گل به باغ آمده تقصير چراست
گل به باغ آمده تقصير چراست شاعر : سنايي غزنوي ساقيا جام مي لعل کجاست گل به باغ آمده تقصير چراست کاهلي کردن و...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي مستان خيزيد که هنگام صبوحست
اي مستان خيزيد که هنگام صبوحست شاعر : سنايي غزنوي هر دم که درين حال زني دام فتوحست اي مستان خيزيد که هنگام صبوحست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گويي که مگر سينه‌ي پر آتش دارد
گويي که مگر سينه‌ي پر آتش دارد شاعر : سنايي غزنوي يا ديده‌ي او بر صفت بحر عمانست گويي که مگر سينه‌ي پر آتش دارد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
راه فقرست اي برادر فاقه در وي رفتنست
راه فقرست اي برادر فاقه در وي رفتنست شاعر : سنايي غزنوي وندرين ره نفس کش کافر ز بهر کشتنست راه فقرست اي برادر فاقه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دوش رفتم به سر کوي به نظاره‌ي دوست
دوش رفتم به سر کوي به نظاره‌ي دوست شاعر : سنايي غزنوي شب هزيمت شده ديدم ز دو رخساره‌ي دوست دوش رفتم به سر کوي به...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اندر دل من عشق تو نور يقينست
اندر دل من عشق تو نور يقينست شاعر : سنايي غزنوي بر ديده‌ي من نام تو چون نقش نگينست اندر دل من عشق تو نور يقينست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شور در شهر فگند آن بت زنارپرست
شور در شهر فگند آن بت زنارپرست شاعر : سنايي غزنوي چون خرامان ز خرابات برون آمد مست شور در شهر فگند آن بت زنارپرست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در کوي ما که مسکن خوبان سعتريست
در کوي ما که مسکن خوبان سعتريست شاعر : سنايي غزنوي از باقيات مردان پيري قنلدريست در کوي ما که مسکن خوبان سعتريست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي سنايي خواجگي در عشق جانان شرط نيست
اي سنايي خواجگي در عشق جانان شرط نيست شاعر : سنايي غزنوي جان اسير عشق گشته دل به کيوان شرط نيست اي سنايي خواجگي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر که در راه عشق صادق نيست
هر که در راه عشق صادق نيست شاعر : سنايي غزنوي جز مرايي و جز منافق نيست هر که در راه عشق صادق نيست نکته گويست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ساقيا مي ده که جز مي عشق را پدرام نيست
ساقيا مي ده که جز مي عشق را پدرام نيست شاعر : سنايي غزنوي وين دلم را طاقت انديشه‌ي ايام نيست ساقيا مي ده که جز مي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در دل آن را که روشنايي نيست
در دل آن را که روشنايي نيست شاعر : سنايي غزنوي در خراباتش آشنايي نيست در دل آن را که روشنايي نيست موضع مردم مرايي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دان و آگه باش اگر شرطي نباشد با منت
دان و آگه باش اگر شرطي نباشد با منت شاعر : سنايي غزنوي بامدادان پگه دست منست و دامنت دان و آگه باش اگر شرطي نباشد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نگارينا دلم بردي خدايم بر تو داور باد
نگارينا دلم بردي خدايم بر تو داور باد شاعر : سنايي غزنوي به دست هجر بسپردي خدايم بر تو داور باد نگارينا دلم بردي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
معشوق به سامان شد تا باد چنين باد
معشوق به سامان شد تا باد چنين باد شاعر : سنايي غزنوي کفرش همه ايمان شد تا باد چنين باد معشوق به سامان شد تا باد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دوش يارم به بر خويش مرا بار نداد
دوش يارم به بر خويش مرا بار نداد شاعر : سنايي غزنوي قوت جانم زد و ياقوت شکر بار نداد دوش يارم به بر خويش مرا بار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
روزي دل من مرا نشان داد
روزي دل من مرا نشان داد شاعر : سنايي غزنوي وز ماه من او خبر به جان داد روزي دل من مرا نشان داد کو نامه‌ي عشق...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا نگار من ز محفل پاي در محمل نهاد
تا نگار من ز محفل پاي در محمل نهاد شاعر : سنايي غزنوي داغ حسرت عاشقان را سر به سر بر دل نهاد تا نگار من ز محفل پاي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اين نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهاد
اين نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهاد شاعر : سنايي غزنوي صورت جوريست کو بر عدل نوشروان نهاد اين نه زلفست آنکه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا کي کنم از طره‌ي تو فرياد
تا کي کنم از طره‌ي تو فرياد شاعر : سنايي غزنوي تا کي کشم از غمزه‌ي تو بيداد تا کي کنم از طره‌ي تو فرياد فرياد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390