موسم گل دو سه روزست ،به سر خواهد شد
موسم گل دو سه روزست ،به سر خواهد شد شاعر : اوحدي مراغه اي مي درآيد، که گل زرد به در خواهد شد موسم گل دو سه روزست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حسن بدکان نشست، عشق پديدار شد
حسن بدکان نشست، عشق پديدار شد شاعر : اوحدي مراغه اي حسن فروشنده گشت، عشق خريدار شد حسن بدکان نشست، عشق پديدار شد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گل ز روي او شرمسار شد
گل ز روي او شرمسار شد شاعر : اوحدي مراغه اي دل چو موي او بي‌قرار شد گل ز روي او شرمسار شد چون بر اسب خوبي سوار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خواهم شبي بر آن دهن تنگ مير شد
خواهم شبي بر آن دهن تنگ مير شد شاعر : اوحدي مراغه اي کامشب مرا تعلق او در ضمير شد خواهم شبي بر آن دهن تنگ مير شد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل اسير حلقه‌ي آن زلف چون زنحير شد
دل اسير حلقه‌ي آن زلف چون زنحير شد شاعر : اوحدي مراغه اي تن ز استيلاي هجر آن پريرخ پير شد دل اسير حلقه‌ي آن زلف...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کمان مهر ترا چرخ چنبري نکشد
کمان مهر ترا چرخ چنبري نکشد شاعر : اوحدي مراغه اي فروغ روي ترا جرم مشتري نکشد کمان مهر ترا چرخ چنبري نکشد حديث...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يار ز پيمان ما گر چه سري مي‌کشد
يار ز پيمان ما گر چه سري مي‌کشد شاعر : اوحدي مراغه اي بار غمش را دلم بي‌جگري مي‌کشد يار ز پيمان ما گر چه سري مي‌کشد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دي رفتم اندر کوي او سرمست، ناگه جنگ شد
دي رفتم اندر کوي او سرمست، ناگه جنگ شد شاعر : اوحدي مراغه اي امروز زانم تنگدل کان جاي بر وي تنگ شد دي رفتم اندر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چه عشقست اين که در دل شد؟
چه عشقست اين که در دل شد؟ شاعر : اوحدي مراغه اي کزو پايم درين گل شد چه عشقست اين که در دل شد؟ کشيدم بند و مشکل...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
جهان از باد نوروزي جوان شد
جهان از باد نوروزي جوان شد شاعر : اوحدي مراغه اي زمين در سايه‌ي سنبل نهان شد جهان از باد نوروزي جوان شد مگر گل...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عشق را پا و سر پديد نشد
عشق را پا و سر پديد نشد شاعر : اوحدي مراغه اي زين بيابان خبر پديد نشد عشق را پا و سر پديد نشد ناوکت را سپر پديد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هرگز از عشقي مرا پايي چنين در گل نشد
هرگز از عشقي مرا پايي چنين در گل نشد شاعر : اوحدي مراغه اي هيچ سال اين دردم اندر جان وغم در دل نشد هرگز از عشقي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هيچ روز آن رخ به فرمانم نشد
هيچ روز آن رخ به فرمانم نشد شاعر : اوحدي مراغه اي درد دل برداد و درمانم نشد هيچ روز آن رخ به فرمانم نشد قصد آن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کسي که چشمه‌ي چشمش چنين ز گريه بجوشد
کسي که چشمه‌ي چشمش چنين ز گريه بجوشد شاعر : اوحدي مراغه اي چگونه راز دل خود ز چشم خلق بپوشد؟ کسي که چشمه‌ي چشمش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا دل مجروح من عاشق زار تو شد
تا دل مجروح من عاشق زار تو شد شاعر : اوحدي مراغه اي هيچ نديديم و عمر در سر کار تو شد تا دل مجروح من عاشق زار تو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نه آخر دل من خراب از تو شد؟
نه آخر دل من خراب از تو شد؟ شاعر : اوحدي مراغه اي نه آخر دو چشمم پرآب از تو شد؟ نه آخر دل من خراب از تو شد؟ گرفتار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر به کام دل رسيد از يار خود ياري چه شد؟
گر به کام دل رسيد از يار خود ياري چه شد؟ شاعر : اوحدي مراغه اي ور به وصلش شادمان گرديد غم‌خواري چه شد؟ گر به کام...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به من از دولت وصل تو مقرر مي‌شد
به من از دولت وصل تو مقرر مي‌شد شاعر : اوحدي مراغه اي کارم از لعل گهربار تو چون زر مي‌شد به من از دولت وصل تو مقرر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هزار قطره‌ي خونم ز چشم تر بچکد
هزار قطره‌ي خونم ز چشم تر بچکد شاعر : اوحدي مراغه اي ز شرم چون عرق از روي آن پسر بچکد هزار قطره‌ي خونم ز چشم تر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عرق چو از رخت، اي سرو دلستان، بچکد
عرق چو از رخت، اي سرو دلستان، بچکد شاعر : اوحدي مراغه اي ز خاک لاله برآيد، ز لاله جان بچکد عرق چو از رخت، اي سرو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390