روزي ببيني زلف او در دست من پيچان شده
روزي ببيني زلف او در دست من پيچان شده شاعر : اوحدي مراغه اي لطفش تنم را داده دل، لعلش دلم را جان شده روزي ببيني...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي ز زلفت عقل در دام آمده
اي ز زلفت عقل در دام آمده شاعر : اوحدي مراغه اي نرگست با فتنه همنام آمده اي ز زلفت عقل در دام آمده اي سرا پايت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کيست دگر باره اين؟ بر لب بام آمده
کيست دگر باره اين؟ بر لب بام آمده شاعر : اوحدي مراغه اي روي چو صبحش در آن زلف چو شام آمده کيست دگر باره اين؟ بر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ازين نرگس و گل غرورم مده
ازين نرگس و گل غرورم مده شاعر : اوحدي مراغه اي وزين عود و شکر بخورم مده ازين نرگس و گل غرورم مده چو غم‌خوار مهرم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي مردگان، کجاييد؟ اينک مسيح زنده
اي مردگان، کجاييد؟ اينک مسيح زنده شاعر : اوحدي مراغه اي هر دم لبش حياتي در مرده‌اي دمنده اي مردگان، کجاييد؟ اينک...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عاشقان درد کش را دردي مي‌خانه ده
عاشقان درد کش را دردي مي‌خانه ده شاعر : اوحدي مراغه اي از قدح کاري نيايد، بعد ازين پيمانه ده عاشقان درد کش را دردي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي داده روي خوب تو از حسن داد ديده
اي داده روي خوب تو از حسن داد ديده شاعر : اوحدي مراغه اي ايزد ز آفرين فراوانت آفريده اي داده روي خوب تو از حسن داد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نواي عشق بلبل را دلي بايد بلا ديده
نواي عشق بلبل را دلي بايد بلا ديده شاعر : اوحدي مراغه اي ز سوز و آه خود بسيار سرد و گرمها ديده نواي عشق بلبل را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مي‌نالم ازين کار به سامان نرسيده
مي‌نالم ازين کار به سامان نرسيده شاعر : اوحدي مراغه اي وين درد جگر سوز به درمان نرسيده مي‌نالم ازين کار به سامان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي بر فلک از رخ علم نور کشيده
اي بر فلک از رخ علم نور کشيده شاعر : اوحدي مراغه اي زلف تو قلم در شب ديجور کشيده اي بر فلک از رخ علم نور کشيده ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ماييم و خراباتي پر باده‌ي جوشيده
ماييم و خراباتي پر باده‌ي جوشيده شاعر : اوحدي مراغه اي جز رند خراباتي آن باده ننوشيده ماييم و خراباتي پر باده‌ي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چمن پر گهر شد ز باران ژاله
چمن پر گهر شد ز باران ژاله شاعر : اوحدي مراغه اي زمين پر کواکب ز ياقوت لاله چمن پر گهر شد ز باران ژاله ز سنبل...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل جفت درد و غم شد زان ديلمي کلاله
دل جفت درد و غم شد زان ديلمي کلاله شاعر : اوحدي مراغه اي گل را قبول کم شد زان روي همچو لاله دل جفت درد و غم شد زان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در سر و سراي خود نگذاشتم الاالله
در سر و سراي خود نگذاشتم الاالله شاعر : اوحدي مراغه اي وندر دل وراي خود نگذاشتم الاالله در سر و سراي خود نگذاشتم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي روشن از رخ تو زمين و زمان همه
اي روشن از رخ تو زمين و زمان همه شاعر : اوحدي مراغه اي تاريک بي‌تو چشم همين و همان همه اي روشن از رخ تو زمين و زمان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بر در مي‌خانه اين غلغل و آن طنطنه
بر در مي‌خانه اين غلغل و آن طنطنه شاعر : اوحدي مراغه اي چيست؟ بياور چراغ، پيش نه آتش‌زنه بر در مي‌خانه اين غلغل...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
پديد نيست اسيران عشق را خانه
پديد نيست اسيران عشق را خانه شاعر : اوحدي مراغه اي کجاست بند؟ که صحرا گرفت ديوانه پديد نيست اسيران عشق را خانه ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سر در کف پايت نهم، اي يار يگانه
سر در کف پايت نهم، اي يار يگانه شاعر : اوحدي مراغه اي روزي که درآيي ز درم مست شبانه سر در کف پايت نهم، اي يار يگانه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گرد مغان گرد و بادهاي مغانه
گرد مغان گرد و بادهاي مغانه شاعر : اوحدي مراغه اي تا به کجا مي‌رسد حديث زمانه؟ گرد مغان گرد و بادهاي مغانه هر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بسيار دشمنست مرا و تو دوست نه
بسيار دشمنست مرا و تو دوست نه شاعر : اوحدي مراغه اي با دوستان خويشتن اينها نکوست؟ نه بسيار دشمنست مرا و تو دوست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390