زد قدم در ملک هستى حافظ صلح حسن تا دهد با صبر خود در صحنه جولانى دگر نهضت خونین عاشورا و پیکار حسین یافته از این پسر گرمى میدانى دگر ولادت...

محور چرخ عبودیت چو زین العابدین داده بر محراب طاعت عشق و ایمانى دگر گوهرى را داده بر ما مکتب بحر العلوم تا نگردد جاگزین علم ، نادانى دگر ...

آفتاب عزّت از عرش جلال آمد پدید روز عید شادمانى را هلال آمد پدید آفتابِ فضل، تابان گشت از کوه شکوه ظلمت شب هاى هجران را وصال آمد پدید ولادت...

آسمان علم را تابنده ماه آمد عیان گلستان شرع را خرم نهال آمد پدید در سپهر عزّ و شوکت آفتاب آمد فراز بر هماى دین و دانش پر و بال آمد پدید ...

اى مسلمان دیده ات روشن که از لطف خدا هادى الامّه شه احمد خصال آمد پدید عشق و دل را موجبات اتّحاد آمد عیان جان و تن را موجبات اتّصال آمد...

آن سومین ابوالحسن از خاندان وحى چون سه على دیگر باشدعبادتش افزون زریگهاى بیابان عطاى او بیش از ستاره ‏هاى درخشان فضیلتش ولادت امام هادی...

ساقى امشب با پیمانى دگر سفره رنگین کرده بهر تازه مهمانى دگر باغبان را گو بپاشد بذر شادى در زمین تا ببارد ابر رحمت باز بارانى دگر ولادت امام...

باید آدم در جنان امشب گل افشانى کند تا به تخت گل نشیند جان جانانى دگر تا نترسد نوح پیغمبر ز طوفان بلا رحمت حق کرده بر پا باز طوفانى دگر ولادت...

گر مسیحا مرده را زا نفاس گرمش زنده کرد جسم او را داده میلاد نقى ، جانى دگر بر جواد ابن الرضا حق داده از دریاى جود گوهر ارزنده و در درخشانى...

از شب ظلمانى و تاریکى ره غم مخور ز آنکه آید بعد شب صبح درخشانى دگر خاتم پیغمبرانت تبریک گوید بر على چون على را آمده ماه فروزانى دگر ولادت...