مسیر جاری :
بسیجی، برکه غیرت دینی است و برف سپید بامدادی برهربام و بر زن و شهر و دیار...
بسیجی، برکه غیرت دینی است و برف سپید بامدادی برهربام و بر زن و شهر و دیار اسلامی.
بازوان بسیجی بوسهگاه روح خداست و بلندای قامتش بازوی امن بندگان الهی.
بازوان بسیجی بوسهگاه روح خداست و بلندای قامتش بازوی امن بندگان الهی.
بسیج، سرو بلند باغ پیروزی است و ستاره سهیل سحرهای ستم سوزی.
بسیج، سرو بلند باغ پیروزی است و ستاره سهیل سحرهای ستم سوزی.
بسیج، ستاره سماواتیان در زمین است. و صاعقه مرگ ستمگران زمان، سلاح رهایی...
بسیج، ستاره سماواتیان در زمین است. و صاعقه مرگ ستمگران زمان، سلاح رهایی محرومان است و سوهان روح مستکبران، سنگرنشین سفره هفتسین باصفای آزادی...
بسیجی، لاله سرخفام جبهههاست و لؤلؤ صدفهای «لااله الاالله». ذوالفقار...
بسیجی، لاله سرخفام جبهههاست و لؤلؤ صدفهای «لااله الاالله». ذوالفقار خشم و غیرت بر سر خناسان و وسوسهگران است.
سیجی، گلسرخ لالهزار مروت و مردانگی و آب زلال و شیرین در کویر زندگی است.
سیجی، گلسرخ لالهزار مروت و مردانگی و آب زلال و شیرین در کویر زندگی است.
کتاب، غذای روح است و روح از کتاب زنده است. کتاب، یار مهربانی ست که در همه...
کتاب، غذای روح است و روح از کتاب زنده است. کتاب، یار مهربانی ست که در همه احوال، دستگیر و همدم دلتنگی هاست؛ یاری که اگر تو بخواهی، هیچ گاه رهایت...
کتاب، معلمی دلسوز است که در فضای اندیشه ها بال می گشاید.
کتاب، معلمی دلسوز است که در فضای اندیشه ها بال می گشاید.
کتاب، سکوی تعالی ادراک آدمی است.
کتاب، سکوی تعالی ادراک آدمی است.
گوهر علم در گران بهاترین صدف تاریخ، یعنی کتاب جای گرفته است.
گوهر علم در گران بهاترین صدف تاریخ، یعنی کتاب جای گرفته است.
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
کس نیست که مهر تو درو شاید بست
کهف التقی، بدر الشرف، نور الهدا، ابن الرضا
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت
با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید
فرزند كسي نميكند فرزندي، گر طوق طلا به گردنش بر بندي ! «ضرب المثل ايراني»
يك ارزن از دستش نمي ريزه ! «ضرب المثل ايراني»
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش...
فدایت ای گل زیبای هستی
نمی دانم کجا بی من نشستی
قشنگی های دنیایم تو هستی
یگانه...
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته ده
بانوی پهلو شکسته شِکوه از دردش نکرد