اي قباي حسن بر بالاي تو
اي قباي حسن بر بالاي تو شاعر : انوري مايه‌ي خوبي رخ زيباي تو اي قباي حسن بر بالاي تو آتش غم گشت خاک پاي تو ...
شنبه، 28 اسفند 1389
ترک من اي من سگ هندوي تو
ترک من اي من سگ هندوي تو شاعر : انوري دورم از روي تو دور از روي تو ترک من اي من سگ هندوي تو هر دو بر طاق خم ابروي...
شنبه، 28 اسفند 1389
اي جان من به جان تو کز آرزوي تو
اي جان من به جان تو کز آرزوي تو شاعر : انوري هست آب چشم من همه چون آب جوي تو اي جان من به جان تو کز آرزوي تو ...
شنبه، 28 اسفند 1389
جرم رهي دوستي روي تو
جرم رهي دوستي روي تو شاعر : انوري آفت سوداي دلش موي تو جرم رهي دوستي روي تو در همه دلها هوس روي تو دل نفس...
شنبه، 28 اسفند 1389
اي مردمان بگوييد آرام جان من کو
اي مردمان بگوييد آرام جان من کو شاعر : انوري راحت‌فزاي هرکس محنت‌رسان من کو اي مردمان بگوييد آرام جان من کو گه...
شنبه، 28 اسفند 1389
اي برده دل من و جفا کرده
اي برده دل من و جفا کرده شاعر : انوري بافرقت خويشم آشنا کرده اي برده دل من و جفا کرده در اول دوستي وفا کرده ...
شنبه، 28 اسفند 1389
اي ايزد از لطافت محضت بيافريده
اي ايزد از لطافت محضت بيافريده شاعر : انوري واندر کنار رحمت و لطفت بپروريده اي ايزد از لطافت محضت بيافريده جزعت...
شنبه، 28 اسفند 1389
اي رخت رشک آفتاب شده
اي رخت رشک آفتاب شده شاعر : انوري آفتاب از رخت به تاب شده اي رخت رشک آفتاب شده زلف تو پيش او نقاب شده آفتابيست...
شنبه، 28 اسفند 1389
هرگز از دل خبر نداشته‌اي
هرگز از دل خبر نداشته‌اي شاعر : انوري بر دلم رنج از آن گماشته‌اي هرگز از دل خبر نداشته‌اي رايت جور برافراشته‌اي...
شنبه، 28 اسفند 1389
تا دل من برده‌اي قصد جفا کرده‌اي
تا دل من برده‌اي قصد جفا کرده‌اي شاعر : انوري ني بر من بوده‌اي ني غم من خورده‌اي تا دل من برده‌اي قصد جفا کرده‌اي...
شنبه، 28 اسفند 1389
سهل مي‌گيرم چو با ما کرده‌اي
سهل مي‌گيرم چو با ما کرده‌اي شاعر : انوري گرچه مي‌گيرم که عمدا کرده‌اي سهل مي‌گيرم چو با ما کرده‌اي هر زمان با...
شنبه، 28 اسفند 1389
مسکين دلم به داغ جفا ريش کرده‌اي
مسکين دلم به داغ جفا ريش کرده‌اي شاعر : انوري جور از همه جهان تو به من بيش کرده‌اي مسکين دلم به داغ جفا ريش کرده‌اي...
شنبه، 28 اسفند 1389
بر مه از عنبر عذار آورده‌اي
بر مه از عنبر عذار آورده‌اي شاعر : انوري بر پرند از مشک مار آورده‌اي بر مه از عنبر عذار آورده‌اي بر گل از سنبل...
شنبه، 28 اسفند 1389
تا که دستم زير سنگ آورده‌اي
تا که دستم زير سنگ آورده‌اي شاعر : انوري راستي را روز من شب کرده‌اي تا که دستم زير سنگ آورده‌اي واي آن مسکين...
شنبه، 28 اسفند 1389
دامن اندر پاي صبر آورده‌اي
دامن اندر پاي صبر آورده‌اي شاعر : انوري پس به بيداد آستين برکرده‌اي دامن اندر پاي صبر آورده‌اي بيش از اين چبود...
شنبه، 28 اسفند 1389
زردرويم ز چرخ دندان‌خاي
زردرويم ز چرخ دندان‌خاي شاعر : انوري تيره‌رايم ز عمر محنت‌زاي زردرويم ز چرخ دندان‌خاي نه نوبدي که تازه دارم راي...
شنبه، 28 اسفند 1389
جانا به کمال صورتي‌اي
جانا به کمال صورتي‌اي شاعر : انوري در حسن و جمال آيتي‌اي جانا به کمال صورتي‌اي مي‌دان که به رخ قيامتي‌اي وصف...
شنبه، 28 اسفند 1389
گر مرا روزگار يارستي
گر مرا روزگار يارستي شاعر : انوري کار با يار چون نگارستي گر مرا روزگار يارستي گرنه با روزگار يارستي برنگشتي...
شنبه، 28 اسفند 1389
همچون سر زلف خود شکستي
همچون سر زلف خود شکستي شاعر : انوري آن عهد که با رهي ببستي همچون سر زلف خود شکستي هرچند که عهد من شکستي بد...
شنبه، 28 اسفند 1389
يا بدان رخ نظري بايستي
يا بدان رخ نظري بايستي شاعر : انوري يا از آن لب شکري بايستي يا بدان رخ نظري بايستي چون دل او دگري بايستي يا...
شنبه، 28 اسفند 1389