شاهدی بر هستی مطلق در مثنوی
سخن از زیبایی‌های طبیعت و رویش سبزه و گل و آوای پرندگان می‌باشد و نیز این که همه‌ی اینها از آثار قدرت حق است. «آن حله‌ها» همین زیبایی‌ها و پدیده‌های...
يکشنبه، 13 تير 1395
بینش توحیدی در مثنوی
هستی یکی بیش نیست و آن چه هست خداست. جلوه‌های گوناگون این هستیِ مطلق در عالم ماده و تعین متعدد است و ما این نمودها را به چشم ظاهر می‌بینیم. در...
يکشنبه، 13 تير 1395
یاری رسد
باشد كه روزگاري، ياري رسد ز ياري بر جانب محبان، چون افتدش گذاري دل‌خسته و حزينم، لختي خوشي نبينم يار دلم بود غم، هر جا به هر دياري
يکشنبه، 13 تير 1395
یاد زما می‌کردی
کاش از لطف شبی یاد ز ما می‌کردی یاد از عاشق افتاده ز پا می‌کردی کاش بیمار فراقت که ز پا افتاده با نگاه ملکوتی تو دوا می‌کردی
يکشنبه، 13 تير 1395
همه هست آرزويم
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویى چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویى؟! به کسى جمال خود را ننموده‏اى و بینم همه جا به هر زبانى، بود از تو...
يکشنبه، 13 تير 1395
هر سحر منتظر یار نباشم چه کنم
هر سحر منتظر یار نباشم چه کنم؟ من اگر این همه بیدار نباشم چه کنم؟ گریه بر درد فراق تو نکردن سخت است خون‌جگر از غمت ای یار نباشم چه کنم؟
يکشنبه، 13 تير 1395
هديه خدايى!
طاووس كبريايى! اى هديه خدايى! تو ديدنى‏ترينى، اى ديدنى، كجايى؟ هر ديده مست راهت، غمديده در پناهت خشكيده ياس عالم در حسرت جدايى
يکشنبه، 13 تير 1395
هجر يار
دل ضعيف من از هجر يار مي‌نالد بهانه كرده همين، زار و زار مي‌نالد ز تنگناي قفس مرغ پر شكسته يقين جهيده بر سر هر شاخسار مي‌نالد
يکشنبه، 13 تير 1395
وجود من
کو آتشی که شعله زند بر وجود من کو شعله‌ای که آب کند تار و پود من دل سوزد از شراره بی اعتناییت جانا عنایتی بنما بر وجود من
يکشنبه، 13 تير 1395
واژه غم، تفسیر نگاه
دو چشمم، مرمرین از بارش غم بود، باور کن و پشتم از غم هجران تو خم بود، باور کن میان بیت بیت شعر من بغضی نهان می‌شد وجودم غرق در، دریای ماتم بود،...
يکشنبه، 13 تير 1395
نور دگر آورده‌ای
ای طلوع صبحدم نور دگر آورده‌ای آفتابی بهتر از شمس و قمر آورده‌ای شاهدی از جان و دل محبوب‌تر آورده‌ای یا که وجه الله بر اهل نظر آورده‌ای
يکشنبه، 13 تير 1395
نگرانند هنوز
مردم ديده به هر سو نگرانند هنوز چشم در راه تو، صاحب نظرانند هنوز لاله‏ها، شعله كش از سينه داغند به دشت در غمت، همدم آتش جگرانند هنوز
يکشنبه، 13 تير 1395
آفتاب معرفت در بیان مثنوی
مولانا می‌گوید: هر صفتِ پروردگار، آفتابی است که به ما نور معرفت می‌افشاند؛ آفتابی که چرخ را بر جای خود متحیر و میخ‌کوب می‌کند. ما صفات متعددی...
شنبه، 12 تير 1395
توحید ناب در مثنوی
هرچه ما می‌کنیم بازتاب تأثیر الهی است. انسانِ کامل هیچ نگاه استقلالی به افعال خود ندارد و این همان وصف فنای افعالی است؛ یعنی سقوط رؤیتِ فعلِ...
شنبه، 12 تير 1395
فعل حق در بیان مثنوی
هستی، یک عالم معنا یا عالم غیب دارد و یک عالم صورت. عالمِ صورت محدود به زمان و مکان و قید و تعیّن است. عالم معنا، ازلی و ابدی و مطلق است و تابع...
شنبه، 12 تير 1395
گنج مخفی در مثنوی
حضرت حق همانند گنجی نهان بود که از شدّت فزونی و پُری، هستی و آفرینش را شکافت. مولانا به این حدیث نبوی اشاره می‌کند: «قال داود (علیه‌السلام):...
شنبه، 12 تير 1395
توفیق ادب بندگی از نگاه مثنوی
توجه انسان به خدا و این که بتواند وظیفه‌ی بندگی و ادب را مراعات کند باید با توفیق خداوندی و ایجاد موافقت میان اراده‌ی بنده و قضای الهی باشد....
شنبه، 12 تير 1395
مثنوی و شرح شیدایی و حیرانی
نباید مسئله معرفت الهی را با خود و با امکان و ادراک خود قیاس کرد؛ زیرا ما را از حقیقت دور می‌کند. در مورد سرگذشت حضرت موسی آمده است که او خضر...
شنبه، 12 تير 1395
سرمنزل معرفت در بیان مثنوی
مصراع «چون که چشمت را به خود بینا کند» دو گونه تعبیر می‌پذیرد: الف) چون پروردگار، چشم را به معرفت و شناخت خودش بینا و روشن کند. ب) به شناخت خودت...
شنبه، 12 تير 1395
شراب معرفت از نگاه مثنوی
ساقی به فقیه، شراب تعارف کرد، ولی او نپذیرفت و با خشم و غضب از شاه و ساقی رخ بر تافت که در تمام عمرم لب به شراب نزده‌ام. چنان از شراب نفرت دارم...
شنبه، 12 تير 1395