قلب مادر، سروده‌ي ايرج ميرزا
«قلب مادر» كه چند سال پس از «رنج و گنج» بهار، توسط دوست شاعر او، ايرج ميرزا (1304-1252/ 1926-1873) سروده شده، از راه كتاب‌هاي درسي به ذهن و ضمير...
جمعه، 3 دی 1395
مثل خورشید شعله‌ور شده‌ای
داری از خیمه می‌زنی بیرون، مثل خورشید شعله‌ور شده‌ای من تو را درک می‌کنم بانو! داغدار یکی دگر شده‌ای بی خودی سیل اشک‌هایت را می‌کنی زیر برقع‌ات...
جمعه، 3 دی 1395
ماه ناگزیر
آغوش می‌گشاید و لبخند می‌شود مأمور سرسپاری فرزند می‌شود می‌گوید از کسان حرم که کم نیستی می‌گوید این سپاه توانمند می‌شود وقتی تو بر براده‌ی خون...
جمعه، 3 دی 1395
مانده‌ای تا برود عشق به اوج ملکوت
مانده‌ای تا بکشی بار مصیبت‌ها را تا که آتش زنی از داغ، دل دریا را مانده‌ای تا برود عشق به اوج ملکوت تا نگیرد نگه آینه را زنگ سکوت
جمعه، 3 دی 1395
لحظه‌ی باران
دیگر غروب ، قصه به پایان رسیده بود آرامش نخست به طوفان رسیده بود «خون می گذشت از سر ایوان کربلا»
جمعه، 3 دی 1395
لب تشنگان خیمه خورشید
شوری به اشک می‌دهد آوای یاحسین(ع) امشب شب دعا، شب پرواز تا حسین(ع) امشب که میهمان گل و نور می‌کند لب تشنگان خیمه خورشید را حسین(ع)
جمعه، 3 دی 1395
لای لای مادری در باد
و پیچید و گذشت از آسمان‌ها اختری در باد رها شد هق هق گهواره بی اصغری در باد و در بغض غریب شانه‌های آسمان می‌ریخت صدای لای لای دلنشین مادری در...
جمعه، 3 دی 1395
گنجشک‌های هراسان
مردم! دلم را ندیدید دیروز این دور و برها؟گم کرده‌ام قلب خود را انگار ای هم‌سفرها دیروز دیدم که قلبم این دور و بر می‌خرامید امروز اما ندیدم او...
جمعه، 3 دی 1395
گلوی معطر در باد
ستاره می‌شود و می‌وزد سری در باد چنان‌که، پیکر در خون شناوری در باد نوای رودکی و سوز چنگ می‌آید به مویه‌های غم انگیز دیگری در باد
جمعه، 3 دی 1395
گلوگاه
باز در آوار تن نخل‌ها شمر به آغوش گلو رفته بود! کوفه به تنهایی خود می‌گریست نیزه به خورشید فرورفته بود
جمعه، 3 دی 1395
گل‌های سرخ
کاش می‌‌گشتم فدای دست تو تا نمی‌دیدم عزای دست تو خیمه‌های ظهر عاشورا ، هنوز تکیه دارد بر عصای دست تو
جمعه، 3 دی 1395
گلستان پیمبر
می‌تپد در نبض خورشید اضطراب می‌خروشد العطش از نای آب باد می‌تازد خروشان رعدگون می‌برد صحرا به صحرا بوی خون
جمعه، 3 دی 1395
گل خورشید
سبز شد سری بر نی، رو به روی چشمانش جان گرفته شعری تر، در گلوی چشمانش شیهه‌ای کشید و تاخت، روی شانه‌های دشت ذوالجناح خونین از، جستجوی چشمانش
جمعه، 3 دی 1395
گل خنجر
برپشت من نشسته، طرح سیاه خنجر بی شک تحمل آن، سخت است بی برادر خورشید تاب ماندن، در کربلا ندارد چون کوفیان شکستند، آیینه‌های باور
جمعه، 3 دی 1395
گرمای رسیدن
کسی در بال‌هایت ریخت شوق پر کشیدن را به جان مرده‌ات بخشید آهنگ تپیدن را نگاه تیره‌ات را برد تا آن سوی آبی‌ها به چشم پر غبارت یاد داد آیینه دیدن...
جمعه، 3 دی 1395
کوچه باغ تمنا
اگرچه خیمه در این خاک مختصر دارم هنوز از مدد دوست بال و پر دارم به رغم گردش دوران سنگ می‌بارد هنوز آینه‌ای پاک چون سحر دارم
جمعه، 3 دی 1395
اقتراح رنج و گنج بهار
شعر «رنج و گنج» محمدتقی بهار برای بسیاری از ایرانیان شعری شناخته شده است. این شعر در كتاب‌های درسی ابتدایی نسل‌های مختلف در طول حدود پنجاه سال...
پنجشنبه، 2 دی 1395
نظریه‌ای برای وام‌گیری ادبی
چنین نیست كه وام‌گیری‌های ادبی به كل مغفول مانده باشد و شارحان پیشین جریانِ نوگرایی ادبی در ایران اصلاً به آن توجه نكرده باشند. در حقیقت، تأثیر...
پنجشنبه، 2 دی 1395
دانشكده و مرمت عمارت تاریخی پدران
در مجادله‌ای كه در سال‌های پس از انقلاب مشروطه در باب ادبیات در جریان بود، اصطلاح‌هایی از قبیل «تحول ادبی»، «تجدّد ادبی» و «انقلاب ادبی» معانی...
پنجشنبه، 2 دی 1395
مجادله‌ای در باب سعدی
سعدی شاعر قرن هفتم/ سیزدهم ایران به ویژه به دلیل انشاء و اسلوب زیبایش و نیز صبغه‌ی اخلاقی شخصیت و آثارش در این عصر مورد توجه بود. قراردادن این...
پنجشنبه، 2 دی 1395