شهادت حضرت مسلم (ع)

بر یارهایِ مختصرت گریه می کنم

بر یارهایِ مختصرت گریه می کنم چون هست آخرین سفرت گریه می کنم رفته ست پیکرم سرِ دارالاماره و خون می شود چنین جگرت؛ گریه می کنم شهادت حضرت...

شهادت حضرت مسلم (ع)

پسرفاطمه افتاده ز پا یاور تو

پسرفاطمه افتاده ز پا یاور تو پیکرم باد به قربان سر و پیکر تو با تو این قدر بگویم که دگر کوفه میا می زند موج؛ دورویی، نشود باور تو شهادت حضرت...

شهادت حضرت مسلم (ع)

در کوچه های کوفه غریبانه می روم

در کوچه های کوفه غریبانه می روم بودم شهیر شهر و چه بیگانه می روم دارم به دل ملامت و هستم به زیر دِین دلواپسم برای امیر جنان حسین شهادت حضرت...

شهادت حضرت مسلم (ع)

سر به دار عشقم سر را فدایت می کنم

سر به دار عشقم سر را فدایت می کنم بین کوفه هستم و آقا صدایت می کنم کودکان من فدای  کودک و طفل رباب ذکرشان با کام عطشان یاحسین شد آب آب شهادت...

شهادت حضرت مسلم (ع)

فلک جنگید تا مهمان بمیرد

فلک جنگید تا مهمان بمیرد شبیه ابرها  گریان بمیرد تمام کاسه های آب خون شد خدا می خواست... او عطشان بمیرد شهادت حضرت مسلم علیه السلام تسلیت...

شهادت حضرت مسلم (ع)

میان واژه ها تردید آمد

میان واژه ها تردید آمد مصیبت نامه‌ی تهدید آمد غروبی روی بام شهر کوفه صدای گریه‌ی خورشید آمد شهادت حضرت مسلم علیه السلام تسلیت باد

شهادت حضرت مسلم (ع)

مسلم نماز خود را با آه و ناله می خواند

مسلم نماز خود را با آه و ناله می خواند دامان سبز مسلم با گریه پُر گوهر شد فطرس ز داغ هجرش سوزد چه عاشقانه آتش گرفته عالم از غم چو باخبر شد ...

شهادت حضرت مسلم (ع)

چون کوفه کس ندیده مهمان‌ستیز و قاتل

چون کوفه کس ندیده مهمان‌ستیز و قاتل مهمان شهر کوفه در کوچه در به در شد مهمان حبیب حق است، مهمان کشی روا نیست اما غریب کوفه، در کوفه جان به...

شهادت حضرت مسلم (ع)

با نام شهر کوفه جانم پر از شرر شد

با نام شهر کوفه جانم پر از شرر شد نایبِ پورِ زهرا در کوفه خون جگر شد مسلم به رسم دعوت رو سوی کوفه آورد با جور ساکنانش احوال او دگر شد شهادت...

شهادت حضرت مسلم (ع)

در کوفه تنها مانده ام بی یار و یاور

در کوفه تنها مانده ام بی یار و یاور پشت سرم خالی و دشمن در برابر هستم سفیر زاده زهرا (س) بر آنها درها برویم بسته، هر خانه زنم در شهادت حضرت...