جن و ملک ز ماتم زهرا گریستند

جن و ملک ز ماتم زهرا گریستند کر و بیان عالم بالا گریستند از خنجری که دشمن حق زد به نخل دین یاران زخم خورده چو مولا گریستند شهادت حضرت فاطمه...

زان لطمه ای که بر رخ خیر النساء زدند

از آتشی که کرد بپا غاصب فدک غیر از نفاق و کینه نشانی بجا نماند زان لطمه ای که بر رخ خیر النساء زدند آتش ز غصه بر جگر مرتضی زدند شهادت حضرت...

ز آتشی که بر در بیت الشرف زدند

ز آتشی که بر در بیت الشرف زدند جز اشک غم به دیده خونبار ما نماند از ضرب در چو پهلوی زهرا شکسته شد بر شیعیان به غیر غم و ابتلا نماند شهادت...

آتش ز غصه بر جگر مرتضی زدند

دانی چه سوگواری و اندوه و ماتمی شور و نشاط و سرخوشی شیعیان گرفت زان لطمه ای که بر رخ خیر النساء زدند آتش ز غصه بر جگر مرتضی زدند شهادت حضرت...

مه در محاق رفت و دل آسمان گرفت

مه در محاق رفت و دل آسمان گرفت خورشید تیره گشت و زمین و زمان گرفت ناموس حق چو گشت شهید از جفای خصم دربارگاه قدس دل عرشیان گرفت شهادت حضرت...

به ضربه ای که نفس راه کوچه را گم کرد

به ضربه ای که نفس راه کوچه را گم کرد  شبیه بال و پر مادرم، پرم افتاد  هنوز هم که هنوزه تنم عطش دارد  مریض گشتم و لرزه به پیکرم افتاد  میان...

مدینه بود که در کوچه بر سرم افتاد

تمام موی سر من سفید شد، زینب دمی که بال و پر یاس پرپرم افتاد وَ آن زمان که عدو مادر مرا می زد مدینه بود که در کوچه بر سرم افتاد شهادت حضرت...

رسید روضه به اینجا که مادرم افتاد

رسید روضه به اینجا که مادرم افتاد  تمام دار و ندارم برابرم افتاد  خدا گواست پدر را خمیده تر دیدم  صدای ناله مادر که در حرم افتاد شهادت حضرت...

برای غربت خود نه، برای پهلویت

برای غربت خود نه، برای پهلویت  گمان کنم  به کنارت خلاصه می‌میرم  وَ باورم نشود اینکه عاقبت روزی  جنازه‌ی تو به روی دو دست خود گیرم شهادت...

کنار  بستر  تو  بستری  شدم  اما

کنار  بستر  تو  بستری  شدم  اما  مریض عشقم و اینگونه گشته تقدیرم  تو درد می‌کشی و من به سینه می‌کوبم  برای درد تو، باچاه روضه می‌گیرم شهادت...