"جنگ" است هنوز و "کربلا": عشق جلی "جانباز"ترین لاله ای دشت : "ولی" "عضویت" این مدرسه "زینب" دارد چون "مرد بسیج" شد : "حسین بن علی"

"عشقی" به مذاق حق "خدایی" بوده ست کز شور "حسین " نینوایی بوده ست چون "معرفت" خوش "ابالفضل" علی "ایمان بسیج" ، "کربلایی" بوده ست

در جبهه دروس "عاشقی" پاس شده است شاگرد اول : "لاله" ترین "یاس" شده است روح "شهدا" به ما "نشانی" دادند "سرمشق" بسیج : "دست عباس" شده است

لبیک یا "حسین " ، منجلی می‌گویند مانند "ابالفضل"، "ولی" می‌گویند در "عرش "چه محشری به پا می‌گردد تا نسل "بسیج" : "یا علی" می‌گویند

چون تیغه "ذوالفقار" حق "منجلی" اند "سرباز ولایت" اند و "یار ولی" اند الحق که "محمدی" ترین "فاطمیون" آنان که "بسیجیان" راه "علی" اند

گردید "عدو" از "عدد" و "غیرت" : گیج این است "هنرنمایی" نسل "بسیج" "سرباز ولی" و "پاسدار وطن" اند با نام بزرگ "فارس" در آب "خلیج"

آن کس که "خداطلب" بود: خاطر خواه با گفتن : "یا علی" نهد پای به راه در ماه "محرم"به طف "عاشورا " "یاران حسین" جمله "مردان بسیج"

نیروی سترگ "عشق" و "ایمان" شده است چون "حافظ" خاک پاک "ایران" شده است از برکت "انقلاب اسلامی" ما تاسیس : "بسیج مستضعفین" شده است

چون "بیشه" عشق جای "جولان" باشد "غرش" بشنو! "شیر" فراوان باشد این نعمت "امنیت" در" ایران" بزرگ مدیون "بسیج مستضعفین" باشد

تا "چفیه" به دوش، "چکمه" بر پا دارد بر دیده همیشه "امر مولا" دارد این "هیمنه" و "صلابت" اش: دشمن ترس با نام "بسیج" عشق "معنا" دارد