سلمي در اشعار حافظ کيست ؟
چنانکه نوشته اند سلمي نام زني است از عرابيس عرب و مجازاً هر معشوق را گفته اند ، اين نام را بعضي از شعراي فارسي زبان در همين معني در اشعار خود...
سه‌شنبه، 3 فروردين 1389
درباره تیرماه
درباره تیرماه
سه‌شنبه، 3 فروردين 1389
حکيم نظامي گنجوي و شيخ فريدالدين عطار
کمتر شاعري است که خود را تعريف نکرده باشد، اگر متون شعر شاعران را به دقت مطالعه کنيم خودستايي هاي آنان را به اشکال مختلف خواهيم ديد، عده اي به...
سه‌شنبه، 3 فروردين 1389
سخني در شعر
با توجه به چگونگي رابطه ي آهنگ با شعر مي بينيم ، در عين حال که اين دو هنر ظاهراً داراي دو سرشت يا دو طبيعت متفاوت هستند ، با هم پيوندي ناگسستني...
سه‌شنبه، 3 فروردين 1389
ملمع
ملمع اسم مفعول از تلميع به معني رنگارنگ گردانيدن است (1)و ملمع به معني رنگارنگ و همچنين اسب ابرش و چپار و اسبي که در بدنش خالها و لکه هايي مخالف...
سه‌شنبه، 3 فروردين 1389
رطل و همبستگي آن با ليتر
رطل علاوه بر معنايي که ذيلا ذکر خواهد شد مطابق تعاريف اهل لغت و دانشمندان پيمانه اي است براي تعيين مقدار بعضي مواد و به همين اعتبار جزو آحاد...
سه‌شنبه، 3 فروردين 1389
تاريخ سرودن شاهنامه
زندگاني فردوسي که بقول شادروان فروغي «قباله و سند نجات ملت ايران را تنظيم فرمود» چنانچه اهل تحقيق مي دانند بس شناخته و مبهم باقيمانده است و از...
سه‌شنبه، 3 فروردين 1389
از طهران تا تهران
اين اواخر ظاهراً به دستور فرهنگستان، چنين معمول شده است كه نام «طهران» پايتخت دولت شاهنشاهي را «تهران» با «تاء دو نقطه» بنويسند و چنين مي‌نمايد...
سه‌شنبه، 3 فروردين 1389
چند ضرب المثل که در قرآن آمده
«و جعلنا من السّماء كل شيء حيء؛و هر چيز زنده‌اي را از آب قرار داديم».(سوره انبياء،آيه 30) آشپز كه دو تا شد، آش يا شور مي‌شود يا بي‌نمك. «لو...
دوشنبه، 2 فروردين 1389
عجیب‌ترین قصه گوی عصر ما!!
همه چیزهایی که داستان‌ها و اندیشه عجیب‌ترین قصه گوی عصر ما را می‌سازند؛ خورخه لوئیس بورخس لباس‌هایش کهنه اما تمیز بود. صاف و بدون قوز راه می‌رفت....
شنبه، 29 اسفند 1388
شب حضور
شب عمليات کربلاي پنج؛ شلمچه عباس شاه زيدي «خروش» شبم درحضوري لبالب گذشت کدامين شبم مثل آن شب گذشت شب برگزيدن، شب انتخاب شب گام تاقله ي آفتاب....
پنجشنبه، 27 اسفند 1388
اما دير کردند...
ما را اسير خواب بي تعبير کردند درچارچوب قاب ها زنجير کردند. من پيش از اين با چشمه ها همراز بودم روح مرا مرداب ها تسخير کردند در کنج پستوها کنار«نفس»...
پنجشنبه، 27 اسفند 1388
آتش وآب
کشيدم تو را مگر بنويسم تو را به رنگ نفس هاي شعله ور بنويسم چقدر خاطره بايد، چقدر واژه وتصوير که وسعتت را هر چند مختصر بنويسم چقدر آتش بايد،...
پنجشنبه، 27 اسفند 1388
غنچه ها
آسمانيان که به پرواز رفته ايد اي بي کرانه هاي زمين گرد پاي تان اي سروقامتان نشسته بر آسمان برپلک هاي نازک مهتاب، جاي تان اي دشت هاي سرخ شقايق...
پنجشنبه، 27 اسفند 1388
بوي پيراهن
بوي پيراهنت را سال هاست چاه خانه ي بي بي معصومه دزديده در انعکاس چشم هاي توست که ماهي ها حوض را دور مي زنند خودت بگو اين چندمين پنج شنبه است...
پنجشنبه، 27 اسفند 1388
پيراهن يوسف
ها که يافتيد تن يوسف من است اين پاره پاره بدن يوسف من است هر چند مکه نيست ولي حج تان قبول در فکه حج شناختن يوسف من است در عشقبازي آينه ي کربلاييان...
پنجشنبه، 27 اسفند 1388
بگذار....
بايد که گلي مثل تو پرپر شده باشد وقتي که چنين باد معطر شده باشد اکنون که نصيب فلک از تو شده پرواز غم نيست اگر سهم زمين پر شده باشد بگذار،...
پنجشنبه، 27 اسفند 1388
جانباز
دفتر حقايق ثبت است نام جانباز ايثار با شکوه و راه و گام جانباز مردان راه حقند يادآور شهيدان شب زنده دار شام و شهيدان روز ميدان سرمست عشق يارند...
پنجشنبه، 27 اسفند 1388
فرزند شهید
دست نوازش برای او کم بود و سهم کودکی اش غصه های مبهم بود پدر که رفت و از او عکس ماند و خاطره ای و چفیه ای و پلاکی که سهم مریم بود همیشه گریه...
پنجشنبه، 27 اسفند 1388
غریب
خانه آیه «امن یجیب» می خواند قناری پدر امشب عجیب می خواند و مادرم که نشسته کنار پنجره باز برای خواهرم از بوی سیب می خواند دوباره نیمه شب و سرفه...
پنجشنبه، 27 اسفند 1388