آن قدر شور بود كه خان هم فهمید
روزی روزگاری، حاكم كم عقلی بر شهری حكومت می‌كرد. پدر او قبلاً حاكم آن شهر بود و هنگامی كه از دنیا رفت یك خانه بزرگ، چند زمین و باغ و كلّی ثروت...
شنبه، 30 آبان 1394
آنچه تو از رو می‌خوانی من از بَرم
روزی روزگاری، فروشنده دوره گردی كه كارش خرید و فروش كالا و اجناس در شهرهای مختلف بود، به روستای كوچكی رسید. مرد فروشنده كه بسیار خسته و گرسنه...
شنبه، 30 آبان 1394
آنچه گذشته افسوس مخور
روزی، صیادی به قصد شكار پرنده، دامی پهن كرد. گوشه‌ای كمین كرد و به انتظار نشست. كمی كه گذشت بالاخره پرنده‌ی گرسنه‌ای با دیدن دانه‌هایی كه روی...
شنبه، 30 آبان 1394
آستین نو، بخور پلو
روزی روزگاری بهلول به میهمانی دعوت شد. بهلول سر زمین كشاورزی‌اش بود تا كارش به پایان رسید دیر شد. دید اگر به منزل بازگردد و لباس عوض كند به میهمانی...
شنبه، 30 آبان 1394
آش نخورده و دهان سوخته
در شهری بزرگ، مرد ثروتمندی زندگی می‌كرد. روزی مرد ثروتمند یكی از دوستانش را به خانه خود دعوت كرد. هدف این مرد از دعوت دوستش نشان دادن وسایل جدیدی...
شنبه، 30 آبان 1394
آدم گرسنه سنگ را هم می‌خورد
روزی روزگاری لقمان حكیم با پسرش از كوچه‌ای عبور می‌كردند كه ناگهان صدای اذان شنیدند. پسرش گفت: پدر برای نماز به مسجد برویم و بعد از نماز برای...
شنبه، 30 آبان 1394
آخرش نفهمیدم رفیق منی یا رفیق گرگ
در روزگاری دور، دو دوست به قصد شكار كبك به كوهستان رفتند. این دو سال‌ها بود با هم به شكار می‌رفتند. هر دوی آنها فقط یك تفنگ داشتند. هر كدام با...
شنبه، 30 آبان 1394
آب اینجا و نان اینجا، كجا بروم بهتر از اینجا؟
در روزگاران قدیم، مرد جوانی بود كه به دنبال كار می‌گشت و چند روزی را در كارگاه آهنگری كار كرد. سپس با خود گفت: من نمی‌توانم روزانه این همه وقت...
شنبه، 30 آبان 1394
صافی تئاتری
تنها چیزی که آدم احتیاج دارد این است که اسمش روی پوستر باشد، همین‌طور یک تالار پر از تماشاگر و بازیگرانی که دست به دست هم بدهند: هر عبارت و هر...
شنبه، 30 آبان 1394
نگاهی به نمایشنامه‌ی باغ آلبالو
چخوف پس از گشایش نمایش «سه خواهر»، در نامه‌ای خطاب به همسرش (7 مارس 1901) نوشت: «نمایش‌نامه بعدی من کاملاً سرگرم کننده خواهد بود، حداقل از نظر...
شنبه، 30 آبان 1394
نگاهی به نمایشنامه‌ی دایی وانیا
بی‌تردید غیر قابل تحمل‌ترین چیزها، وحشتناک به معنای واقعی کلمه، زندگی بدون عادت‌هاست، زندگی که همواره طالب فی‌البداهگی است.
شنبه، 30 آبان 1394
نگاهی به نمایشنامه‌ی سه خواهر
پدر تیمساری مشهور است، تصویرها دلپذیر و مبلمان گرانبهاست او می‌میرد، دخترهایش تحصیلات خوبی دارند، اما ظاهری شلخته دارند، کتاب نمی‌خوانند، به...
شنبه، 30 آبان 1394
نگاهی به نمایش‌نامه‌ی مرغ دریایی
پرسیدم برای این که نمایش‌نامه‌ای برای تئاتر مناسب باشد، ضروری‌ترین شرط چیست؟ گوته پاسخ داد: این که هر رویدادی معنای خاص خود را داشته باشد و در...
شنبه، 30 آبان 1394
نگاهی به نمایشنامه‌ی دیو جنگل
در سال 1888، حتی قبل از آن که چخوف ایوانوف را تمام کند، به سوورین پیشنهاد کرد که دو تایی روی یک کمدی کار کنند. آن‌ها صورتی از شخصیت‌ها، بخش‌ها...
شنبه، 30 آبان 1394
نمایش‌نامه‌های تک پرده‌ای چخوف
چخوف روزگاری نوشت: «فرق بین نمایش‌نامه‌ی بلند و نمایش‌نامه‌ی تک‌پرده‌ای صرفاً کمّی است.» (از نامه به سوورین، 14 اکتبر 1888). اصطلاحی کلی که او...
شنبه، 30 آبان 1394
نگاهی به نمایشنامه‌ی ایوانوف
ایوانوف که اولین نمایش‌نامه‌ی اجرا شده‌ی چخوف است، به اصرار فئودور کورش و بر اثر جوشش خلاقیتی که داستان مهم و تعیین کننده‌ی «استپ» (Steppe) را...
شنبه، 30 آبان 1394
نمایش‌نامه‌های آنتوان چخوف
متقاعد کردن مردم احساساتی و ساده‌دل به این که تئاتر یک مدرسه است - که در واقع هم هست - کار ساده‌ای است. اما کسی که می‌داند مدرسه چیست، به این...
شنبه، 30 آبان 1394
نگاهی به نمایشنامه‌ی محروم از ارث
چخوف هنگامی که هنوز دانش‌آموز دبیرستانی بود، نمایش‌نامه‌ای در چهار پرده و پر از حادثه نوشت: «سرقت اسب، تیراندازی، زنی که خودش را زیر قطار می‌اندازد»....
شنبه، 30 آبان 1394
زندگینامه‌ی آنتوان چخوف
آنتوان پاولویچ چخوف در 17 ژانویه‌ی 1860 در هر تاگانروگ در کنار دریای آزوف، در جنوب روسیه به دنیا آمد. او سومین فرزند خانواده‌ای بود که پنج پسر...
شنبه، 30 آبان 1394
پژوهش‌های اعلاخان افصح‌زاده درباره‌ی رودکی
اعلاخان افصح‌زاده از زمره‌ی آن دانشمندانی است که در شاخه‌های گوناگون علم ادبیات‌شناسی تاجیک خدمات پرثمری کرده و در پیشرفت ادبیات و فرهنگ سهم...
جمعه، 29 آبان 1394