هم با تو گر ز دست تو دارم شکايتي
هم با تو گر ز دست تو دارم شکايتي شاعر : سعدي سعدي نهفته چند بماند حديث عشق هم با تو گر ز دست تو دارم شکايتي اي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون خراباتي نباشد زاهدي
چون خراباتي نباشد زاهدي شاعر : سعدي کش به شب از در درآيد شاهدي چون خراباتي نباشد زاهدي همچو محرابي و من چون عابدي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي باد بامدادي خوش مي‌روي به شادي
اي باد بامدادي خوش مي‌روي به شادي شاعر : سعدي پيوند روح کردي پيغام دوست دادي اي باد بامدادي خوش مي‌روي به شادي ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ديدي که وفا به جا نياوردي
ديدي که وفا به جا نياوردي شاعر : سعدي رفتي و خلاف دوستي کردي ديدي که وفا به جا نياوردي درماندگيم به هيچ نشمردي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مپرس از من که هيچم ياد کردي
مپرس از من که هيچم ياد کردي شاعر : سعدي که خود هيچم فرامش مي‌نگردي مپرس از من که هيچم ياد کردي غمت خوردند و کس...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مکن سرگشته آن دل را که دست آموز غم کردی
مکن سرگشته آن دل را که دست آموز غم کردی /به زیر پای هجرانش لگدکوب ستم کردی
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چه باز در دلت آمد که مهر برکندي
چه باز در دلت آمد که مهر برکندي شاعر : سعدي چه شد که يار قديم از نظر بيفکندي چه باز در دلت آمد که مهر برکندي ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گفتم آهن دلي کنم چندي
گفتم آهن دلي کنم چندي شاعر : سعدي ندهم دل به هيچ دلبندي گفتم آهن دلي کنم چندي هرگزش گوش نشنود پندي وان که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نگارا وقت آن آمد که دل با مهر پيوندي
نگارا وقت آن آمد که دل با مهر پيوندي شاعر : سعدي که ما را بيش از اين طاقت نماندست آرزومندي نگارا وقت آن آمد که دل...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خلاف شرط محبت چه مصلحت ديدي
خلاف شرط محبت چه مصلحت ديدي شاعر : سعدي که برگذشتي و از دوستان نپرسيدي خلاف شرط محبت چه مصلحت ديدي که بي‌گنه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مگر دگر سخن دشمنان نيوشيدي
مگر دگر سخن دشمنان نيوشيدي شاعر : سعدي که روي چون قمر از دستان بپوشيدي مگر دگر سخن دشمنان نيوشيدي تو را چه بود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آخر نگاهي بازکن وقتي که بر ما بگذري
آخر نگاهي بازکن وقتي که بر ما بگذري شاعر : سعدي يا کبر منعت مي‌کند کز دوستان ياد آوري آخر نگاهي بازکن وقتي که بر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي برق اگر به گوشه آن بام بگذري
اي برق اگر به گوشه آن بام بگذري شاعر : سعدي آن جا که باد زهره ندارد خبر بري اي برق اگر به گوشه آن بام بگذري پيغام...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي که بر دوستان همي‌گذري
اي که بر دوستان همي‌گذري شاعر : سعدي تا به هر غمزه‌اي دلي ببري اي که بر دوستان همي‌گذري يا به رحمت به کشته مي‌نگري...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بخت آيينه ندارم که در او مي‌نگري
بخت آيينه ندارم که در او مي‌نگري شاعر : سعدي خاک بازار نيرزم که بر او مي‌گذري بخت آيينه ندارم که در او مي‌نگري ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
جور بر من مي‌پسندد دلبري
جور بر من مي‌پسندد دلبري شاعر : سعدي زور با من مي‌کند زورآوري جور بر من مي‌پسندد دلبري مي‌نشايد رفت پيش داوري...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خانه صاحب نظران مي‌بري
خانه صاحب نظران مي‌بري شاعر : سعدي پرده پرهيزکنان مي‌دري خانه صاحب نظران مي‌بري توبه صوفي به زيان آوري گر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
داني چه گفت مرا آن بلبل سحري
داني چه گفت مرا آن بلبل سحري شاعر : سعدي تو خود چه آدميي کز عشق بي‌خبري داني چه گفت مرا آن بلبل سحري گر ذوق نيست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دانمت آستين چرا پيش جمال مي‌بري
دانمت آستين چرا پيش جمال مي‌بري شاعر : سعدي رسم بود کز آدمي روي نهان کند پري دانمت آستين چرا پيش جمال مي‌بري ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ديدم امروز بر زمين قمري
ديدم امروز بر زمين قمري شاعر : سعدي همچو سروي روان به رهگذري ديدم امروز بر زمين قمري باز کردند بامداد دري ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390