چندان نظر تمام، که دل نقش او گرفت
چندان نظر تمام، که دل نقش او گرفت شاعر : اوحدي مراغه اي از وي نظر بدوز چو دل را فرو گرفت چندان نظر تمام، که دل نقش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عمر به پايان رسيد، راه به پايان نرفت
عمر به پايان رسيد، راه به پايان نرفت شاعر : اوحدي مراغه اي کانچه مرا گفته‌اند دل ز پي آن نرفت عمر به پايان رسيد،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سري که ديد؟ که در پاي دلستاني رفت
سري که ديد؟ که در پاي دلستاني رفت شاعر : اوحدي مراغه اي دلي، که ترک تني کرد و پيش جاني رفت؟ سري که ديد؟ که در پاي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مرا حديث غم يار من ببايد گفت
مرا حديث غم يار من ببايد گفت شاعر : اوحدي مراغه اي گرم به ترک سر خويشتن ببايد گفت مرا حديث غم يار من ببايد گفت ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شبي به ترک سر خويشتن بخواهم گفت
شبي به ترک سر خويشتن بخواهم گفت شاعر : اوحدي مراغه اي حکايت تو به مرد و به زن بخواهم گفت شبي به ترک سر خويشتن بخواهم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زماني خاطرم خوش کن به وصل روي گل رنگت
زماني خاطرم خوش کن به وصل روي گل رنگت شاعر : اوحدي مراغه اي که دل تنگم ز سوداي دهان کوچک تنگت زماني خاطرم خوش کن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي عيد روزه‌داران ابروي چون هلالت
اي عيد روزه‌داران ابروي چون هلالت شاعر : اوحدي مراغه اي وي شام صبح خيزان زلف سياه و خالت اي عيد روزه‌داران ابروي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زهي! شب نسخه‌اي از زلف و خالت
زهي! شب نسخه‌اي از زلف و خالت شاعر : اوحدي مراغه اي تراز کسوت خوبي جمالت زهي! شب نسخه‌اي از زلف و خالت مسلسل...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سرشک ديده دليلست و رنگ چهره علامت
سرشک ديده دليلست و رنگ چهره علامت شاعر : اوحدي مراغه اي که در فراق تو جانم چه جور برد و ملامت! سرشک ديده دليلست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي سر تو پيوسته با جان، ز که پرسيمت؟
اي سر تو پيوسته با جان، ز که پرسيمت؟ شاعر : اوحدي مراغه اي پيدا چو نمي‌گردي، پنهان ز که پرسيمت؟ اي سر تو پيوسته...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر کسي را مي‌نوازد لطف و خاطر جستنت
هر کسي را مي‌نوازد لطف و خاطر جستنت شاعر : اوحدي مراغه اي چون به نزد ما رسي، با خاطر آيد جستنت هر کسي را مي‌نوازد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گفته بودم با من: کان جا نبايد رفتنت
گفته بودم با من: کان جا نبايد رفتنت شاعر : اوحدي مراغه اي ور ضرورت مي‌روي با ما نبايد رفتنت گفته بودم با من: کان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي ماه سر نهاده از مهر بر زمينت
اي ماه سر نهاده از مهر بر زمينت شاعر : اوحدي مراغه اي صد مشتري درخشان از زهره‌ي جبينت اي ماه سر نهاده از مهر بر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي طيره‌ي شب طره‌ي خورشيد پناهت
اي طيره‌ي شب طره‌ي خورشيد پناهت شاعر : اوحدي مراغه اي آرايش عالم رخ رنگين چو ماهت اي طيره‌ي شب طره‌ي خورشيد پناهت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي اوحدي، غم او برخود مگير آسان
اي اوحدي، غم او برخود مگير آسان شاعر : اوحدي مراغه اي کين غصه‌ي نهاني ناگه کند سرايت اي اوحدي، غم او برخود مگير...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي شب تيره فرع گيسيويت
اي شب تيره فرع گيسيويت شاعر : اوحدي مراغه اي اصل کفر از سياهي مويت اي شب تيره فرع گيسيويت وجه آن گشته روشن از...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بيا، که ديدن رويت مبارکست صباح
بيا، که ديدن رويت مبارکست صباح شاعر : اوحدي مراغه اي بيا، که زنده به بوي تو مي‌شوند ارواح بيا، که ديدن رويت مبارکست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
روزم خجسته بود، که ديدم ز بامداد
روزم خجسته بود، که ديدم ز بامداد شاعر : اوحدي مراغه اي آن ماه سرو قامت بر من سلام داد روزم خجسته بود، که ديدم ز...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
باز بالاي تو ما را در بلا خواهد نهاد
باز بالاي تو ما را در بلا خواهد نهاد شاعر : اوحدي مراغه اي دود زلفت آتشي در جان ما خواهد نهاد باز بالاي تو ما را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هيچ اربه صيد دلها در زلف تابت افتد
هيچ اربه صيد دلها در زلف تابت افتد شاعر : اوحدي مراغه اي اول بکشتن من عزم شتابت افتد هيچ اربه صيد دلها در زلف تابت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390