چو بديدي که: ز غشقت به چه شکل و به چه سانم
چو بديدي که: ز غشقت به چه شکل و به چه سانم شاعر : اوحدي مراغه اي نپسندم که: فريبي به فسون و به فسانم چو بديدي که:...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زلف مشکينت چو دامست، اي صنم
زلف مشکينت چو دامست، اي صنم شاعر : اوحدي مراغه اي عارضت ماه تمامست، اي صنم زلف مشکينت چو دامست، اي صنم بر من...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تختگاه حسن را قد تو شاهست، اي صنم
تختگاه حسن را قد تو شاهست، اي صنم شاعر : اوحدي مراغه اي آسمان لطف را روي تو ماهست، اي صنم تختگاه حسن را قد تو شاهست،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تو گلشن حسني و ما چون خار و خاشاک، اي صنم
تو گلشن حسني و ما چون خار و خاشاک، اي صنم شاعر : اوحدي مراغه اي از ما چرا رنجيده‌اي؟ حاشاک، حاشاک! اي صنم تو گلشن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر شبي چاره‌ي اين درد جدايي بکنم
گر شبي چاره‌ي اين درد جدايي بکنم شاعر : اوحدي مراغه اي از شب طره‌ي او روز نمايي بکنم گر شبي چاره‌ي اين درد جدايي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به آن سرم که: سر خود ز مي چو مست کنم
به آن سرم که: سر خود ز مي چو مست کنم شاعر : اوحدي مراغه اي گذر به کوچه‌ي آن ترک مي‌پرست کنم به آن سرم که: سر خود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بسيار بد کردي ولي نيکو سرانجامت کنم
بسيار بد کردي ولي نيکو سرانجامت کنم شاعر : اوحدي مراغه اي گر زين شراب صرف من يک جرعه در جامت کنم بسيار بد کردي ولي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
جاي آن دارد که: من بر ديدها جايت کنم
جاي آن دارد که: من بر ديدها جايت کنم شاعر : اوحدي مراغه اي رايگان باشي اگر، جان در کف پايت کنم جاي آن دارد که: من...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آمده‌ام که صف اين صفه‌ي بار بشکنم
آمده‌ام که صف اين صفه‌ي بار بشکنم شاعر : اوحدي مراغه اي صدرنشين صفه را رونق کار بشکنم آمده‌ام که صف اين صفه‌ي بار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شد زنده جان من به مي، زان ياد بسيارش کنم
شد زنده جان من به مي، زان ياد بسيارش کنم شاعر : اوحدي مراغه اي انگور اگر منت نهد، من زنده بر دارش کنم شد زنده جان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نظر چو بر لب و دندان يار خويش کنم
نظر چو بر لب و دندان يار خويش کنم شاعر : اوحدي مراغه اي طويله‌ي گهر اندر کنار خويش کنم نظر چو بر لب و دندان يار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
فراق روي تو مي‌سوزدم جگر، چه کنم؟
فراق روي تو مي‌سوزدم جگر، چه کنم؟ شاعر : اوحدي مراغه اي ز کوي عافيت افتاده‌ام بدر، چه کنم؟ فراق روي تو مي‌سوزدم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تير تدبير تو در کيش ندارم، چه کنم؟
تير تدبير تو در کيش ندارم، چه کنم؟ شاعر : اوحدي مراغه اي سپر جور تو با خويش ندارم، چه کنم؟ تير تدبير تو در کيش ندارم،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
درمان درد دوري آن يار مي‌کنم
درمان درد دوري آن يار مي‌کنم شاعر : اوحدي مراغه اي وقتي که ميل سبزه و گلزار ميکنم درمان درد دوري آن يار مي‌کنم ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به ذکر تو من شادماني کنم
به ذکر تو من شادماني کنم شاعر : اوحدي مراغه اي به ياد لبت کامراني کنم به ذکر تو من شادماني کنم که هم گرگم و هم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي نرگست به شوخي صدبار خورده خونم
اي نرگست به شوخي صدبار خورده خونم شاعر : اوحدي مراغه اي بر من ترحمي کن،بنگر: که بي‌تو چونم؟ اي نرگست به شوخي صدبار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
درد تو برآورد ز دنيا و ز دينم
درد تو برآورد ز دنيا و ز دينم شاعر : اوحدي مراغه اي با مايه‌ي عشق تو آن نه باد و نه اينم درد تو برآورد ز دنيا و...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دينم
دشمن از بهر تو گر طعنه زند بر دل و دينم شاعر : اوحدي مراغه اي دل من دوست ندارد که کسي بر تو گزينم دشمن از بهر تو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ز چشم خلق هوس مي‌کند که گوشه گزينم
ز چشم خلق هوس مي‌کند که گوشه گزينم شاعر : اوحدي مراغه اي ولي تعلق خاطر نمي‌هلد که نشينم ز چشم خلق هوس مي‌کند که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نه مانند تو زيبايي ببينم
نه مانند تو زيبايي ببينم شاعر : اوحدي مراغه اي نه مثلث سرو بالايي ببينم نه مانند تو زيبايي ببينم بدين صورت تماشايي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390