منم آنکه گلشن عشق را چمنم، ببين
منم آنکه گلشن عشق را چمنم، ببين شاعر : اوحدي مراغه اي گذري کن و گل و سوسن و سمنم ببين منم آنکه گلشن عشق را چمنم،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن تير غمزه را دل خلقي نشانه بين
آن تير غمزه را دل خلقي نشانه بين شاعر : اوحدي مراغه اي انگشت رنگ داده و انگشتوانه بين آن تير غمزه را دل خلقي نشانه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
از بند زلفش پاي ما مشکل گشايد بعد ازين
از بند زلفش پاي ما مشکل گشايد بعد ازين شاعر : اوحدي مراغه اي چشمي که بيند غير او ما را نشايد بعد ازين از بند زلفش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در فراق روي جانان بر نتابد بيش ازين
در فراق روي جانان بر نتابد بيش ازين شاعر : اوحدي مراغه اي سينه داغ هجر آنان بر نتابد بيش ازين در فراق روي جانان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
من از مادري زادم که پارم پدر بود او
من از مادري زادم که پارم پدر بود او شاعر : اوحدي مراغه اي شدم خاک آن پايي کزين پيش سر بود او من از مادري زادم که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
با دشمنان دوست کنم دوستي مدام
با دشمنان دوست کنم دوستي مدام شاعر : اوحدي مراغه اي زيرا که غيرت آيدم از دوستان او با دشمنان دوست کنم دوستي مدام...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي عيد، بنمودي به من دي صورت ابروي او
اي عيد، بنمودي به من دي صورت ابروي او شاعر : اوحدي مراغه اي امروز قربان مي‌شوم، گر مي‌نمايي روي او اي عيد، بنمودي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در صدد هلاک من شيوه‌ي چشم مست تو
در صدد هلاک من شيوه‌ي چشم مست تو شاعر : اوحدي مراغه اي مرد کشي و سرکشي عادت زلف پست تو در صدد هلاک من شيوه‌ي چشم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر سوي من چنين نگرد چشم مست تو
گر سوي من چنين نگرد چشم مست تو شاعر : اوحدي مراغه اي سر در جهان نهم به غريبي ز دست تو گر سوي من چنين نگرد چشم مست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي دلبر سنگين دل، فرياد ز دست تو
اي دلبر سنگين دل، فرياد ز دست تو شاعر : اوحدي مراغه اي دستي، که دل من شد بر باد ز دست تو اي دلبر سنگين دل، فرياد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا فاش گشت ذکر دهان چو قند تو
تا فاش گشت ذکر دهان چو قند تو شاعر : اوحدي مراغه اي رغبت نمي‌کند به شکر دردمند تو تا فاش گشت ذکر دهان چو قند تو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر چه اميد ندارم که: شوم شاد از تو
گر چه اميد ندارم که: شوم شاد از تو شاعر : اوحدي مراغه اي نتوانم که زماني نکنم ياد از تو گر چه اميد ندارم که: شوم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
درين لشکر، که مي‌بيني، سواري نيست غير از تو
درين لشکر، که مي‌بيني، سواري نيست غير از تو شاعر : اوحدي مراغه اي کسي ديگر درين عالم به کاري نيست غير از تو درين...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تو سروي ، بر نشايد چيدن از تو
تو سروي ، بر نشايد چيدن از تو شاعر : اوحدي مراغه اي تو ماهي، مهر نتوان ديدن از تو تو سروي ، بر نشايد چيدن از تو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر صبر و زر بودي مرا، کارم چو زر مي‌شد ز تو
گر صبر و زر بودي مرا، کارم چو زر مي‌شد ز تو شاعر : اوحدي مراغه اي بي صبرم، ارنه کار من نوعي دگر مي‌شد ز تو گر صبر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي آنکه، نيست جز بر يار انتعاش تو
اي آنکه، نيست جز بر يار انتعاش تو شاعر : اوحدي مراغه اي بس مي‌خروشد آن سخن دل‌خراش تو اي آنکه، نيست جز بر يار انتعاش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي نور چشم من ز رخ لاله‌رنگ تو
اي نور چشم من ز رخ لاله‌رنگ تو شاعر : اوحدي مراغه اي سوگند سخت من به دل همچو سنگ تو اي نور چشم من ز رخ لاله‌رنگ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ترا گزيد دل من،مرا گزيد غم تو
ترا گزيد دل من،مرا گزيد غم تو شاعر : اوحدي مراغه اي به حال من نظري کن، که مردم از ستم تو ترا گزيد دل من،مرا گزيد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي خرمن گل خوشه‌چين پيش تن و اندام تو
اي خرمن گل خوشه‌چين پيش تن و اندام تو شاعر : اوحدي مراغه اي بلبل نخواند، وصف گل تا من نگويم نام تو اي خرمن گل خوشه‌چين...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي رشک گل تازه رخ چون سمن تو
اي رشک گل تازه رخ چون سمن تو شاعر : اوحدي مراغه اي عرعر خجل از قد چو سرو چمن تو اي رشک گل تازه رخ چون سمن تو ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390