یک بسیجی به تمام معنی واقعی (1)
انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) که با شعارهای ضد استعماری و ضد استبدادی و با هدف احیای ارزش های دینی و بازیابی هویت...
پنجشنبه، 16 آبان 1392
یک بسیجی به تمام معنی واقعی (2)
وقتی که جنگ تحمیلی شروع شد، آن قرارگاه منحل شد. فاز بعدی آمدند و قرارگاه دیگری را در ارومیه تشکیل دادند، و این نقطه شروع قرارگاه شمال غرب بود....
پنجشنبه، 16 آبان 1392
شهادت در عملیات قادر
کنکاشی در مراتب عرفانی و ایمانی شهید حسن آبشناسان در گفتگو با امیر ناصر آراسته جانشین رئیس گروه مشاورین نظامی فرمانده معظم کل قوا و رئیس هیئت...
پنجشنبه، 16 آبان 1392
شهید آبشناسان از ولادت تا شهادت (2)
سرلشکر آبشناسان از اخلاق پسندیده برخوردار بود، و با بچه ها در جبهه خودمانی رفتار می کرد. این رفتار باعث شده بود بچه ها هم او را دوست داشته باشند....
پنجشنبه، 16 آبان 1392
شهید آبشناسان از ولادت تا شهادت (3)
شهید حسن آبشناسان در سال 1354 همراه تیم منتخب ایران در مسابقات بین المللی ورزش نظامی تکاوران کوهستان ارتش های منتخب جهان در اسکاتلند شرکت کرد...
پنجشنبه، 16 آبان 1392
شهید آبشناسان از ولادت تا شهادت (1)
شهید سرلشگر حسن آبشناسان روز نهم اردیبهشت سال 1315 در محله امامزاده یحیی در جنوب تهران در یک خانواده مذهبی متولد شد. پدر و مادر او افراد متدین...
پنجشنبه، 16 آبان 1392
یک شهید خندان
«به آیندگان بگویید چطور مهدی خندان آن شیر کوهستان بر فراز قله های کانی مانگا، مردانه جنگید تا به شهادت رسید.» این جمله را شهید همت درباره او...
چهارشنبه، 15 آبان 1392
اخلاص را از شهدا بیاموزیم
شهید پیشداد کم غذا می خورد و از میوه و گوشت هم استفاده نمی کرد. اگر میهمانی به منزلشان می رفت و میوه می آوردند، برای همراهی با میهمان میوه ای...
يکشنبه، 12 آبان 1392
خاطراتی از خلوص شهدا (3)
فقط می دانستم پاسدار شدی. چه سِمتی توی سپاه داشتی؟ بی اطلاع بودم. هر وقت ازت می پرسیدم، لبخندی می زدی و می گفتی: «پاسداریم دیگه، چه فرقی می کنه!...
يکشنبه، 12 آبان 1392
خاطراتی از خلوص شهدا (1)
طرز لباس پوشیدن سرلشکر خلبان شهید «بابایی» همواره مورد استهزای دشمنان انقلاب و مورد ایراد و اعتراض همکاران وی بود. ایشان وقتی لباس شخصی به تن...
شنبه، 11 آبان 1392
خاطراتی از خلوص شهدا (2)
هر کاری می کردند، روشن نمی شدند. لودر و برف روب، نقص فنّی داشتند و آن ها در تلاش بودند شاید به یک طریقی نقص شان را برطرف کنند.
شنبه، 11 آبان 1392
فقط خدا (3)
یک روز سرد برفی حسن بعد از تماشای دانه های برف در کنار پنجره رفت که بخوابد. بعد از ساعتی که به اتاقش سر زدم، دیدم که لحاف را تا کرده و گوشه ای...
شنبه، 11 آبان 1392
جلوه های اخلاص در خاطرات شهدا (3)
چیزی که همیشه روی آن تأکید داشت، مسأله ی نفس بود. او نفس اماره را خوب شناخته بود و خیلی خوب می فهمید که چه کاری نفسانی است یا خدایی.
شنبه، 11 آبان 1392
فقط خدا (2)
بعد از اتمام سخنرانی و معارفه، با افتخار و سربلندی رفتم جلو و مسئولیّتش را تبریک گفتم. گفت: «اینم یه امانتیه از خدا.» هر چه سؤال کردم، کجا می...
شنبه، 11 آبان 1392
فقط خدا (1)
پس از پایان «عملیّات فتح المبین» به ما اجازه ترخیص دادند. از محمّدعلی خواستم که به اتفّاق هم به مرخّصی برویم. او از این کار امتناع ورزید و گفت:...
شنبه، 11 آبان 1392
لحظات پایانی
گردان «حاج قاسم میرحسینی» اوّلین گردانی بود که وارد منطقه ی عملیّاتی «والفجر 1» شد و «تپه های 135 و 139» را در شمال فکّه به تصرّف درآورد. دشمن...
شنبه، 11 آبان 1392
چشم همیشه بیدار
در عملیّات «فتح المبین»، شهید «بهروزی»، بچّه ها را سوار بر تویوتا می کرد و به طرف «منطقه 50» می آورد تا تک دشمن را که از سمت منطقه ی «انکوش»...
شنبه، 11 آبان 1392
جلوه های اخلاص در خاطرات شهدا (1)
یک روز عصر قرار بود با استفاده از تاریکی و در میان شب، عملیّات انجام شود تا دشمن را در جبهه ی «کوشک» به عقب برانیم و به این وسیله، جاده ی «اهواز...
شنبه، 11 آبان 1392
جلوه های اخلاص در خاطرات شهدا (2)
«سیّد» یک جهادگر اسوه بود. همیشه متوسّل بود. یک تسبیح در دست داشت و ذکر می گفت. همیشه یک التهاب و هیجان درونی برای کار داشت.
شنبه، 11 آبان 1392
حتی اگر بکشیدم
یک روز خاطره ای از «کردستان» برایم تعریف کرد. گفت: «تو سنندج، سر پست نگهبانی ایستاده بودم. هوای اطراف را درست و حسابی داشتم. یکدفعه از روبه رو،...
شنبه، 11 آبان 1392