ما دگرباره توبه بشکستيم
ما دگرباره توبه بشکستيم شاعر : فخرالدين عراقي وز غم نام و ننگ وارستيم ما دگرباره توبه بشکستيم کمر عاشقانه بر...
شنبه، 6 فروردين 1390
افسوس! که باز از در تو دور بمانديم
افسوس! که باز از در تو دور بمانديم شاعر : فخرالدين عراقي هيهات! که از وصل تو مهجور بمانديم افسوس! که باز از در تو...
شنبه، 6 فروردين 1390
گر چه ز جهان جوي نداريم
گر چه ز جهان جوي نداريم شاعر : فخرالدين عراقي هم سر به جهان فرو نياريم گر چه ز جهان جوي نداريم عالم همه حبه‌اي...
شنبه، 6 فروردين 1390
ما، کانده تو نياز داريم
ما، کانده تو نياز داريم شاعر : فخرالدين عراقي دست از تو چگونه باز داريم؟ ما، کانده تو نياز داريم کز سوز غم تو...
شنبه، 6 فروردين 1390
من که هر لحظه زار مي‌گريم
من که هر لحظه زار مي‌گريم شاعر : فخرالدين عراقي از غم روزگار مي‌گريم من که هر لحظه زار مي‌گريم کرد از من کنار،...
شنبه، 6 فروردين 1390
گر ز شمعت چراغي افروزيم
گر ز شمعت چراغي افروزيم شاعر : فخرالدين عراقي خرمن خويش را بدان سوزيم گر ز شمعت چراغي افروزيم آتشي، کز درون برافروزيم...
شنبه، 6 فروردين 1390
گر چه دل خون کني از خاک درت نگريزيم
گر چه دل خون کني از خاک درت نگريزيم شاعر : فخرالدين عراقي جز تو فريادرسي کو که درو آويزيم؟ گر چه دل خون کني از خاک...
شنبه، 6 فروردين 1390
ناخورده شراب مي‌خروشيم
ناخورده شراب مي‌خروشيم شاعر : فخرالدين عراقي بنگر چه کنيم؟ اگر بنوشيم ناخورده شراب مي‌خروشيم پس بيهده ما چه مي‌خروشيم؟...
شنبه، 6 فروردين 1390
ناخورده شراب مي‌خروشيم
ناخورده شراب مي‌خروشيم شاعر : فخرالدين عراقي خود تا چه کنيم؟ اگر بنوشيم ناخورده شراب مي‌خروشيم اين لحظه هنوز...
شنبه، 6 فروردين 1390
خيزيد، عاشقان، نفسي شور و شر کنيم
خيزيد، عاشقان، نفسي شور و شر کنيم شاعر : فخرالدين عراقي وز هاي و هو، جهان همه زير و زبر کنيد خيزيد، عاشقان، نفسي...
شنبه، 6 فروردين 1390
خيز، تا قصد کوي يار کنيم
خيز، تا قصد کوي يار کنيم شاعر : فخرالدين عراقي گذري بر در نگار کنيم خيز، تا قصد کوي يار کنيم وز غمش ناله‌هاي...
شنبه، 6 فروردين 1390
تا کي از دست فراق تو ستم‌ها بينيم؟
تا کي از دست فراق تو ستم‌ها بينيم؟ شاعر : فخرالدين عراقي هيچ باشد که تو را بار دگر وابينيم تا کي از دست فراق تو...
شنبه، 6 فروردين 1390
ز جورش در فغانم، چند نالم؟
ز جورش در فغانم، چند نالم؟ شاعر : فخرالدين عراقي گذشت از حد نفيرم، با که گويم؟ ز جورش در فغانم، چند نالم؟ که...
شنبه، 6 فروردين 1390
ز دلتنگي به جانم با که گويم؟
ز دلتنگي به جانم با که گويم؟ شاعر : فخرالدين عراقي ز غصه ناتوانم، با که گويم؟ ز دلتنگي به جانم با که گويم؟ ز...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي دوست، بيا، که ما توراييم
اي دوست، بيا، که ما توراييم شاعر : فخرالدين عراقي بيگانه مشو، که آشناييم اي دوست، بيا، که ما توراييم در بازگشاي،...
شنبه، 6 فروردين 1390
بيا، اي ديده، تا يک دم بگرييم
بيا، اي ديده، تا يک دم بگرييم شاعر : فخرالدين عراقي نيم چون خوشدل و خرم بگرييم بيا، اي ديده، تا يک دم بگرييم ...
شنبه، 6 فروردين 1390
تا کي همه مدح خويش گوييم؟
تا کي همه مدح خويش گوييم؟ شاعر : فخرالدين عراقي تا چند مراد خويش جوييم؟ تا کي همه مدح خويش گوييم؟ بيهوده فسانه...
شنبه، 6 فروردين 1390
شهري است بزرگ و ما دروييم
شهري است بزرگ و ما دروييم شاعر : فخرالدين عراقي آبي است حيات و ما سبوييم شهري است بزرگ و ما دروييم ما زنده بدان...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي عراقي، غير ياد او مکن
اي عراقي، غير ياد او مکن شاعر : فخرالدين عراقي تا مگر ياد آيدت با ذاکران اي عراقي، غير ياد او مکن ياد حق کن تا...
شنبه، 6 فروردين 1390
مبتلاي هجر يارم، الغياث اي دوستان
مبتلاي هجر يارم، الغياث اي دوستان شاعر : فخرالدين عراقي از فراقش سخت زارم، الغياث اي دوستان مبتلاي هجر يارم، الغياث...
شنبه، 6 فروردين 1390