چون مرا ديده بر آن آتش رخسار افتد
چون مرا ديده بر آن آتش رخسار افتد شاعر : خواجوي کرماني آتشم بردل پرخون جگر خوار افتد چون مرا ديده بر آن آتش رخسار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد
از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد شاعر : خواجوي کرماني صد عاشق دلسوخته در بحر غم افتد از باد صبا در سر زلفش چو خم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون طره عنبر شکنش در شکن افتد
چون طره عنبر شکنش در شکن افتد شاعر : خواجوي کرماني از سنبل تر سلسله برنسترن افتد چون طره عنبر شکنش در شکن افتد ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر کرا يار يار مي‌افتد
هر کرا يار يار مي‌افتد شاعر : خواجوي کرماني مقبل و بختيار مي‌افتد هر کرا يار يار مي‌افتد هر دمم در کنار مي‌افتد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مه چنين دلستان نمي‌افتد
مه چنين دلستان نمي‌افتد شاعر : خواجوي کرماني سرو از اينسان روان نمي‌افتد مه چنين دلستان نمي‌افتد که يقين درگمان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
لطافت دهنش در بيان نمي‌گنجد
لطافت دهنش در بيان نمي‌گنجد شاعر : خواجوي کرماني حلاوت سخنش در زبان نمي‌گنجد لطافت دهنش در بيان نمي‌گنجد ز من...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اگر آن ماه مهربان گردد
اگر آن ماه مهربان گردد شاعر : خواجوي کرماني غم دل غمگسار جان گردد اگر آن ماه مهربان گردد همه اجزاي من زبان گردد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ز جام عشق تو عقلم خراب مي‌گردد
ز جام عشق تو عقلم خراب مي‌گردد شاعر : خواجوي کرماني ز تاب مهر تو جانم کباب مي‌گردد ز جام عشق تو عقلم خراب مي‌گردد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چه بادست اينکه مي‌آيد که بوي يار ما دارد
چه بادست اينکه مي‌آيد که بوي يار ما دارد شاعر : خواجوي کرماني صبا در جيب گوئي نافه‌ي مشک ختا دارد چه بادست اينکه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در راه قربت ما ره‌بان چه کار دارد
در راه قربت ما ره‌بان چه کار دارد شاعر : خواجوي کرماني در خلوت مسيحا رهبان چه کار دارد در راه قربت ما ره‌بان چه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
با درد دردنوشان درمان چه کار دارد
با درد دردنوشان درمان چه کار دارد شاعر : خواجوي کرماني با ناله‌ي خموشان الحان چه کار دارد با درد دردنوشان درمان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
درد محبت درمان ندارد
درد محبت درمان ندارد شاعر : خواجوي کرماني راه مودت پايان ندارد درد محبت درمان ندارد اما ز جانان امکان ندارد ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کسي کو دل بر جانان ندارد
کسي کو دل بر جانان ندارد شاعر : خواجوي کرماني دلي دارد وليکن جان ندارد کسي کو دل بر جانان ندارد سري دارد سر و...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن پريچهره که جور و ستم آئين دارد
آن پريچهره که جور و ستم آئين دارد شاعر : خواجوي کرماني چه خطا رفت که ابروش دگر چين دارد آن پريچهره که جور و ستم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر کو بصري دارد با او نظري دارد
هر کو بصري دارد با او نظري دارد شاعر : خواجوي کرماني با او نظري دارد هر کو بصري دارد هر کو بصري دارد با او نظري...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل من باز هواي سر کوئي دارد
دل من باز هواي سر کوئي دارد شاعر : خواجوي کرماني ميل خاطر دگر امروز بسوئي دارد دل من باز هواي سر کوئي دارد مدتي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کدام يار که ما را پيام يار آرد
کدام يار که ما را پيام يار آرد شاعر : خواجوي کرماني از آن ديار حديثي بدين ديار آرد کدام يار که ما را پيام يار آرد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون صبا نکهت آن زلف پريشان آرد
چون صبا نکهت آن زلف پريشان آرد شاعر : خواجوي کرماني دل پر درد مرا مژده‌ي درمان آرد چون صبا نکهت آن زلف پريشان آرد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خدنگ غمزه‌ي جادو چو در کمان آرد
خدنگ غمزه‌ي جادو چو در کمان آرد شاعر : خواجوي کرماني هزار عاشق دلخسته را بجان آرد خدنگ غمزه‌ي جادو چو در کمان آرد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نقاش که او صورت ارژنگ نگارد
نقاش که او صورت ارژنگ نگارد شاعر : خواجوي کرماني کي چهره‌ي گلچهر چو او رنگ نگارد نقاش که او صورت ارژنگ نگارد ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390