باید ناز خانم ها را کشید
در تمام آن سال ها، فقط یک بار یادم می آید که صدایش را بلند کرده باشد. همه شان با هم آمده بودند خانه: آقا کریمی و آقای دستواره و حاج آقای ما....
يکشنبه، 27 بهمن 1392
خاطراتی از نحوه ی سلوک شهدا در خانواده
سربه سرم می گذاشت. یک سطل آب کردم، رفتم بالای پله ها، گفتم « کیه؟»‌ تا سرش را بالا گرفت بگوید « منم»، آب را ریختم روی سرش و به دو آمدم پایین....
يکشنبه، 27 بهمن 1392
خودش را لوس می کرد
زمستان که شد برای این که داخل خانه گرم بماند آقا مهدی جلو ایران را پلاستیک زد. شب ها کنار پنجره می نشستم و گوشه ی پلاستیک را بالا می زدم و خیابان...
يکشنبه، 27 بهمن 1392
دوستت دارم
بگو که خوب هستی و از دوری من زیاد بهانه نمی گیری. برای من هم نبودن تو سخت است. ولی چه می شود کرد، جنگ است و زن و بچه نمی شناسد. نوشته بودی که...
يکشنبه، 27 بهمن 1392
شهدا در خانه (3)
به خودم دل داری می دادم غذا پختن که کاری ندارد. یاد می گیرم. هفته ی اول ناهار و شام میهمان مادرش بودیم. اولین شبی که می خواستم خودم غذا بپزم....
يکشنبه، 27 بهمن 1392
شهدا در خانه (2)
هر چند تا روزی که مصطفی شهید شد، تا شبی که از من خواست به شهادتش راضی باشم، نمی خواستم شهید بشود. آن شب قرار بود مصطفی تهران بماند. گفته بود...
يکشنبه، 27 بهمن 1392
شهدا در خانه (1)
عبدالله با بچه ها خیلی با صبر رفتار می کرد. هرچه می پرسیدند، جواب می داد؛ بابا این چیه؟ اون چیه؟ این چرا این شکلیه؟ سؤال هایی که معمولاً بچه...
يکشنبه، 27 بهمن 1392
شهدا و مهربانی و همگامی با خانواده (3)
چند وقتی بود توی شرکت پایانه های کل کشور کاری گرفته بود. هر بار می آمد خانه، یا دستش گل و شیرینی بود یا چیزی که شنیده بود برای مادر و نوازدش...
يکشنبه، 27 بهمن 1392
شهدا و مهربانی و همگامی با خانواده (2)
من حدود چهار سالم بود که پدرم به شهادت رسید؛ لذا چیزی از او به خاطر ندارم و همین مرا بیش تر رنج می دهد. ای کاش! حداقل لحظاتی از بودن با پدرم...
يکشنبه، 27 بهمن 1392
شهدا و مهربانی و همگامی با خانواده (1)
کوچک بودم، حدود چهار ساله یا کمی کمتر. داخل خانه امان سرگرم بازی بودم که زنگ در حیاط به صدا درآمد. دویدم در را باز کردم. مردی مهربان، با لبخندی...
يکشنبه، 27 بهمن 1392
ایحاد اختلافات مذهبی و تداوم سلطه پنهان انگلیس در ایران
ایران به لحاظ موقعیت استراتژیک خاص ناشی از هم جواری با امپراتوری روسیه، همواره چونان سپر بلایی در برابر دست اندازی به سرزمین هند، در رویکرد سیاسی...
شنبه، 26 بهمن 1392
بررسی اجمالی نقش انگلستان در غارت منابع ملی ایران به هنگام جنگ جهانی دوم
انگلستان از هیچ کوششی برای حفظ و حمایت از هندوستان به عنوان ستون اصلی امپراتوری استعماری خود، فروگذار نمی کرد. از آن جمله نه تنها کمربندی از...
شنبه، 26 بهمن 1392
انگلستان و غارت منابع نفتی ایران
نگاهی به قراردادهای نفتی ایران با دولتهای انگلیس و امریکا در دوره قاجار و پهلوی مبین این نکته است که در بیشتر این امتیازات هیچ گونه موازنه ای...
شنبه، 26 بهمن 1392
خاطراتی از حضور شهدا و زندگی خانوادگی
شهید علیرضا متخلق به اخلاص حسنه، بسیار مهربان و فوق العاده عاطفی بود. به خصوص نسبت به من - تنها خواهرش - و خواهرزاده هایش. اکثراً در اعیاد نزد...
شنبه، 26 بهمن 1392
با وساطت آقا، آتش بس شده!
حدوداً یک هفته می شد که از مرخصی برگشته بودیم. تا حدی با وضعیت موجود - غربت و دوری از خانواده - عادت کرده بودیم، اما هنوز کم و بیش و به ویژه...
شنبه، 26 بهمن 1392
آخر مهربانی
هادی که به دنیا آمد، بیشتر پول هدیه آوردند. گفتم « بذارمشان بانک یا چیزی بخرم؟» گفت: « بده به من، میدونم چیکارشان کنم.»‌ یک دوره بحارالانوار...
شنبه، 26 بهمن 1392
عقد آسمانی
- « باید دامادش کنیم. حالا دیگر در مرز بیست سالگی است. دیگر وقتش شده. مگر سنت اسلام نیست که جوان ها زود ازدواج کنند.» پدر و مادرم مدام این را...
شنبه، 26 بهمن 1392
زندگی شیرین
کلاس ششم ابتدایی بودم. پدری داشتم وارسته، پیرمرد فرزانه و پاکدلی بود. گاه پیش می آمد که او از مسائل و مشکلاتی که روزگار برایش پیش آورده بود،...
شنبه، 26 بهمن 1392
خاطراتی از نحوه رفتار شهدا با خانواده
شبی با تعدادی از برادران متأهل همکار، شام را دعوت شهید خمری بودیم. از لحظه ورود به منزل شهید تا هنگام خداحافظی، صحنه های زیبایی از اخلاق و رفتار...
شنبه، 26 بهمن 1392
تهدید منافع انگلستان و سفر لرد کرزن به خلیج فارس
پس از انعقاد معاهده 1820، طی دهه های سوم تا هشتم قرن نوزدهم میلادی جز یکی دو مورد منازعه با ایران، منافع انگلستان در خلیج فارس با خطری جدی مواجه...
پنجشنبه، 24 بهمن 1392