مسیر جاری :
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم
عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
من اگر خارم و گر گل چمن آرایی هست
من اگر خارم و گر گل چمن آرایی هست
که از آن دست که او می کشدم می رویم
بارها گفته ام و بار دگر می گویم
بارها گفته ام و بار دگر می گویم
که من دلشده این ره نه به خود می پویم
فاتحه ای چو آمدی بر سر خسته ای بخوان
فاتحه ای چو آمدی بر سر خسته ای بخوان
لب بگشا که می دهد لعل لبت به مرده جان
دشمنان را ز خون کفن سازیم
دشمنان را ز خون کفن سازیم
دوستان را قبای فتح دهیم
بازنشان حرارتم ز آب دو دیده و ببین
بازنشان حرارتم ز آب دو دیده و ببین
نبض مرا که می دهد هیچ ز زندگی نشان
گر چه تب استخوان من کرد ز مهر گرم و رفت
گر چه تب استخوان من کرد ز مهر گرم و رفت
همچو تبم نمی رود آتش مهر از استخوان
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
وقف، نماد رشد انساني در جامعه ديني است.
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...
از نشانه هاي بي خردي ، ندانستن ثبات فکري و تنوع طلبي زياد است .
اگر هم سفر از تو بهتر و يا با تو برابر نباشد و يار اگر نادان باشد تنهائي...
پشت نگاهم نگاهی است که از فراسوی زمان و مکان تو را انتظار می کشد
تمامی...
رو به سوی تو نمودم که پناهم بدهی
بلبل هفت تا بچه ميزاره، شيش تاش سره ، يكيش بلبل ! «ضرب المثل ايراني»
وقف،چشمه جوشان و مستمر براى حيات ابدى است.
تو آمدی رمضان سفره ی ضیافت شد