دلم بوسه ز آن لعل نوشين خوهد
دلم بوسه ز آن لعل نوشين خوهد شاعر : سيف فرغاني و گر در بها دنيي و دين خوهد دلم بوسه ز آن لعل نوشين خوهد چو صوفي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در شهر اگر زماني آن خوش پسر برآيد
در شهر اگر زماني آن خوش پسر برآيد شاعر : سيف فرغاني از هر دلي و جاني سوزي دگر برآيد در شهر اگر زماني آن خوش پسر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بيا که بي‌تو مرا کار بر نمي‌آيد
بيا که بي‌تو مرا کار بر نمي‌آيد شاعر : سيف فرغاني مهم عشق تو بي‌يار بر نمي‌آيد بيا که بي‌تو مرا کار بر نمي‌آيد ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حديث عشق در گفتن نيايد
حديث عشق در گفتن نيايد شاعر : سيف فرغاني چنين در هيچ در سفتن نيايد حديث عشق در گفتن نيايد چو واو عمرو در گفتن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي تو را تعبيه در تنگ شکر مرواريد
اي تو را تعبيه در تنگ شکر مرواريد شاعر : سيف فرغاني تا به کي خنده زند لعل تو بر مرواريد اي تو را تعبيه در تنگ شکر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي نامه‌ي نو رسيده از يار
اي نامه‌ي نو رسيده از يار شاعر : سيف فرغاني بي‌گوش سخن شنيده از يار اي نامه‌ي نو رسيده از يار لطفي‌ست به من رسيده...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ايا نموده دهانت ز لعل خندان در
ايا نموده دهانت ز لعل خندان در شاعر : سيف فرغاني سخن بگو و از آن لعل بر من افشان در ايا نموده دهانت ز لعل خندان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دوش در مجلس ما بود ز روي دلبر
دوش در مجلس ما بود ز روي دلبر شاعر : سيف فرغاني طبقي پر ز گل و پسته و بادام و شکر دوش در مجلس ما بود ز روي دلبر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مست عشقت به خود نيايد باز
مست عشقت به خود نيايد باز شاعر : سيف فرغاني ور ببري سرش چو شمع به گاز مست عشقت به خود نيايد باز وي به خوبي ز...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي رخ خوب تو آفتاب جهان سوز
اي رخ خوب تو آفتاب جهان سوز شاعر : سيف فرغاني عشق تو چون آتش و فراق تو جان سوز اي رخ خوب تو آفتاب جهان سوز عشق...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ايا به حسن چو شيرين به ملک چون پرويز
ايا به حسن چو شيرين به ملک چون پرويز شاعر : سيف فرغاني قد تو سرو روان است و سرو تو گل ريز ايا به حسن چو شيرين به...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
جرعه‌اي مي نخورده از دستش
جرعه‌اي مي نخورده از دستش شاعر : سيف فرغاني بيخودم کرد نرگس مستش جرعه‌اي مي نخورده از دستش توبه گر سنگ بود بشکستش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آنچه داري به کف و آنچه نداري جز دوست
آنچه داري به کف و آنچه نداري جز دوست شاعر : سيف فرغاني گر نيايد، مطلب ور برود، بگذارش آنچه داري به کف و آنچه نداري...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
قند خجل مي‌شود از لب چون شکرش
قند خجل مي‌شود از لب چون شکرش شاعر : سيف فرغاني قوت دل مي‌دهد بوسه‌ي جان پرورش قند خجل مي‌شود از لب چون شکرش ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شبي از مجلس مستان برآمد ناله‌ي چنگش
شبي از مجلس مستان برآمد ناله‌ي چنگش شاعر : سيف فرغاني رسيد از غايت تيزي به گوش زهره آهنگش شبي از مجلس مستان برآمد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ترکي است يار من که نداند کس از گلش
ترکي است يار من که نداند کس از گلش شاعر : سيف فرغاني او تندخو و بنده نه مرد تحملش ترکي است يار من که نداند کس از...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آنچه ز تست حال من گفت نمي‌توانمش
آنچه ز تست حال من گفت نمي‌توانمش شاعر : سيف فرغاني چون تو بمن نمي‌رسي من به تو چون رسانمش آنچه ز تست حال من گفت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چو شد به خنده شکر بار پسته‌ي دهنش
چو شد به خنده شکر بار پسته‌ي دهنش شاعر : سيف فرغاني شد آب لطف روان از لب چه ذقنش چو شد به خنده شکر بار پسته‌ي دهنش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون برآمد آفتاب از مشرق پيراهنش
چون برآمد آفتاب از مشرق پيراهنش شاعر : سيف فرغاني ماه رقاصي کند چون ذره در پيرامنش چون برآمد آفتاب از مشرق پيراهنش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
من ز عشق تو رستم از غم خويش
من ز عشق تو رستم از غم خويش شاعر : سيف فرغاني ور بميرم گرفته‌ام کم خويش من ز عشق تو رستم از غم خويش لمن الملک...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390