مسیر جاری :
محکم و سبز
آن شب تلخ و مهآلوده که یادش بر باد همه جا دهشت و تاریکی بود ... و غم برگ درختان سپیدار بلند ... داشت میرفت از یاد
سهشنبه، 15 فروردين 1396
غروب هستی
عطر پونه، بوی ریحانهای تُرد در هوای شرجی دم کرده، مُرد در غروب هستی دور از بهار
سهشنبه، 15 فروردين 1396
غرور نازک گندم
غرور نازک گندم به داس تا تن داد به روی حوصلۀ سرد سنگها، افتاد
سهشنبه، 15 فروردين 1396
فراق تو
بر دل من چو می نهی داغ فراق خود چه غم هر چه نهی بنه که من سر با رضات می نهم
سهشنبه، 15 فروردين 1396
قطره قطره
به موج سیل خیالت چنان خراب شدم برای عبرت آیندگان کتاب شدم دلم گرفته از این تن سیاه و بسته و سرد
سهشنبه، 15 فروردين 1396
قندیل دعا
این دل امشب آتشی انگیخته ست شوق را با سرکشی آمیخته ست چشم بیدار من امشب ریخته ست
سهشنبه، 15 فروردين 1396
کوچه ابری
چشم او منشاء پاکی و صفا، زیباییست من ندانم غم جانسوز نگاهش از چیست به سرشستند دلش را ز گِل عشق و امید
سهشنبه، 15 فروردين 1396
طرح لبخند
پیشانیت خاک را تبرّک میبخشید چشمهایت دریچهای سَمت
سهشنبه، 15 فروردين 1396
طغیان
برگشته ام از تردید، در پوست نمی گنجم در هر چه به غیر از او، بی اوست نمی گنجم
سهشنبه، 15 فروردين 1396
عشق را کی میشود تفسیر کرد
عشق را کی میشود تفسیر کرد عشق را کی میشود زنجیر کرد عشق را باید به میدان آزمود
سهشنبه، 15 فروردين 1396
قطره شوقی
قطه شوقی داشتم آن را برایت ریختم آبروی شعرهایم را به پایت ریختم رفتی و امام تمام لحظه های انتظار عشق را در حسرت خوب لیاقت ریختم
سهشنبه، 15 فروردين 1396
صمیمانه تر
آمیزۀ همگونی از احساس و امیدی بی تاب تر از ثانیه های شب عیدی من چون غزل«بیدل» و در قید تکلّف
سهشنبه، 15 فروردين 1396
صبح لبخند
ترا با عشق پیوندی معماست طلوع صبح لبخندت تماشاست
سهشنبه، 15 فروردين 1396
صبح لبخند و شامگاه اميد
كيست بهجان خروش افكنده؟ هشياران را ز هوش افكنده ؟ در حُرمتِ سنّتِ رسولا... بُرد يمني به دوش افكنده
سهشنبه، 15 فروردين 1396
شرح این ماجرا ...
آندم که تو در لحظه لحظه من تکرار میشوی، ... و حرفهایت واژههای همیشه نابت در خاک تمام حفرههای بی روزن من به سان اعجاز رسولی
سهشنبه، 15 فروردين 1396
شِکوِه
ناگاه با عروج تو چون روبرو شدیم در انزوای تلخ غریبی فرو شدیم دنبال تو تمام زمان را ورق زدیم
سهشنبه، 15 فروردين 1396
شهر شب
شهر شب مهتاب را گم کرده است چشم هایم خواب را گم کرده است
سهشنبه، 15 فروردين 1396
شبیه آفتاب
شبیه صاعقه، نه ... او شبیه آفتاب بود زلال، روشن و بزرگ، مثل روح آب بود غروب تا که سر گذارد آسمان به دامنش هوا پر از سماع و شور، ماه در شتاب بود
سهشنبه، 15 فروردين 1396
سرنوشت
بودن او بهشت را فهمیدم آن روح پری سرشت را فهمیدم وقتی که به این سادگی از دستم رفت
سهشنبه، 15 فروردين 1396
با رفتن تو ترانه بیمفهوم است
با رفتن تو ترانه بیمفهوم است منظومه عاشقانه بیمفهوم است باید که چو ابر روز و شب گریه کنیم لبخند در این زمانه بیمفهوم است
سهشنبه، 15 فروردين 1396
گروه بندی
برگزیده ها
تازه های مقالات
ابعاد شخصیت و سیره عملی امام حسن مجتبی (ع)
وقتی رسانه از «خبر» به «هویت» میرسد
بذل و بخشش در سیره نبوی؛ از مکارم اخلاق تا جذب قلوب
نگاهی به الگوپذیری از پیامبر (ص) در قرآن و تفاسیر
برای حفظ زندگی مشترک چه دعاهایی بخوانیم؟
برای آسان شدن ازدواج فرزند چه دعاهایی سفارش شده است؟
مسجد محله؛ قلب تپنده ارتباطات اجتماعی و شبکهسازی مومنانه
مدیریت صدای مزاحم؛ چگونه با همسایه پرسروصدا محترمانه برخورد کنیم؟
آپارتماننشینی اسلامی؛ آداب استفاده از مشاعات و رعایت حقوق
چرا تریدرهای سودده هم بدون مدیریت ریسک حسابشان را از دست میدهند؟
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
چند داستان عبرت آموز پیرامون عاقبت شوم رابطه با نامحرم
چرا ابراهیم بن مالک اشتر به کمک امام حسین(ع) نیامد؟
متن کامل سوره واقعه با خط درشت + صوت و ترجمه
انواع نابه هنجاری های جنسی(5)
مزار حضرت یعقوب (علیه السلام)
پیش شماره شهر های استان گیلان
تربیت جنسی کودک در روایات اهلبیت (علیهمالسلام)
پایان داعش؛ نقطه عطفی برای تغییر در جهان
متن کامل زیارتنامه امام زاده صالح علیه السلام + صوت و ترجمه
طریقه خواندن نماز امام علی(ع) برای گرفتن حاجت