سردار شهید خنکدار
خدایا اگر در زیر آبها خفه‌ام کنند، اگر تمامی هور را ظرفی از آتش سازند و مرا در میان آن پرتاب نمایند، اگر گلوله‌های سربین دشمن بدکین ،قلب گنهکار...
چهارشنبه، 23 آذر 1390
تا کارش تموم شد آمد پيش ما
با روئي گشاده و با تبسمي که به لب داشت گفت علي اکبر به من کم لطفه، بي معرفت بيست و هفت ساله که سراغم نيامده. ولي حسين تا کارش تموم شد آمد پيش...
يکشنبه، 20 آذر 1390
طريق القدس
خب! حالا جنگ شروع شد، يک برجستگي علمي نظامي هم از او برايتان بگويم که شما دنبالش باشيد. بدانيد عزيزان، ايشان شد فرمانده نيرو. دانشکده فرماندهي...
يکشنبه، 20 آذر 1390
پيراهني که اين عارف با ان نماز شب خوانده بر تن کردم
خب، داشتيم مي رفتيم به سمت عمليات، از تهران حرکت کرده بوديم. وقتي که به قم رسيديم، طبق روال به راننده اشاره اي کرد. راننده پيچيد به سمت منزل...
يکشنبه، 20 آذر 1390
ارتفاع402
هوا خيلي گرم بود. حدوداً فکر مي کنم. گرماي هوا به 40درجه سانتيگراد مي رسيد. دو نفر همراهم بودند، آقاي سرهنگ فردپور و يک سرباز مسلح که مراقب ما...
يکشنبه، 20 آذر 1390
گفتم اين افسر جوان فرمانده نيروي زميني خواهد شد
شايد يه چيزي حدود 60-70 سانت برف بود. سراغ فرمانده گروهان رو مي گرفتم سربازا با يه عشقي آدرس مي دادند. که سنگر فرمانده گروهان اونجاست. (1) انسان...
يکشنبه، 20 آذر 1390
ما خود را مديون انقلاب اسلامي مي دانيم
هنوز شهيد بزرگوار، آيت الله دستغيب، امام جمعه فقيد شيراز در قيد حيات بودند، ما چهار، پنج نفر همراه با سرهنگ صياد شيرازي که هنوز مسئوليت فرماندهي...
يکشنبه، 20 آذر 1390
ما راضي به رضاي حقيم
دوربينش دستش بود و پشت خاکريز راه مي رفت. ديد 7-8 تا تانک داره مياد. يکدفعه ديد اين بچه، (به قول ايشون) يا رزمنده 16-17 ساله آرپي جي رو برداشت...
يکشنبه، 20 آذر 1390
کلاه آهني
سرتيپ دوم ستاد سالار کيا فرمانده تيپ 1 لشکر 21 حمزه مي خواست به جزيره مجنون برود. وسيله رفت و آمد قايقي بود. مسئول قايق نوجوان بسيجي که اهل اصفهان...
يکشنبه، 20 آذر 1390
روز شهادتش را به همرزمانش گفته بود
اسفند ماه سال 65 بود که به همراه ده نفر از بسيجيان جان بر کف به جاده فاو- ام القصر اعزام شديم، به مکاني به نام پيشاني که نزديکترين نقطه به عراقيها...
شنبه، 19 آذر 1390
طنز در دیوارنوشته های دفاع مقدس
گاهی در جبهه های دفاع از حق در برابر باطل به تابلو نوشته ها، سنگرنوشته ها و لباس نوشته هایی برخورد می کردیم که در بردارنده نوعی طنز و شوخی بود....
يکشنبه، 13 آذر 1390
قوانين ده گانه جانباز شهيد سيد مجتبي علمدار
هنگامي كه همراه نسيم سحري نواي روح بخش اذان صبح در يازدهم دي ماه سال ۱۳۴۵ در كوچه پس كوچه هاي شهرستان ساري طنين انداز شد « سيد مجتبي » چشم به...
يکشنبه، 13 آذر 1390
خانه 3شهید و قطعه‌ای از بهشت
آخر در این شرایط انسان می شود ذره ای در برابر کوه. کوهی از استقامت، از ایثار وقتی مادر شهید به تو می گوید با شنیدن خبر شهادت سومین فرزندش سر...
چهارشنبه، 9 آذر 1390
خون نوشته ها
ـ به خدا قسم اگر مي دانستم با هر بار که خونم ريخته مي شود، بي حجابي آغوش حجاب را در بر مي گيرد، حاضر بودم هزاران هزار بار کشته شوم. شهيد يعقوب...
چهارشنبه، 9 آذر 1390
روابط همسران در سيره ي شهدا
- بعد از شهادت همسرم او هر از گاهي مي آيد پيشمان، گاهي مثل يک نسيم از کنار صورتم رد مي شود. بوي تنش مي پيچد توي خانه. بچه ها هم حس مي کنند سلام...
چهارشنبه، 9 آذر 1390
وصیت نامه فرمانده 16ساله
شهید علی فلاح در نهرخین به شهادت می‌رسد و پیکرش 27 سال در آنجا می‌‌ماند تا اینکه در محرم 1388 هدیه‌ای از امام حسین (ع) به مادرش می‌رسد؛ انگشتر،...
سه‌شنبه، 8 آذر 1390
فرمانده ای که بازنگشت
1- شیطنتهای مخصوص خودش را داشت؛ شیرین و دوست داشتنی. نمره اش کم شده بود، باید ورقه را امضا شده می‌برد مدرسه. انگشت پایش را زده بود توی استامپ،...
شنبه، 5 آذر 1390
مسير عشق
يك روز كه شيرودي در تعقيب ضد انقلاب بود، وقتي خواست راكتي شليك كند، متوجه حضور پسر بچه اي در آن حوالي شد. او راكت را شليك نكرد و برگشت و با بال...
چهارشنبه، 2 آذر 1390
نام هاي شعله ور
در هواي پاييزي و خنك سال 1337 در خانه اي از نور ايمان، مادري اولين ثمره عشق خود را به دنيا آورد. پدر و مادر نام او را حسين گذاشتند. چون هر دو...
چهارشنبه، 2 آذر 1390
عطر ملکوت
خودم اصرار کردم که کتاب آن شهيد را بنويسم، دليل اصرارم را هم نمي دانستم که البته بعدها فهميدم! خيلي هم خوب فهميدم، اما آن وقتي که به اطرافيان...
چهارشنبه، 2 آذر 1390