آن سرو سهي چه نام دارد؟
آن سرو سهي چه نام دارد؟ شاعر : اوحدي مراغه اي کان قامت خوش خرام دارد آن سرو سهي چه نام دارد؟ تا خود هوس کدام...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون طاق دو ابروي تو بي‌جفت آمد
چون طاق دو ابروي تو بي‌جفت آمد شاعر : اوحدي مراغه اي من عشق ترا نهفته بودم در دل چون طاق دو ابروي تو بي‌جفت آمد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي روي تو انگشت نمايي از حسن
اي روي تو انگشت نمايي از حسن شاعر : اوحدي مراغه اي بالاي چو سرو تو بلايي از حسن اي روي تو انگشت نمايي از حسن ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به نام آنکه ما را نام بخشيد
به نام آنکه ما را نام بخشيد شاعر : اوحدي مراغه اي زبان را در فصاحت کام بخشيد به نام آنکه ما را نام بخشيد به نار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در آن ايام کز من دور شد بخت
در آن ايام کز من دور شد بخت شاعر : اوحدي مراغه اي سراسر کار من بي‌نور شد سخت در آن ايام کز من دور شد بخت تنم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خداوندا، به ارواح بزرگان
خداوندا، به ارواح بزرگان شاعر : اوحدي مراغه اي که يوسف را نگه داري ز گرگان خداوندا، به ارواح بزرگان عزيز مصر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
جهان خاليست، من در گوشه زانم
جهان خاليست، من در گوشه زانم شاعر : اوحدي مراغه اي مروت قحط شد، بي‌توشه زانم جهان خاليست، من در گوشه زانم بزرگي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ازين گفتن، خدايا، شرم دارم
ازين گفتن، خدايا، شرم دارم شاعر : اوحدي مراغه اي و زان حضرت به غايت شرمسارم ازين گفتن، خدايا، شرم دارم زبانم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شنيدم کز هوسناکان جواني
شنيدم کز هوسناکان جواني شاعر : اوحدي مراغه اي به ناگه فتنه شد بر دلستاني شنيدم کز هوسناکان جواني جهان بر چشم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نسيم باد نوروزي، چه داري؟
نسيم باد نوروزي، چه داري؟ شاعر : اوحدي مراغه اي گذر کن سوي آن دلبر به ياري نسيم باد نوروزي، چه داري؟ بت گل روي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عنايت‌ها توقع دارم از تو
عنايت‌ها توقع دارم از تو شاعر : اوحدي مراغه اي که هم آشفته و هم زارم از تو عنايت‌ها توقع دارم از تو به چشم خلق...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
غلامي ميکنم تا زنده باشم
غلامي ميکنم تا زنده باشم شاعر : اوحدي مراغه اي بميرم، همچنانت بنده باشم غلامي ميکنم تا زنده باشم روان گردان،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چو بشنيد اين سخن، بر زاري او
چو بشنيد اين سخن، بر زاري او شاعر : اوحدي مراغه اي بتنديد از پريشان کاري او چو بشنيد اين سخن، بر زاري او ولي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کسي کو آزمود، آنگاه پيوست
کسي کو آزمود، آنگاه پيوست شاعر : اوحدي مراغه اي نبايد بعد از آن خاييدنش دست کسي کو آزمود، آنگاه پيوست ز حيرت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شبي پروانه‌اي با شمع شد جفت
شبي پروانه‌اي با شمع شد جفت شاعر : اوحدي مراغه اي چو آتش در فتادش خويش را گفت شبي پروانه‌اي با شمع شد جفت بنه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اگر با عقل داري آشنايي
اگر با عقل داري آشنايي شاعر : اوحدي مراغه اي جدايي جوي ازين ياران، جدايي اگر با عقل داري آشنايي شکيبايي و دوري...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تو اي مهجور سر گردان، کدامي؟
تو اي مهجور سر گردان، کدامي؟ شاعر : اوحدي مراغه اي کسي نامت نميداند، چه نامي؟ تو اي مهجور سر گردان، کدامي؟ که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تومينالي و کس را زان خبر نه
تومينالي و کس را زان خبر نه شاعر : اوحدي مراغه اي وزان زاري ترا خود درد سر نه تومينالي و کس را زان خبر نه ز من...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مرا جويي و از من دور ماني
مرا جويي و از من دور ماني شاعر : اوحدي مراغه اي چو دل گرمي کنم رنجور ماني مرا جويي و از من دور ماني ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چو بشنيد اين حديث از هوش رفته
چو بشنيد اين حديث از هوش رفته شاعر : اوحدي مراغه اي بيفتاد اين سخن در گوش رفته چو بشنيد اين حديث از هوش رفته ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390