لاله ها پژمرد بلبل را دگر آوا نبود

لاله ها پژمرد بلبل را دگر آوا نبود هیچ کس در باغ ، مثل باغبان تنها نبود یک مدینه دشمن و یک خانه بی فاطمه بانوی آن خانه کس بجز زینب کبری نبود ...

برخیز و در نگاه علی خوب ، کن نگاه

برخیز و در نگاه علی خوب ، کن نگاه تو سوختی چو شمع و علی ریخت مثل آب پیرم مکن فزون تر از این جان فاطمه برخیز و کن محاسن مظلوم را خضاب شهادت...

ای زهره ی همیشه ی حیدر به من بتاب

ای زهره ی همیشه ی حیدر به من بتاب بار دگر سلام علی را بده جواب شد زندگی بدون تو تصویری از حباب آب حیات من تویی و زندگی سراب شهادت حضر فاطمه...

تو جان حیدری و هم علیست جان تو

تو جان حیدری و هم علیست جان تو دو جان چگونه شود پس جدای  افتادن به سمت حضرت مولا کشان کشان رفتی نبوده در پر و بال تو نای افتادن و باید از...

تمام سختی عالم به دوش تو وقتی

تمام سختی عالم به دوش تو وقتی میان خانه ات آید صدای افتادن میان خانه تو و ، پشت در چهل نامرد و نیست وقت مناسب برای افتادن از آن زمان که در...

خواست تا شانه کند موی سر زینب را ...

خواست تا شانه کند موی سر زینب را ... شانه از دست گرفتار بیفتد سخت است ! دیدنِ سوختهء درب کمی سخت! ولی دیدنِ صحنه به تکرار بیفتد سخت است ... ...

صورت حور که از برگ گلی نازک تر

صورت حور که از برگ گلی نازک تر گذرش چون که به دیوار بیفتد سخت است ... آنکه مادر شده این واقعه را می فهمد بعدِ شش ماه اگر بار بیفتد سخت است ...

به زمین خوردن مادر به کناری امّا ...

به زمین خوردن مادر به کناری امّا ... پیش چشم پسر انگار بیفتد سخت است مرد باشد ، و زنش پشت در خانهء او در دل آتش اغیار بیفتد سخت است سینه...

اشک از دیده ی خونبار بیفتد سخت است

اشک از دیده ی خونبار بیفتد سخت است هر کجا بستر بیمار بیفتد سخت است اوج این واقعه را جان علی می داند خانم خانه که از کار بیفتد سخت است به...

زینب میان خواب به خود گفت: مادرم

زینب میان خواب به خود گفت: مادرم دست ضعیف او به گمانم شکسته است من هم ز سرفه‌های  شدیدش گرفته‌ام راه نفَس به سینه‌اش این بار بسته است حالا...