اي ترک، دل ما را خوش‌دار به جان تو
اي ترک، دل ما را خوش‌دار به جان تو شاعر : اوحدي مراغه اي مگذار تن مارا لاغر چو ميان تو اي ترک، دل ما را خوش‌دار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به جان من، به جان من، به جان تو، به جان تو
به جان من، به جان من، به جان تو، به جان تو شاعر : اوحدي مراغه اي که نام من نفرمايي فراموش از زبان تو به جان من،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو
به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو شاعر : اوحدي مراغه اي اگر بر نام من تيري بيندازد کمان تو به چشم سر هدف سازم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زود شود باز بسته‌ي تو
زود شود باز بسته‌ي تو شاعر : اوحدي مراغه اي عاشق از دام جسته‌ي تو زود شود باز بسته‌ي تو عارض چون لاله دسته‌ي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل من خسته‌ي ياريست بي‌تو
دل من خسته‌ي ياريست بي‌تو شاعر : اوحدي مراغه اي تنم در قيد بيماريست بي‌تو دل من خسته‌ي ياريست بي‌تو کرا خود غير...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر چه زان ما گشتي، سر ما چه داني تو؟
گر چه زان ما گشتي، سر ما چه داني تو؟ شاعر : اوحدي مراغه اي ور چه مات مي‌خوانيم، اين دعا چه داني تو؟ گر چه زان ما...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي مدد تيره شب از موي تو
اي مدد تيره شب از موي تو شاعر : اوحدي مراغه اي روز مرا روشني از روي تو اي مدد تيره شب از موي تو خاک نسيمي که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سوي من شادي نيايد،تا نيايم سوي تو
سوي من شادي نيايد،تا نيايم سوي تو شاعر : اوحدي مراغه اي روي شادي آن زمان بينم که بينم روي تو سوي من شادي نيايد،تا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
روزي بنه به خوردن مي‌پاي در قرق
روزي بنه به خوردن مي‌پاي در قرق شاعر : اوحدي مراغه اي تا ما به سر کشيم چو صافي کدوي تو روزي بنه به خوردن مي‌پاي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل به تو داديم و شکستي، برو
دل به تو داديم و شکستي، برو شاعر : اوحدي مراغه اي سينه‌ي ما را چو بخستي ، برو دل به تو داديم و شکستي، برو چون...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حسن مصرست و رخ چون قمرت مير درو
حسن مصرست و رخ چون قمرت مير درو شاعر : اوحدي مراغه اي عشق زندان و حصارش که شدم پير درو حسن مصرست و رخ چون قمرت مير...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
امشب از پيش من شيفته دل دور مرو
امشب از پيش من شيفته دل دور مرو شاعر : اوحدي مراغه اي نور چشم مني، اي چشم مرا نور،مرو امشب از پيش من شيفته دل دور...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن چشم مست بين، که دلم گشت زار ازو
آن چشم مست بين، که دلم گشت زار ازو شاعر : اوحدي مراغه اي اي دوستان، بسوخت مرا، زينهار ازو! آن چشم مست بين، که دلم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي دل مکن، بهر ستمي اين نفير ازو
اي دل مکن، بهر ستمي اين نفير ازو شاعر : اوحدي مراغه اي چون جانت اوست، تن زن و دل برمگير ازو اي دل مکن، بهر ستمي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عمر که بي‌او گذشت، ذوق نديديم ازو
عمر که بي‌او گذشت، ذوق نديديم ازو شاعر : اوحدي مراغه اي دل بر شادي نخورد، تا ببريديم ازو عمر که بي‌او گذشت، ذوق...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر دهد يارت امان ايمن مشو
گر دهد يارت امان ايمن مشو شاعر : اوحدي مراغه اي ور ببخشايد، به جان ايمن مشو گر دهد يارت امان ايمن مشو جمله مکرست،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل سراي خاص شد، از مجلس عامش مگو
دل سراي خاص شد، از مجلس عامش مگو شاعر : اوحدي مراغه اي جان چو بر جانان رسيد، از پيک و پيغامش مگو دل سراي خاص شد،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي ز چين و حلقه‌ي زلف سياه
اي ز چين و حلقه‌ي زلف سياه شاعر : اوحدي مراغه اي بسته شادروان خوبي گرد ماه اي ز چين و حلقه‌ي زلف سياه در زنخدان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون همه ملک وجود خانه‌ي شاهست و شاه
چون همه ملک وجود خانه‌ي شاهست و شاه شاعر : اوحدي مراغه اي راه چه جويي به غير؟ بيش چه پويي به راه؟ چون همه ملک وجود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن تير بالا را ببين: ز ابرو کمانها ساخته
آن تير بالا را ببين: ز ابرو کمانها ساخته شاعر : اوحدي مراغه اي از تير چشم مست خود آهنگ جانها ساخته آن تير بالا را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390