از ته دل قدر شهيد بابايى را مى‌دانستم
شهيد بابايى اوايل انقلاب در نيروى هوايى ستوان يك بود. در فاصله‌ى سه سال، درجه‌ى سرهنگى گرفت و فرمانده‌ى آن پايگاه در اصفهان شد؛ يعنى از ستوان...
يکشنبه، 27 دی 1388
شهيد عباس بابايي به روايت دخترش
در جاي جاي اين گفت‌وگو سلما بابايي يادآور مي‌شود كه پدرم، موجب افتخار ايران بود و هست و درست است كه شهيد بابايي، باباي من و افتخار من و همه‌ي...
يکشنبه، 27 دی 1388
منم مهدي خندان
همه او را يك فرد شلوغ، خشن، سخت و اهل بگو و بخند مي‌شناختند اما اعتقادش چيز ديگري بود. بعد از مرحله اول عمليات والفجر چهار، برگشته بوديم عقب....
يکشنبه، 27 دی 1388
شهيد مجتبي هاشمي از زبان همسر
كمتر كسي چون يك همسر فداكار و هوشمند مي‌تواند زير و بم احساسات و عواطفي را كه شهيد را به ايثار جان خويش مشتاق مي‌سازد، بشناسد و چون او، مشوق...
يکشنبه، 27 دی 1388
روايتي دست اول از اولين عمليات استشهادي هوايي
دود سياه رنگي كه صبح سي‌ام تيرماه 1361 از پالايشگاه بزرگ «الدوره» در حومه بغداد برخاست، روياهاي سياسي حزب بعث و صدام را برآشفت. قرار بود كنفرانس...
يکشنبه، 27 دی 1388
شهيد صياد شيرازي به روايت مادر
از مهم ترين خصوصيات علي محبت زياد و درك باليش بود.وقتي بچه دومم را باردار بودم (برادر شهيد كه 3 سال از او كوچك تر است)، باز به او محبت خاصي داشتم....
پنجشنبه، 24 دی 1388
محمود نيامد
کوچه هاي منتهي به خانه محمود ،در کرمانشاه ، بوي عطر و اسپند مي داد و پلاکارد هاي رنگارنگ و چراغ هاي چشمک زن منتظر بودند تا چشم شهر و خانواده...
سه‌شنبه، 22 دی 1388
زنده باد کميل!
براي مصاحبه نرفته بوديم نشستيم ،گپ زديم و برخاستيم ، ولي از آنجا که چشمانمان ديگر خود را مکلف کرده اند که ديده هايشان را براي شما بازگو کنند...
سه‌شنبه، 22 دی 1388
خاطراتي از شهيد محمدجواد تندگويان
محمدجواد تندگويان در سپيده دم 26 خرداد سال 1329 هـ. ش پا به عرصه هستي نهاد. قبل از اين که به مدرسه برود، پدرش او را به مسجد برد و با قرآن آشنا...
سه‌شنبه، 22 دی 1388
موفقيت هاي شهيد دکتر مصطفي چمران رحمت الله عليه
او از کوچکي تدريس مي کرد و قسمتي از خرج روزمره ي خود را از راه تدريس به دست مي آورد . مصطفي در رياضيات و بخصوص درس هندسه ، آن قدر توانا بود که...
سه‌شنبه، 22 دی 1388
چه قدر چهره آقای شهردار برای پیر زن آشنا بود!
پیرزن همانطور که با دستش به تیرک چوبی شکسته تکیه داده بود، یکریز ناله و نفرین می کرد. حق داشت؛ سیل تمام خانه و زندگی اش را به هم ریخته بود... -...
چهارشنبه، 16 دی 1388
از مهتابي مسجد تا مهتاب شهادت
«خليج آباد» نام روستايي است در اطراف نيشابور. سال هزار و سيصد و چهل، علي خالو در همين روستا ديده به جهان مي گشايد. پس از گذراندن دوره ابتدايي،...
چهارشنبه، 16 دی 1388
شهید آسمانی
جهان بر مدار عشق می چرخد و ذره ای در جهان نیست که عاشق نباشد و در این میان انسان خاکی عاشق ترین خلق شده و چون معشوق پاینده است. پرچم عشق فرو...
چهارشنبه، 16 دی 1388
شهیدی که از دست امام شربت نوشید
دشتی از همان دوران خاطره ای شیرین و شنیدنی برام تعریف کرده بود که حکایت از روح لطیف و ملکوتی حضرت امام (ره)داشت. با آن لهجه ی شیرین خودمانی،...
چهارشنبه، 16 دی 1388
با خاطرات شهیدان
از تورّم پلک ها و چشمان قرمزش پی به گریه های مداومش برده بودم. من که طاقت دیدن آسمان ابری نگاهش را نداشتم، چطوری می توانستم بارانی شدن آنها را...
چهارشنبه، 16 دی 1388
او می خواست جور دیگری زندگی کند
توی محله «خسروی نو»ی مشهد، همه، چراغچی را می شناختند؛ می دانستند دم حمام شاه،سربازار سرشور، یک حیاط هفتصد متری، سه طبقه و خیلی بزرگ هست که منزل...
چهارشنبه، 16 دی 1388
رازهاي وزير نفت!
صبح روز جمعه 9 آبان 1359 وزير نفت، دو معاون و دو محافظ و راننده با خودروي کاديلاک به سوي آبادان حرکت کردند. نزديک پل بهمن شير کاروان مسؤولين...
چهارشنبه، 16 دی 1388
وقتي هواي شهر نفس گير مي شود ...
سال 1374 اعمال حج تمتع را تمام کرد و از احرام خارج شد. لباس احرامش را شست و خشک کرد و بعد، از همه ي همسفرانش خواست تا برروي لباس احرامش بر اسلام...
چهارشنبه، 16 دی 1388
آنچه فهميدني بود فهميده بود !
يک نگاه ساده که توي تقويم مي اندازي ، مي بيني که روزها ، نامهاي مختلفي دارند : روز مادر ، روز پدر ، روز جوان ، روز جهاني کودک . روز جهاني دختران...
چهارشنبه، 16 دی 1388
مي خواهم از حميد بگويم از زندگي اش
ـ شهادت : 26 بهمن ماه 1364 همراه با تيم پزشکي در حال مداواي مجروحان در اورژانس خط مقدم چهل سالگي عمر زيادي است . شايد آخرين حد عمر . مي گويند...
سه‌شنبه، 15 دی 1388