عادت کن از جهان سه خصلت را
عادت کن از جهان سه خصلت را شاعر : انوري اي خواجه وقت مستي و هشياري عادت کن از جهان سه خصلت را اميد رستگاري اگر...
شنبه، 28 اسفند 1389
خداوند که داند خواست عذر لطف دوشينت
خداوند که داند خواست عذر لطف دوشينت شاعر : انوري چه سازم وز که خواهم يارب امروز اندرين ياري خداوند که داند خواست...
شنبه، 28 اسفند 1389
چهار چيزست آيين مردم هنري
چهار چيزست آيين مردم هنري شاعر : انوري که مردم هنري زين چهار نيست بري چهار چيزست آيين مردم هنري به نيکنامي آن...
شنبه، 28 اسفند 1389
آني که گر بخواهي از اقبال و سروري
آني که گر بخواهي از اقبال و سروري شاعر : انوري تري ز آب و خشکي از آتش برون بري آني که گر بخواهي از اقبال و سروري...
شنبه، 28 اسفند 1389
اي صاحبي که صدر وزارت ز جاه تو
اي صاحبي که صدر وزارت ز جاه تو شاعر : انوري با اوج آفتاب زند لاف برتري اي صاحبي که صدر وزارت ز جاه تو با روزگار...
شنبه، 28 اسفند 1389
اي برادر گر مزاج از فضله خالي آمدي
اي برادر گر مزاج از فضله خالي آمدي شاعر : انوري آدمي پس يا ملک يا ديو بودي يا پري اي برادر گر مزاج از فضله خالي...
شنبه، 28 اسفند 1389
خداوندا همي دانم که چيزي نيست در دستت
خداوندا همي دانم که چيزي نيست در دستت شاعر : انوري گرم چيزي ندادستي بدين تقصير معذوري خداوندا همي دانم که چيزي نيست...
شنبه، 28 اسفند 1389
ز جنس مردمان مشمار خود را
ز جنس مردمان مشمار خود را شاعر : انوري گرت يزدان زري دادست و زوري ز جنس مردمان مشمار خود را خرد بايد چه قاروني...
شنبه، 28 اسفند 1389
کسي که مدت سي سال شعر باطل گفت
کسي که مدت سي سال شعر باطل گفت شاعر : انوري خداي بر همه کاميش داد پيروزي کسي که مدت سي سال شعر باطل گفت چه اعتقاد...
شنبه، 28 اسفند 1389
اي رفته به فرخي و فيروزي
اي رفته به فرخي و فيروزي شاعر : انوري باز آمده در ضمان بهروزي اي رفته به فرخي و فيروزي در باغ مصاف کرده نوروزي...
شنبه، 28 اسفند 1389
خون خواجه کعبه است و نان او بيت‌الحرام
خون خواجه کعبه است و نان او بيت‌الحرام شاعر : انوري نيک بنگر تا به کعبه جز به رنج تن رسي خون خواجه کعبه است و نان...
شنبه، 28 اسفند 1389
خواجه دانم که پيش جيش سخاش
خواجه دانم که پيش جيش سخاش شاعر : انوري موج دريا همي کند يزکي خواجه دانم که پيش جيش سخاش چوبک کوزه فقع بمکي ...
شنبه، 28 اسفند 1389
اي کريمي که جرم هفت اختر
اي کريمي که جرم هفت اختر شاعر : انوري هست با عرض لطف تو پيکي اي کريمي که جرم هفت اختر ضبط کردي به مختصر نيکي...
شنبه، 28 اسفند 1389
خداوندا حريفان آمدستند
خداوندا حريفان آمدستند شاعر : انوري که تا با من کنند امشب عديلي خداوندا حريفان آمدستند وگرنه نيست در طبعم بخيلي...
شنبه، 28 اسفند 1389
سحرگاهي به نزد خواجه رفتم
سحرگاهي به نزد خواجه رفتم شاعر : انوري که بفزايد مرا جاهي و مالي سحرگاهي به نزد خواجه رفتم کز آن هر بدر بود او...
شنبه، 28 اسفند 1389
به خدايي که بازگشت بدوست
به خدايي که بازگشت بدوست شاعر : انوري که مرا بازگشت نيست به مي به خدايي که بازگشت بدوست فارغ از چنگ و ناي و بربط...
شنبه، 28 اسفند 1389
گر نيستي زمانه به جنگ و نبرد خلق
گر نيستي زمانه به جنگ و نبرد خلق شاعر : انوري پيوسته با زمانه کجا در نبردمي گر نيستي زمانه به جنگ و نبرد خلق ...
شنبه، 28 اسفند 1389
تو اي سيف زنگ اجل چون نگيري
تو اي سيف زنگ اجل چون نگيري شاعر : انوري که الحق به انصاف درخورد آني تو اي سيف زنگ اجل چون نگيري ترا در کجا مي‌خورد...
شنبه، 28 اسفند 1389
چون ترا روزگار داد به داد
چون ترا روزگار داد به داد شاعر : انوري تو چرا داد خويش نستاني چون ترا روزگار داد به داد کايدت گاه آنکه نتواني...
شنبه، 28 اسفند 1389
اي راي ملک شه معظم
اي راي ملک شه معظم شاعر : انوري مه‌پرور سال‌بخش ثاني اي راي ملک شه معظم آبان خداي را شباني اي کرده کليم‌وار...
شنبه، 28 اسفند 1389