان آمد و به‌شدّت برايش کف زدند. شتري که...
چهارشنبه، 28 تير 1396
گوزن يک چشم
گوزني که يک چشمش کور بود، براي چرا به ساحل دريا رفت. گوزن که از سوي دريا خطري احساس نمي‌کرد، از ترس شکارچياني که ممکن بود از خشکي به او نزديک...
چهارشنبه، 28 تير 1396
انتقام به هر بهاي ممکن
زنبوري روي سر ماري جا خوش کرد و با نيش‌هاي پي‌درپيِ خود او را آزار داد. مار که از درد بي‌طاقت شده بود و نمي‌دانست چگونه از شکنجه‌گرش انتقام بگيرد،...
چهارشنبه، 28 تير 1396
هشداري عليه تهمت
راهزني در راه مردي را کشت. وقتي رهگذران به تعقيب مرد پرداختند، قرباني خون‌آلود خود را رها کرد و گريخت. گروهي که از برابر او مي‌آمدند علّت آلودگي...
چهارشنبه، 28 تير 1396
نشنيدن پند خردمندان
لاک‌پشتي از عقابي خواست تا به او پرواز بياموزد. عقاب به او گفت که طبيعت، جسم او را براي پرواز نساخته است. امّا لاک‌پشت بيش از پيش اصرار کرد....
سه‌شنبه، 27 تير 1396
چرا بالا بلندان ساده لوح‌اند؟
پس از آن‌که زئوس انسان را آفريد، به هِرمِس گفت تا به جسم آن‌ها هوش و خرد بيفزايد. هِرمِس پيمانه‌اي ساخت و در جسم همه پيمانه‌اي از هوش و خرد ريخت....
سه‌شنبه، 27 تير 1396
کشته‌ي محبّت
مي‌گويند ميمون‌ها دوقلو مي‌زايند؛ امّا فقط به يکي از آن‌ها توجّه مي‌کنند. آن‌ها به بچّه‌ي مورد علاقه‌ي خود با مهر و محبّت غذا مي‌دهند ولي بچّه‌ي...
سه‌شنبه، 27 تير 1396
دشمن خوني
ماري خود را به کودکي روستايي رساند و او را با نيش زهرآلودش کشت. پدر کودک که از اين جسارت مار خشمگين شده بود، تبري برداشت و به قصد کشتن مار جلوي...
سه‌شنبه، 27 تير 1396
بهترين شيوه‌ي دفاع
ماري از اين‌که مردم او را لگد مي‌کردند به زئوس شکايت کرد. زئوس به او گفت: «اگر نفر اوّلي را که تو را لگد کرد، نيش مي‌زدي، نفر بعدي پيش از لگد...
سه‌شنبه، 27 تير 1396
دروغ شاخ‌دار
مسافران دريا براي وقت گذراني در طي سفر، اغلب سگ‌هاي دست‌آموز مالتي يا ميمون با خود به کشتي مي‌بردند. يک‌بار يکي از مسافران با خود ميموني به کشتي...
دوشنبه، 26 تير 1396
غريزه‌ي تقليد
ميموني روي شاخه‌ي درختي بلند نشسته بود و ماهيگيراني را که در رودخانه تور مي‌انداختند، تماشا مي‌کرد. وقتي ماهيگيرها دست از کار کشيدند و براي خوردن...
دوشنبه، 26 تير 1396
لاکِ لاک پشت چگونه به پشت او چسبيد؟
زئوس تمام جانوران را به ميهماني ازدواجش دعوت کرد. امّا از ميان آن‌ها فقط لاک‌پشت به ميهماني نيامد. روز بعد زئوس دليل غيبت لاک‌پشت را از او پرسيد....
دوشنبه، 26 تير 1396
اتّحاد عليه دشمن مشترک
ماري و راسويي به‌جاي کشتن موش که عادت ديرينه‌ي هردو بود، به جان هم افتادند. موش‌ها که آن دو را مشغول دعوا ديدند، از سوراخ‌هاي‌شان بيرون آمدند...
دوشنبه، 26 تير 1396
دوبار ناتوان
موش کوري به مادر خود گفت که او چيزهايي را مي‌تواند ببيند که موش کورهاي ديگر نمي‌توانند ببينند. مادر موش کور تکّه‌اي کُندُر به او داد و از او...
دوشنبه، 26 تير 1396
ديگر دير شده است
پرنده‌اي که قفسش را ميان پنجره‌اي آويخته بودند، فقط شب‌ها آواز مي‌خواند. خفّاشي صدايش را شنيد، پيش او رفت و پرسيد چرا فقط شب‌ها مي‌خواند. پرنده...
يکشنبه، 25 تير 1396
تنبيه در خور جرم
در ساعتي نحس، موشي صحرايي با قورباغه‌اي نادرست، دوست شد. قورباغه‌ پاي موش را به پاي خود بست و هر دو براي يافتن غذا روي زمين خشک صحرا به راه افتادند....
يکشنبه، 25 تير 1396
بيش از گنجايش
روزي روزگاري، قورباغه‌اي گاو نري را در مرغزاري ديد و به جثّه‌ي تنومند او حسادت کرد. از اين‌رو آن‌قدر شکم خود را باد کرد که چين و چروک پوستش محو...
يکشنبه، 25 تير 1396
موش شهري و موش روستايي
موش صحرايي يکي از دوستان خود را که در يکي از خانه‌هاي شهر زندگي مي‌کرد، براي شام به روستا دعوت کرد. موش شهري در کمال ميل و رغبت دعوت او را پذيرفت،...
يکشنبه، 25 تير 1396