مست معرفت حق
اگر کسی مست معرفت حق و از نور باطن، نورانی باشد، هنگام سخن گفتن، نور آگاهی و معرفت باطنی، بازگوی آن سخن می‌شود و سخنش در شنونده اثر می‌کند. شیخ...
جمعه، 11 تير 1395
بینش شهودی عالی‌ترین مرتبه‌ی شناخت
اگر انسان، مورد عنایت حق قرار گیرد، حواس او قدرت و نفوذی می‌یابد که شاه‌شناس می‌شود و شاه حقیقت را در هر لباسی می‌شناسد. مولانا برای بسط این...
جمعه، 11 تير 1395
مثنوی و قسمت پنهانی و درونی وجود ما
بی‌شک عقول و دل‌ها به عالم بالا تعلق دارند و در حجاب جسم مستورند و با نور آن عالم زندگی می‌کنند. مولانا همان‌گونه که در مثنوی به کرات اشاره کرده...
جمعه، 11 تير 1395
ما منتظریم
ما منتظریم از سفر برگردی یک روز شبیه رهگذر برگردی با کاسه آب و مجمری از اسپند ما آمده‌ایم پشت در برگردی
جمعه، 11 تير 1395
لحن خوش‌آواییم
با همه‌ی لحن خوش‌آواییم در به ‌در کوچه‌ی تنهایی‌ام ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر نغمه‌ی تو از همه پرشورتر
جمعه، 11 تير 1395
لایق دیدار
ای کاش شبی لایق دیدار تو باشم از پرده دل راز نگهدار تو باشم دستم تهی و نیست کلافی به بساطم تا بر سر بازار خریدار تو باشم
جمعه، 11 تير 1395
لبخندت
شفق نشسته به خون بی قرار لبخندت سپیده دم بود آیینه دار لبخندت سحر ز پاکی دامان تست یک شبنم بهشت قطره‌ای از آبشار لبخندت
جمعه، 11 تير 1395
گل سرخ
آید آنگه که به سرفصل حجاب گل سرخ افتد از چهره گلنار حجاب گل سرخ می شود خلد برین عالم امکان چو رسد به مشام دل و جان نکهت ناب گل سرخ
جمعه، 11 تير 1395
گلی گم کرده‌ام
گلی گم کرده‌ام می‌جویم اورا به هر گل می‌رسم می‌بویم اورا گل من نی بود این ونه آنست گل من مهدی صاحب زمان است
جمعه، 11 تير 1395
گرم تمنای تو
ای دل شیدای ما گرم تمنای تو کی شود آخر عیان طلعت زیبای تو گرچه نهانی ز چشم دل نبود ناامید می‎رسد آخر به هم چشم من و پای تو
جمعه، 11 تير 1395
كی شود
كی شود از تو بيايد خبری مهدی جان برسداين شب ما را سحری مهدی جان ز فراق رخ تو تا به سحر ناله زنم ناله دلشدگان را اثری مهدی جان
جمعه، 11 تير 1395
کجا روم من از این در
کجا روم من از این در که خانه‌ام اینجاست کبوتر توام و آشیانه‌ام اینجاست اگر چه بال و پر من شکسته اما شکر نشسته‌ام به سرایت که لانه‌ام اینجاست
جمعه، 11 تير 1395
كی ببينم
کی ببینم چهره زیبای دوست؟ کی ببویم لعل شکرخای دوست؟ کی درآویزم به دام زلف یار؟ کی نهم یک لحظه سر بر پای دوست؟
جمعه، 11 تير 1395
قرار دل بي قراران
مسير مسيح بهاران کجاست صفاگستر لاله زاران کجاست رگ و ريشه لاله از هم گسست گل انديشه سربداران کجاست
جمعه، 11 تير 1395
قرار هستی ما
قرار گیتی چشم انتظار می‌آید کلید صبح به دست و سرود عشق به لب ز انتهای شب آن شهسوار می‌آید ز تنگنای خیالم گذشته است و کنون
جمعه، 11 تير 1395
فدای جان تو
باز آمدی ای جان من جان‌ها فدای جان تو جان من و صد همچو من قربان تو قربان تو من کز سر آزادگی از چرخ سر پیچیده‌ام دارم کنون در بندگی سر بر خط فرمان...
جمعه، 11 تير 1395
قبله نمازگزاران آسمان
ای قبله‌ی نمازگزاران آسمان ای خلق عالمت به سر سفره میهمان هجر تو کرده قامت اسلام را کمان الغوث یابن فاطمه الغوث الامان
جمعه، 11 تير 1395
عشق تو
اى كه عشق تو بود مونس جان و دل ما وى كه مهر تو عجين گشته در آب و گل ما دل ما گشته ز دورى تو كاشانه غم تا نيايى بَرِ ما غم نرود از دل ما
جمعه، 11 تير 1395
تجدید عهد با پیمان ازلی
ما در گذرگاه دنیا برای رسیدن به عالم معنا و صحرای بی‌کران و بی‌چون حقیقت، در محکمه‌ی قاضیِ دادگر جمع شده‌ایم، تا دعوی «الست» و بلی گفتنم ثابت...
پنجشنبه، 10 تير 1395
عنایات و الطاف حضرت حق در بیان مثنوی
آن حالت جذبه‌ای که با ارشاد و هدایت تو به من دست داد، مانند سیلی بود که جسم مرا گرفت و تا ساحل دریای بخشایش الهی برد. من به هوای آن که از آبِ...
پنجشنبه، 10 تير 1395