بيا که رايت منصور پادشاه رسيد
نويد فتح و بشارت به مهر و ماه رسيد بيا که رايت منصور پادشاه رسيد کمال عدل به فرياد دادخواه رسيد جمال بخت ز روي ظفر نقاب انداخت
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
بوي خوش تو هر که ز باد صبا شنيد
از يار آشنا سخن آشنا شنيد بوي خوش تو هر که ز باد صبا شنيد کاين گوش بس حکايت شاه و گدا شنيد اي شاه حسن چشم به حال گدا فکن
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد
گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد بسوختيم در اين آرزوي خام و نشد به لابه گفت شبي مير مجلس تو شوم ...
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
معاشران ز حريف شبانه ياد آريد
حقوق بندگي مخلصانه ياد آريد معاشران ز حريف شبانه ياد آريد به صوت و نغمه چنگ و چغانه ياد آريد به وقت سرخوشي از آه و ناله عشاق
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
ستاره‌اي بدرخشيد و ماه مجلس شد
ستاره‌اي بدرخشيد و ماه مجلس شد دل رميده ما را رفيق و مونس شد نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مسله آموز صد مدرس...
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
روز هجران و شب فرقت يار آخر شد
روز هجران و شب فرقت يار آخر شد زدم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شد آن همه ناز و تنعم که خزان مي‌فرمود عاقبت در...
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
مرا مهر سيه چشمان ز سر بيرون نخواهد شد
مرا مهر سيه چشمان ز سر بيرون نخواهد شد قضاي آسمان است اين و ديگرگون نخواهد شد رقيب آزارها فرمود و جاي آشتي نگذاشت ...
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پير دگرباره جوان خواهد شد ارغوان جام عقيقي به سمن خواهد داد چشم نرگس به شقايق نگران خواهد...
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
گل بي رخ يار خوش نباشد
گل بي رخ يار خوش نباشد بي باده بهار خوش نباشد طرف چمن و طواف بستان بي لاله عذار خوش نباشد
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
رسيد مژده که آمد بهار و سبزه دميد
وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيد رسيد مژده که آمد بهار و سبزه دميد فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشيد صفير مرغ برآمد بط شراب کجاست
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
ابر آذاري برآمد باد نوروزي وزيد
وجه مي مي‌خواهم و مطرب که مي‌گويد رسيد ابر آذاري برآمد باد نوروزي وزيد بار عشق و مفلسي صعب است مي‌بايد کشيد شاهدان در جلوه و من شرمسار کيسه‌ام...
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد
خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد که در دستت بجز ساغر نباشد زمان خوشدلي درياب و در ياب که دايم در صدف گوهر نباشد
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
چو آفتاب مي از مشرق پياله برآيد
ز باغ عارض ساقي هزار لاله برآيد چو آفتاب مي از مشرق پياله برآيد چو از ميان چمن بوي آن کلاله برآيد نسيم در سر گل بشکند کلاله سنبل
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
کي شعر تر انگيزد خاطر که حزين باشد
کي شعر تر انگيزد خاطر که حزين باشد يک نکته از اين معني گفتيم و همين باشد از لعل تو گر يابم انگشتري زنهار ...
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
زهي خجسته زماني که يار بازآيد
به کام غمزدگان غمگسار بازآيد زهي خجسته زماني که يار بازآيد بدان اميد که آن شهسوار بازآيد به پيش خيل خيالش کشيدم ابلق چشم
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید
عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید برق دولت که برفت از نظرم بازآید دارم امید بر این اشک چو باران که دگر
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
نفس برآمد و کام از تو بر نمي‌آيد
فغان که بخت من از خواب در نمي‌آيد نفس برآمد و کام از تو بر نمي‌آيد که آب زندگيم در نظر نمي‌آيد صبا به چشم من انداخت خاکي از کويش
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
جهان بر ابروي عيد از هلال وسمه کشيد
هلال عيد در ابروي يار بايد ديد جهان بر ابروي عيد از هلال وسمه کشيد کمان ابروي يارم چو وسمه بازکشيد شکسته گشت چو پشت هلال قامت من
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
بخت از دهان دوست نشانم نمي‌دهد
دولت خبر ز راز نهانم نمي‌دهد بخت از دهان دوست نشانم نمي‌دهد اينم همي‌ستاند و آنم نمي‌دهد از بهر بوسه‌اي ز لبش جان همي‌دهم
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389
اگر به باده مشکين دلم کشد شايد
که بوي خير ز زهد ريا نمي‌آيد اگر به باده مشکين دلم کشد شايد من آن کنم که خداوندگار فرمايد جهانيان همه گر منع من کنند از عشق
سه‌شنبه، 11 خرداد 1389