شراب معرفت از نگاه مثنوی
ساقی به فقیه، شراب تعارف کرد، ولی او نپذیرفت و با خشم و غضب از شاه و ساقی رخ بر تافت که در تمام عمرم لب به شراب نزده‌ام. چنان از شراب نفرت دارم...
شنبه، 12 تير 1395
بیان اسرار عرفانی در مصنوی
عارفان بالله، اسرار الهی را با اصطلاحاتی خاص بیان می‌کنند تا انسان‌های سطحی‌نگر را برنیاشوبند. اهل الله برای تبادل آراء در میان خود اصطلاحاتی...
شنبه، 12 تير 1395
سخن و بازگشایی درِ حکمت الهی
مولانا زبان به ستایش پروردگاری می‌گشاید که قدرت او در باطن بندگان آثار شگرفی دارد. پروردگار همان پاکیزه معماری است که می‌تواند در عالم غیب از...
شنبه، 12 تير 1395
نامه عمرم
تمام نامه عمرم سیاه گردیده که شغل روز و شب من گناه گردیده برای این‌که بیایم به توبه‌ای سویت دو چشم ناز و قشنگت به راه گردیده
شنبه، 12 تير 1395
نشانی نیست
ز کاروان سفر کرده‌ام نشانی نیست برای گفتن درد دلم زبانی نیست برای این‌که به کوی حبیب خود برسم من غریب چه سازم که کاروانی نیست
شنبه، 12 تير 1395
میسر نشود
دیدن روی تو آسوده میسر نشود این عطا بر من آلوده مقدر نشود ادبم رنگ ریا دارد و بی اخلاصم عملم همقدم امر تو دلبر نشود
شنبه، 12 تير 1395
مياندار نگاه من و تو
هست تا اشک میاندار نگاه من تو درنیفتند به هم خیل سپاه من تو چشم معمار تو برداشت ز جا بیتم را که دو مصرع نشود حائل راه من تو
شنبه، 12 تير 1395
ناله سه تار بگريم
بزن رفيق كه با ناله سه تار بگريم به سوز و ساز تو چون ابر نوبهار بگريم بزن رفيق كه در روزگار يار نديديم ز يار شكوه كنم يا ز روزگار بگريم
شنبه، 12 تير 1395
ماه من
تا به كى در پرده مانى ماه من! روشنگرى كن تا كنى هر دلبرى را عاشق خود، دلبرى كن جلوه‌اى كن! زهره را چون ذرّه محو خویش گردان رخ نما و مشترى را...
شنبه، 12 تير 1395
من که باشم
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم لطف‌ها می​کنی ای خاک درت تاج سرم دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم
شنبه، 12 تير 1395
من کیم قلب وجودم
من كیم قلب وجودم من كیم جان جهانم من كیم نور عیانم من كیم سر نهانم من كیم كهف حصینم من كیم مهد امانم من كیم مولای خلقت در زمین و آسمانم
شنبه، 12 تير 1395
مه تابان
آمد شب و تو، ای مه تابان نیامدی جان بر لب آمد و تو ای جان نیامدی مرغان به آشیانه ز صحرا پریده‌اند اما تو ای همای شبستان نیامدی
شنبه، 12 تير 1395
مأواى تو چشمم
اى آن كه بود منزل و مأواى تو چشمم بازآ! كه نباشد به جز از جاى تو چشمم در راه تو، با ديده حسرت نگرانم دارد همه دم شوق تماشاى تو چشمم
شنبه، 12 تير 1395
گوهر شب چراغ یا روح معرفت‌یاب در مثنوی
در شب تاریک این زندگی مادی، گوهر شب چراغ در گِل پوشیده می‌شود، همان طور که روح معرفت‌یاب در وجود خاکی انسان نهفته است. مولانا در راستای بسط موضوع،...
جمعه، 11 تير 1395
نقدی بر وهم‌اندیشی حکیمان مدرسه‌ای
یقین بدان که سبب ترس و اضطرابی که بر تو غالب می‌آید، دیگری است. آن حکمای مدرسه‌ای و اهل استدلال، ترس را معلول قوه وهمیّه دانسته است. اما او این...
جمعه، 11 تير 1395
مراتب عقل حقیقت‌بین در مثنوی
اما غیرت حق، حجابی میان عقول مختلف انداخته است تا عقلِ دانی و عالی در هم آمیزد و معلوم نشود که کدام عقل، عالی است و کدام دانی. خداوند مردم را...
جمعه، 11 تير 1395
نقد ظاهربینان و اهل تقلید در مثنوی
در این قسمت مولانا کلام ظاهربینانی که منکر ورای حس هستند را رد می‌کند که می‌گویند: چون قیامت و رستاخیز، محسوس نیست و به حواس ما در نمی‌آید پس...
جمعه، 11 تير 1395
نقاش اندیشه‌ها و امعان نظر
حضرت حق (نقاش اندیشه‌ها) می‌فرماید:‌ ای بنده، ژرف‌اندیش باش. اگر خود بالاستقلال نمی‌توانی در اسرار جهان غور کنی دست کم در ظل عنایت و هدایت انسانِ...
جمعه، 11 تير 1395
رجحان بینش بر دانش و ارزش نسبی آگاهی‌ها در نگاه مثنوی
مقصود مولانا از این عنوان، رجحان بینش بر دانش و شهود بر استماع است. سالک باید خود را از مرتبه‌ی علم‌الیقین به عین‌الیقین و حق‌الیقین ارتقا دهد....
جمعه، 11 تير 1395
عقل و عشق در بیان مثنوی
مولانا باطل السحر و حلالِ مشاکلِ ذهنی و شخصیتی را چنگ زدن به عروةالوثقای عشق الهی می‌داند. فقط عشق حقیقی است که دهان وسوسه را می‌بندد. مرغابی،...
جمعه، 11 تير 1395